|
دوستان عزیز این وبلاگ بعلت هک شدن و غیر قابل بازسازی به وبلاگ
http://www.lailatolgadr.ir/weblog منتقل شده است. دوستان می توانند به آدرس یاد شده مراجعه کنند. دیگر بروز نخواهد شد.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 15:24  توسط حسین خطیبی
|
این وبلاگ در حال باز سازی است تا چند روز دیگر در خدمت دوستان خواهیم بود. انشاالله تعالی
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 17:52  توسط حسین خطیبی
|
این وبلاگ در حال باز سازی است تا چند روز دیگر در خدمت دوستان خواهیم بود. انشاالله تعالی
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 17:51  توسط حسین خطیبی
|
دوستان عزیز و محترم این وبلاگ توسط گروهی بی دین و بی ولاء شخصی بنام مانا ( روز نگارهای مانا ) هک شده است. انشاءالله تا ۴۸ ساعت دیگر با سایتی مجهز در خدمت خواهم بود. ای بی مروت شاد باش ما قویتر از آنیم که با این کارها عقب نشینی کنیم. فکر میکنی شق القمر کرده ای. بد بخت فکر میکنی نمی شناسم به همه دوستان معرفی خواهم کرد. مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر ضد ولایت فقیه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 21:17  توسط حسین خطیبی
|
روز جهانی قدس ایهاالناس- ایها المسلمین-- آزادادگان جهان اتحدو اتحدو همگی در روز جهانی قدس با فریاد مرگ بر آمریکا و اسراییل به حمایت از مسلمانان و مظلومین و ستم دیدگان فلسطین خواهیم شتافت . جمعه: ۲۸/۷/۸۵ مصادف با ۲۶ رمضان۱۴۲۷: روز جهانی قدس. حضرت امام خمینی ره فرمودند: روز قدس را باید مسلمانان زنده نگه دارند. ( صحیفه نور ج۱۲ ص ۲۷۱ ). مقام معظم رهبری ( مدظله العالی) فرمودند: فرا رسیدن روز جهانی قدس وظیفه مبرم پشتیبانی و دفاع از ملت مظلوم فلسطین را بار دیگر با تاکیدی از همیشه بیشتر به مسلمانان غیور جهان یاد آوری می کند.( ۲۴/۱/۶۹). کیفر یاری نرساندن به مظلوم بیچارگی دنیا و آخرت: امام صادق ع می فرماید: ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخره ( بحار الانوار ج ۷۵ص۱۷) هر مومنی که - با داشتن توانایی - برادر مومنش را یاری نکند خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد کرد. نزول بلا : امام سجاد ع می فرماید : ... الذنوب التی تنزل البلاء ترک اغاثه الملهوف و ترک معاونه المظلوم... ( بحارالانوار ج۷۳ص۳۷۵ ) از گناهانی که سبب نزول بلا می شود به فریاد مظلوم نرسیدن و ترک یاری ستمدیده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 1:39  توسط حسین خطیبی
جوان در آیینه قران و حدیث مظاهر طبیعت هیچ گاه یکنواخت نبوده و نیست بلکه با قوت و ضعف - کاستی و فزونی و دگرگونیهای گوناگون همراه می باشند. بخشی از ساعات شب است و سکوت و فراغت بخشی روز و هنگامه تلاش و معاش - فصلی زمستان است و طبیعت در سکون و جمود . فصلی بهار است و سر سبز و خرم و فصلی دیگر پاییز سرد است و همراه با باد صرصر. کشتی عمر انسان نیز چنین است . یعنی پیوسته در امواج و در حال دگرگونی است: وقدخلقکم اطوارا. شما را چه شده است که خدا را مدبر نمی شناسید و از او بیم ندارید و حال آنکه شما را مرحله به مرحله خلق کرده است. و با این تدبیر حیات شما را در سه هرم اصلی قرار داده است: کودکی-- جوانی -- پیری. این تغییرات در چهار چوب تقدیرات و تدبیرات حکیمانه خداوند انجام می گیرد: الله الذی خلقکم من بعد ضعف ثم جعل من ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفا و شیبه یخلق ما یشاء و هو العلیم القدیر . خداست آن کس که شما را ابتدا نا توان آفرید آنگاه پس از نا توانی قوت بخشید سپس بعد از قوت ناتوان و پیری داد. هر چه بخواهد می آفریند و هموست دانای توانا. ارزش جوانی : عمر آدمی به کوه بلندی می ماند که انسان از کودکی برای رسیدن به قله آن حرکت می کند. در نو جوانی از دامنه آن بالا می رود و سر انجام در جوانی به قله اش می رسد پس جوانی صعود به رفیعترین قلل زندگی و رسیدن به چشمه سار فروغ درخشندگی و دریافت مدال قدرت و امید و نشاط جوانی آغاز دوران مسوولیت پذیری و زندگی اجتماعی است. جوانی بهترین فرصت برای بهره گیری از مواهب جهان طبیعت و دانش و معرفت است.جوانی گوهر شایسته و اهرم گران سنگی است که قران از آن به نصیبتعبیر کرده و به حراست آن توصیه می کند: لا تنس نصیبک من الدنیا ... و سهم خود را از دنیا فراموش مکن. امام صادق ع در تفسیر این آیه می فرماید: مقصود از آن آیه این است که: لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک و غناک وان تطلب به الاخره .سلامت- نیرو مندی- فراغت - جوانی - نشاط و بی نیازی خود را فراموش منما و متوجه باش از آنها به نفع آخرت خود استفاده کن. جوانی بسیار ارزشمند است. زندگی بدون جوانی به آسمان بی ستاره و بوستان بی گل و حیات بی آب می ماند. به همین لحاظ است که در قیامت دوران جوانی و کیفیت صرف آن موردسوال قرار می گیرد چنان که پیامبر اکرم ص فرمود: ان العبد لا تزول قدماه یوم القیامه حق یسال عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه- در قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم بر نمی دارد تا اینکه از او سوال می شود: از عمرش که در چه کاری فانی کرده و از جوانی که در چه راهی فرسوده اش کرده است. این حدیث نشان می دهد که خداوند به قدری به جوانی و جوان ارزش قائل است که روز قیامت مستقلا از آن سوال می کند که در کجا سپری شده است با این که جوانی خود قسمتی از مجموع عمر آدمی است و سوال از عمر - سوال از جوانی هم هست چون که صد آمد نود هم پیش ماست ولی بخاطر ارزش و اهمیت خاصی که دارد . مستقلا از آن سوال می شودچرا که جوانی بهار عمر است. جوانی - زمان طراوت- نیرومندی و زمان آینده سازی است. چگونگی بقیه عمر آدمی به تصمیم جدی در این مقطع حساس و مهم بستگی دارد. اما در عین حال - زمان عاطفه - احساس - غرور و گردنکشی هم هست! و تنها جوانان با ایمان و با اراده می توانند استفاده کامل از این ایام که باید مقداری از آن به نشاط و شادی و ورزش بگذرد با تصمیم گیری بجا و سنجیده آینده ای روشن را برای خود تدارک ببینید. جوانی روز روشن است و پیری تاریکی است و در روز جوانی باید برای شب پیری چراغی تهیه کرد. و از این دوران پر شور نهایت سود را جست و ارزشهای ماندگاری به دست آورد. جوان و استعدادهای آموزش: مقطع جوانی به لحاظ طراوت - نشاط- تحرک و تلاش جسمی و روحی که بر آن حاکم است آمادگی و استعداد خاصی برای آموزش دارد که در مقاطع پیری و کهولت نیست. حضرت علی ع در وصیت خود به فرزند ارشدش امام حسن ع می فرماید: و انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شییء قبلتهدل نوجوان مانند زمین خالی ( از کشت و زرع و درخت و گیاه ) است هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد. ابو جعفر اخول یکی از دوستان و شاگردان امام صادق ع که مدتی به تبلیغ مذهب تشیع و نشر تعالیم اهل بیت ع اشتغال داشت روزی به خدمت آن حضرت مشرف شد . امام ع از او پرسید : مردم بصره را در قبول اهل بیت ع و سرعت پذیرش آیین تشیع چگونه یافتی؟ گفتم: تعداد اندکی از آنان مذهب و تعالیم شما را پذیرفتند حضرت فرمود:علیک بالا حداث فانهم اسرع الی کل خیر توجه تبلیغی خود را به نسل جوان معطوف دار . زیرا جوانان به هر خیر و صلاح زودتر می گرایند. مسوولیت پذیری جوان: جوان رشید و پیر اندیش و تجربه آموز- در منظور قران جایگاه خاصی دارد به همین دلیل برخی از مسوولیتهای فرهنگی و اجرایی را به دست او می سپاردکدام مقام- بالاتر از مقام نبوت و چه مسوولیتی سنگین تر و مهمتر از بت شکنی و فراخوانی مردم به توحید و خدا پرستی است. خداوند متعال این مسولیت خطیر را به دست ابراهیم جوان می سپارد. هم او که وقتی وارد بتخانه شد و آنها را شکست و از بین برد مردم از یکدیگر پرسیدند چه کسی این کار را کرده است؟! قالواسمعنا فتی یذکرهم یفال له ابراهیم گفتند : شنیدیم جوانی از آنها ( به بدی ) یاد می کرد که به او ابراهیم گفته می شود. حضرت ابراهیم در جوانی به پیامبری مبعوث می شود و مسولیت هدایت مردم را بر عهده می گیرد. پس جوان لایق و کاردان می تواند مسوولیتهای مهم فرهنگی و اجرایی را بپذیرد . سیره رسول خدا و دومین شاهد این مدعاست! برای نمونه : ۱))) نخستین معلم و امام جمعه جوان : در عقبه اولی و ملاقات پیامبر اسلام ص با گروه دوازده نفری مدینه ضمن مذاکراتی از پیامبر درخواست کردند تا مبلغی به مدینه اعزام فرموده و دستورات دینی و قران کریم را به آنان بیاموزد و به تعالیم اسلام توسعه دهد. پیامبر ص به مصعب بن عمیر که آن روز جوان نو رس بود دستور داد به مدینه حرکت کند مصعب با شور و هیجان جوانی وارد این شهر شد و در کمال خلوص و جدیت برنامه های فرهنگی و آموزشی خود را آغاز کرد. گفتار آتشینش در سخنرانی - آهنگ گرمش در تلاوت قران- اخلاق پسندیده اش در معاشرت با مردم و تدبیر عاقلانه اش در حل مشکلات و اختلافات - افکار مردم را زیر و رو کرد. و اکثریت مردم مدینه مسلمان شدند . پس از آنکه تعداد مسلمانان رو به فزونی نهاد و جمعیتشان تشکل و انسجام یافت مصعب برای رسول خدا نوشت که اجازه بفرمایید نماز جمعه و جماعات بر پا کنم . پیامبر اکرم ص نیز اجازه داد اولین نماز جمعه در خانه سعدبن زراره - میزبان مصعب - برگزار گردیدو این اولین نماز جمعه ای بود در اسلام بر گزار شد. ۲))) انتصاب عتاب بن اسید:به فرمانروایی مکه و تعیین اسامه بن زیدبفرماندهی بزرگترین سپاه مسلمانان از سوی پیامبر اسلام ص هر یک نمونه دیگری از مسولیتهایی است که به قشر جوان و جوانان فرهیخته سپرده شده است. با اینکه برخی و بلکه تعداد زیادی از صحابه و مهاجر و انصار به فرماندهی جوان هیجده ساله رضایت نمی دادندو جوانی او را بهانه سرپیچی از این فرمان رسول ص قرار دادند ولی پیامبر با توجه به استعداد و لیاقت ذاتی و اکتسابی وی - او را به فرماندهی منصوب کرده و پیروانش را به فرمان بر داری از او فر خواند همین جوانان شایسته و امثال آنان همانند اصحاب کهف - حنظله غسیل الملائکه و عبدالله بن مسعود می توانند برای جوانان مومن این سرزمین سر مشق باشند. متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 2:29  توسط حسین خطیبی
|
ستم ستیزی و مظلوم نوازی انسان در بر خورد با هم نوعان خویش یکی از چهار حالت زیر را می تواند داشته باشد : ۱) ستمگر باشد. ۲) به ستمگران مدد رساند. ۳)بی تفاوت باشد. ۴) با ستم پیشه گان بستیزد. بدون تردید سه حالت نخست از نظر دین و خرد زشت و محکوم است و تنها راه چهارم فرا روی انسان مومن قرار دارد و او موظف است همه همت خویش را بکار گیرد که با ستمگر هرکه باشد به ستیز بر خیزد و ریشه ستم را هر جا باشد بخشکاند و چنین روحیه ای در دیدگاه عقل و شرع از اصول خدشه نا پذیر اخلاق اجتماعی است که امام علی ع آن را بهترین نوع عدالت معرفی می کند: احس العدل اعانه المظلوم ( شرح غررالحکم ج ۲ ص ۳۹۴) زیبا ترین عدل یاری کردن ستم دیده است. ضرورت پیکار با ستم و ستم پیشه و یاری رسانی مظلوم در اسلام به حدی است که ترک آن گناه کبیره محسوب می شود. ( بحارالانوار ج۱۰ص۲۲۹). ابعاد ستم ستیزی ظلم و بیداد آتش سوزانی است که اگر مهار نگردد همه چیز را در کام خود فرو می برد و همه ارزشهای زندگی را به نیستی خواهد کشاند به همین دلیل برای خاموش کردن شعله های سرکش آن به یک بسیج همگانی نیاز است در مرحله نخست مردم و دولت و خود افراد تحت ستم باید از وقوع و دوام بیداد جلوگیری کنند چنانکه در مرحله بعد خدا نیز به جنگ ستمگر خواهد آمد: الف )) توسط ستم دیده : در دیدگاه اسلام ستم پذیری نیز چون ستمگری محکوم است و هیچ کس حق ندارد زمینه ستم کشی خویش را فراهم آورد و در برابر ستمگر نرمش و سازش نشان دهد در قران مجید می خوانیم: ... لا تظلمون و لا تظلمون ( بقره: ۲۷۹) ستم نمی کنید و ستم نمی کشید. ب)) توسط دولت : دولتها موظفند زمینه هرگونه ستمگری و ستم پذیری را در جامعه نابود کنند و به هیچ کس اجازه کمترین ستم را ندهند ضرورت چنین اقدامی نیاز به هیچ برهانی ندارد و مورد تاکید خردمندان است. حضرت امیر ع در مقام خلافت با صلابت و تاکید می فرماید: ... و ایم الله لا نصحن للخصم و لا نصفن للمظلوم ( بحار الانوار ج ۳۲ص۳۳) به خدا سوگند برای دشمن خیر خواهی کرده -داد مظلوم را خواهم ستاند. سعید بن قیس همدانی نیز می گوید : در روزی گرم و سوزان امیر مومنان ع را در سایه دیواری دیدم پرسیدم : چرا در چنین ساعتی از منزل بیرون آمده ای ؟ پاسخ داد : ما خرجت الا لا عین مظلوما او اغیث ملهوفا ( بحار الانوار ج۴۰ص۱۱۳) بیرون نیامدم جز اینکه ستمدیده ای را کمک کنم یا به فریاد دادخواهی برسم . ج)) توسط مردم : افراد جامعه نیز در این باره مسئوولیتی خطیر دارند و موظفند به شکل انفرادی یا دسته جمعی در برابر ظالمان بایستند و مظلومان را یاری رسانند. رسول گرامی اسلام ص یارانش را فرمان داده بود که ستمدیده را یاری نمایند: ( وسائل الشیعه ج۳ص۳۰۱) امام صادق ع از پدرش امام باقر ع نقل می کند که فرمود: اگر پادشاه ستمگری بخواهد فردی را بی سبب کتک بزند یا بکشد یا به او ستم کند شما اگر نمی توانید به ستمدیده یاری رسانید - نباید در آنجا حضور یابید زیرا اگر مومن نزد مومن مظلومی باشدواجب است او را کمک کند ... ( بحارالانوار ج۷۵ص۱۷) . د )) توسط اراده الهی : چه بسا گستردگی زمینه های ستم و تنو مندی درخت ظلم و توان مردم و حکومتها را از رویا رویی با آن بگیرد یا ستمگر دور از چشم مردم و حکومتها دست به بیداد بزند در چنین مواردی اراده ستم سوز الهی کار ساز خواهد بود و ذات مقدس او با الطاف بیکران خویش به یاری مظلوم می شتابد و او را از چنگ ستمگر رهایی می بخشد و بیدادگر را به کیفر می رساند علاوه بر آیات متعدد قران در حدیث قدسی نیز آمده : یا موسی ... لا ترض بالظلم و لا تکن ظالما فانی للظالم بمرصد حتی ادیل منه المظلوم ( بحارالانوار ج۱۳ص۳۳۷) ای موسی ... به ستم راضی نشو و خود نیز ستم نکن که من در کمین ستمگرم تا انتقام مظلوم را از او بگیرم.
یاری همه جانبه : آنچه یاد شد منحصر به یاری مظلوم در برابر ضرر مالی و جانی تنها نیست بلکه هر گونه کمک به مومن مظلوم را شامل می شود و همه موظفند هر گونه ستمی را اعم از مادی و معنوی همچون ضرر مالی - آسیب جانی- استضعاف فکری و فرهنگی- آسیب عرضی و ناموسی و ... همه را از مومن دور سازند و اجازه ندهند در هیچ یک از ابعاد یاد شده ستمی ببیند. رسول گرامی اسلام ص در باره ستم ستیزی فرهنگی می فرماید: ... هر کس ضعیفی را در فهم و معرفتش کمک کند و به او یاد دهد که چگونه با دشنان دینی- که باطل گرا هستند - بحث نماید خداوند در سختیهای جان دادن یاری اش می کند ... و هر کس ( برادر مسلمانش ) را در مصالح دین و یا دنیایش یاری رساند تا کارش آسان شود خداوند مزاحمتهای شغلی او را مرتفع سازد. ( بحارالانوار ج۷۵ ص۲۱) . به جرات می توان گفت اعانت مظلوم در بعد فرهنگی و فکری به مراتب از یاری فیزیکی او در مسائل مادی ارزنده تر است زیرا اگر فرد و جامعه در استضعاف فرهنگی به سر ببرند چه بسا زمینه های ستم پذیری بیشتری را در خود فراهم آورند و ستمگران دیگری را بر سرنوشت خویش حاکم سازند اما اگر رشد فرهنگی یابند و از اسارت جهل و نادانی آزاد شوند از درون خویش می جوشند و حتی بدون یاری دیگران و با اتکای بر توانایی های فکری خود زنجیر های اسارت و ستم را پاره می کنند و اجازه هیچ گونه استثمار و ظلمی را بدیگران نمی دهند. یاد آور می شویم که یاری مظلوم منحصر به درخواست او نیز نمی شود و به صرف اطلاع باید بدان اقدام کرد حتی اگر خود او از کسی یاری نخواهد.
پاداش یاری رس: مبارزه با ستم و یاری رساندن به مظلوم خود ارزشی والاست که باید بدون هیچ چشمداشتی مغتنم شمرده شود. گر چه خداوند حکیم آثار گرانقدری را نیز در دو سرا برای این کردار شایسته در نظر گرفته است . از جمله : ۱)) زدودن گناهان : امیر مومنان ع فرمود : یکی از راههای زدودن گناهان بزرگ فریاد رسی مظلوم و رها سازی فرد گرفتار است. ( بحار الانوار ج۷۵ص۲۱) ۲)) توجه خدا: امام صادق ع فرمود: به چهار کس خداوند روز قیامت نظر لطف می اندازد : ( اول آنها ) کسی است که انسان پشیمانی را عفو کند یا به فریاد بیچاره ای برسد... ( بحارالانوار ج۷۵ص۱۹) ۳)) استواری قدم: رسول اکرم ص می فرماید : خداوند به حضرت داوود ع فرمود : هیچ بنده ای نیست که ستمدیده ای را یاری رساند یا در رفع ستم از او گام بر دارد جز اینکه گامهایش را در روزی که قدمها بلغزد استوار دارم.( میزان الحکمه ج۵ص۶۱۵) ۴)) اجر فراوان : رسول گرامی ص فرمود: هر کس مومنی را کمک کند تا از غم و اندوه و گرفتاری نجات یابد خداوند ده حسنه برایش می نویسد ده درجه بر درجاتش می افزاید ثواب آزاد سازی ده بنده به او عطا می کند ده بدی را از او می گرداند و روز قیامت شفاعت ده نفر را به او می سپارد. ( بحارالانوار ج۷۵ص۲۰)
کیفر یاری نرساندن به مظلوم :گفتیم که یاری نرساندن به مظلوم از گناهان کبیره است و کیفر گناه کبیره - در صورت عدم توبه - دوزخ خواهد بود علاوه بر این در سخنان پیشوایان معصوم عقوبتهای شدیدی برای ترک نصرت مظلوم پیش بینی شده است که به سه مورد اشاره می کنیم: ۱) بیچارگی دنیا و آخرت: امام صادق ع می فرماید: ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخره ( بحار الانوار ج۷۵ص۱۷) هر مومنی که - با داشتن توانایی - برادر مومنش را یاری نکند خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد کرد. ۲)) نزول بلا : امام سجاد ع می فرماید : ... الذنوب التی تنزل البلاء ترک اغاثه الملهوف و ترک معاونه المظلوم... ( بحارالانوار ج۷۳ص۳۷۵ ) از گناهانی که سبب نزول بلا می شود به فریاد مظلوم نرسیدن و ترک یاری ستمدیده است. ۳)) آتش برزخی: امام ششم ع فرمود : ( ملائک) به مرد نیکو کاری که مرده بود تازیانه ای زدند که بر اثر آن گورش مالا مال آتش شد . بدو گفتند این کیفر آن است که یک نماز بی وضو خواندی و به ضعیفی گذر کردی و او را یاری نرساندی ! ( بحارالانوار ج۷۵ص۱۸) از سوی دیگر ترک یاری مظلوم نوعی کمک به ستمگر نیز محسوب می شود که آن نیز کیفر های سختی در پی دارد. ( برای اطلاع بیشتر گناهان کبیره شهید دستغیب گناه ۳۰ مراجعه شود. التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 20:6  توسط حسین خطیبی
|
وجدان کاری و انظباط اقتصادی و اجتماعی ( قسمت دوم ) امام علی ع وجدان بیدار بشری
از افتخارات تاریخ انسان وجود انسانهایی است که زندگی خویش را وقف مردم کردند و تمام توان خویش را برای بهتر انجام دادن کار خدا پسندانه ای که به عهده داشتند به کار گرفتند نمونه کامل و زیبای این وجدانهای بیدار دومین شخصیت عالم آفرینش ** امام علی ع ** است که لحظه ای وجدان خدا جوی خویش را در میدان جنگ - مزرعه - منزل - مسند خلافت- ماموریت - عبادت و ... با وجدان کاری به فرجام رساند. از این رو سراسر کتاب زندگی آن مرد بی نظیر نمونه اعلای وجدان بیدار بشری بود که فراز هایی را در زیر می خوانیم: ۱)) در نخستین روزهای خلافت کسی شبانه با آن حضرت ملاقات کردو کاری خصوصی داشت امام بی درنگ چراغ بیت المال را خاموش کرد تا سوخت آن صرف سخنان خصوصی نشود. ( بحار الانوار ج۴۱ص۱۱۶) ۲)) وقتی شنید نیرو های معاویه به شهر مرزی ** انبار ** حمله کرده شهر را غارت و جواهر دو زن مسلمان و غیر مسلمان را هم به یغما برده اند با اندوهی وصف نا شدنی فرمود: فلو ان امرء مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما بل کان به عندی جدیرا ( نهج البلاغه خطبه ۲۷ ص ۹۵ بحارالانوار ج۴۲ص۲۰۶) اگر مرد مسلمانی از سوگ این ماجرا بمیرد قابل سرزنش نیست بلکه به نظر من شایسته مردن است ! ۳)) پس از ضربت خوردن در اوج بیداری وجدان به فرزندانش سفلرش کرد با ضارب مدارا کنند و از غذایی که خود می خورد به او بدهند و ( در صورت شهادت آن حضرت ) بیش از یک ضربه شمشیر به او نزنند و به بهانه شهادت آن حضرت حمام خون راه نیندازند. ( نهج البلاغه نامه ۴۷ ص ۹۷۸) ۴)) در مسند خلافت تمام توش و توان خویش را در راه سازندگی کشور و بهینه سازی حال مردم به کار گرفت هرگز از امکانات عمومی استفاده خصوصی نکرد زرق و برق دنیا و تجمل پرستی هیچ گاه چشمان بینایش را خیره نساخت به کمترین خوراک و پوشاک قناعت کرد. وجدان کاری در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی کاربرد دارد و بایستی حضور فعال داشته باشد به فرموده رهبر معظم انقلاب ** حضرت آیه الله خامنه ای ** : ... هرکس و در هر کجا که هستیم وجدان کار را در کاری که به گردن گرفتیم و تعهد کردیم رعایت کنیم چه این کار شخصی یا کاری برای نان در آوردن باشد و چه کاری اجتماعی و مردمی و مربوط به دیگران باشد همانند کارهای مهم اجتماعی و مسوولیتهای کشوری همه این امور را با برخورداری از وجدان انجام دهیم و به تعبیر معروف برای کار سنگ تمام بگذاریم ... ( پیام نوروزی - روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۶/۱/۷۳) در آن سوی مرزهای اسلامی نیز می توان از ** گاندی ** بعنوان فردی با وجدان عالی نام برد او- که مردم هند به لقب ** مهاتما : روح بزرگ ** مفتخرش کردند- در پاسخ درخواست استعمارگران که او را از ادامه مبارزه و رهبری مردم باز می داشتند گفته بود : ترجیح می دهم قطعه قطعه ام کنند ولی برادران خود را که از طبقات مطرود هستند نفی نکنم . ( وجدان ص ۲۹۵ ) انضباط اجتماعی : ** انضباط ** از واژه ** ضبط ** گرفته شده و به معنای خویشتن را خوب حفظ کردن است. ( المنجمد واژه ضبط ) ** انضباط اجتماعی ** یعنی افراد در همه کارهای اجتماعی خود را در چار چوب قانون شرع و عقل و مقرات عرفی نگه دارند تا هیچ تخلفی از آنان سر نزند . مقام معظم رهبری در بیان انضباط اجتماعی می فرماید: انضباط اجتماعی به معنای نظم پذیری در همه امور است که عبور نکردن از خط پیاده برای اتو مبیل ها در خیابان از آن جمله است اما از همین جا باید انضباط اجتماعی را شروع کنیم ودر همه مسائلمان تا مسوولیتهای بالا و بر خورد با مسائل کشور به آن توجه کنیم کسانی که مراجعات مردمی دارند در بر خورد با مردمی که به آنها مراجعه می کنند و نیز کسانی که کار را بر دوش گرفته اند نظم و انضباط در کار را باید رعایت کنند . ( روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۶/۱/۷۳) هیچ خردمندی در این مساله تردید ندارد که اساس زندگی اجتماعی بر نظم بنا شده و تار و پود جامعه به قانون بستگی دارد و اگر نظم و قانون مراعات نشود به اصطلاح ** سنگ روی سنگ بند نمی شود ** از این رو هر اجتماعی گر چه بدوی و جنگلی باشد باید قانون لازم الاجرا داشته باشد تا شکل بگیرد و به حیات خویش ادامه دهد. بخش مهمی از ادیان الهی نیز به نظم و انضباط اختصاص یافته اما در هیچ مکتبی چون اسلام بر این مساله تاکید نشده است شاید بتوان گفت : دین برای بر قراری نظم و انضباط در سراسر زندگی بشر آمده تا او را در زندگی فردی - اجتماعی و در رابطه با خود خدا و مردم منضبط و دقیق بار بیاورد . پیشوای هفتم امام کاظم ع به پیروان قران سفارش می کند که زندگی خویش را بر نظم و برنامه ریزی دقیق استوار سازند: تلاش کنید که شبانه روز خویش را به چهار بخش تقسیم کنید : بخشی برای مناجات با خدا - بخشی برای گذران زندگی- بخش سوم برای معاشرت با برادران دینی و مورد اطمینانی که عیوب و نا رسایی ها را به شما نشان دهند و در نهان با شما یکرنگ باشند و بخش چهارم را در خوشیهای حلال صرف کنید تا برای سه بخش دیگر توان و نیرو بگیرید. ( بحار الانوار ج۷۸ص۳۲۱) ابعاد انضباط اجتماعی : بخش بسیار محدودی از زندگی انسان به شکل فردی اداره می شود و مهم ترین بخش آن به شکل اجتماعی اداره می گردد. زندگی اجتماعی از خانواده شروع و تا روابط بین المللی ادامه می یابد. و هر یک از این مراحل نیز با کیفیت و اهداف گوناگونی تشکیل می شوند که نظم مخصوصی به خود را می طلبند بر این اساس شمارش ابعاد کمی و کیفی نظم اجتماعی کاری بسی دشوار بلکه دست نا یافتنی و در حد محال است. در اینجا به اهم آنها اشاره می کنیم : الف )) انضباط اقتصادی : منظور منظم بودن در کلیه امور اقتصادی از قبیل : تولید- توزیع- مصرف- داد و ستد و ... است بخش مهمی از احکام و قوانین جامعه - اسلامی یا غیر اسلامی - را مسائل اقتصادی تشکیل می دهد که هر شهر وندی موظف به اجرای آن است. در مکتب اسلام هر مسلمانی وظیفه دارد پیش از شروع به کار اقتصادی نخست قانون آن را بیاموزد تا طبق قانون خدا و نظم دینی اقدام کند و مرتکب خلاف نگردد امیر مومنان ع می فرمود : یا معشر التجار الفقه ثم المتجر ... ( وسائل الشیعه ج۱۲ص۲۸۲) ای گروه بازرگانان ! نخست احکام ( را بیاموزید ) سپس به بازار بروید. هر مسلمانی در میدان اقتصادی به صدها تابلو باید و نباید بر می خورد که هریک از آنها بخشی از نظم اقتصادی را رقم می زنند که رعایت آنها لازم و تخلف نا پذیر و یا پسندیده است. از سوی دیگر توزیع ثروت و مصرف و هزینه نیز باید طبق نظم و قانون و منزه از هر گونه بی انضباطی صورت پذیرد و هیچ کس مجاز نیست در اموال خویش ( با فرض اینکه همه آنها از راه حلال به دست آمده ) به دلخواه خود و خارج از چارچوب عقل و شرع تصرف کند چنانکه قران مجید از اسراف در مصرف نهی کرده می فرماید : کلواواشربوا و لا تسرفوا ( اعراف : ۳۱) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید. چنین قانونی در همه موارد مصرف کاربرد دارد و در خوردن و آشامیدن خلاصه نمی شود چنانکه روی سخن نیز با عموم مردم است. رهبر عزیز انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای در این باره می فرماید : انضباط اقتصادی و مالی به مفهوم مقابله با ریخت و پاش و زیاده روی و اسراف در مصرف است کسانیکه بیخود خرج می کنند و مصرف آنها زیاده از حد است موجودی جامعه را به لحاظ امکانات اقتصادی رعایت نمی کنند آنها بی انضباط اقتصادی و مالی هستند و این جانب از آحاد ملت مسئوولین کشور و مامورین دولت می خواهم که انضباط اقتصادی و مالی را جدی بگیرند و تمامی افراد جامعه بویژه کسانیکه اموال عمومی را مصرف می کنند تنها باید به قدر رفع نیاز و حاجت خرج کنند . ( روز نامه جمهوری اسلامی مورخه ۱۴/۱/۷۴ ص ۳) ب )) انضباط اخلاقی : بسیاری از مسائل اخلاقی نیز در اجتماع مفهوم پیدا می کنند مانند وفا بعهد و پیمان - احترام به اموال عمومی و دولتی - رعایت بهداشت اجتماعی - حسن خلق - داشتن حجاب- احترام به ناموس مردم- پرداخت حقوق دیگران و ... این گونه مسائل ** اخلاق اجتماعی ** نامیده شده نقش اساسی را در تنظیم روابط اجتماعی ایفا می کنند. ج)) انضباط سیاسی : مسلمانان باید همواره در چار چوب سیاسی خاصی که از سوی خدا پیامبر و اولوالامر ترسیم می شود گام بر دارند تا نظام اسلامی طبق برنامه صحیح و پویای خویش به پیش برود این مساله به شکلهای گوناگون مورد تصریح و تاکید قران مجید قرار گرفته است : یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ... ( نساء : ۵۴) ای کسانیکه ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحبان امر را نیز اطاعت کنید. التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 12:48  توسط حسین خطیبی
|
دومين اختر آسمان امامت و ولايت سبط اكبر- پور حيدر- كريم اهل بيت امام حسن مجتبي ع به همه رهروان راهش و بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد
اَلسَلامُ عليك یا سبط المصطفی ص وابن المرتضي علم الهدي كريم اهل بيت امام حسن مجتبي ع
زندگانی امام حسن مجتبی ع نخستین فرزند امیر مومنان ع و فاطمه زهرا س در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری چشم بجهان گشود. پیامبر اکرم ص نام نوزاد را از سوی خداوندحسن گذارد و در موردش فرمود: خداوندا! من او را دوست دارم تو نیز دوستش بدار. در جنگ جمل بفرمان حضرت علی ع همراه با عمار یاسر به کوفه رفت تا مردم را بسیج کند. در اثر تلاشها و سخنرانی های آن حضرت حدود دوازده هزار نفر به یاری امام شتافتند. در طول جنگ بسیار کوشید و فداکاری کرد تا سپاه امام علی ع پیروز شود. همچنین در جنگ صفین همراه پدر بود و رشادتها و جانفشانی ها از خود نشان داد. ویژگیهای اخلاقی امام حسن ع از هر جهت حسن بود در وجود مقدسش نشانه های انسانیت متجلی بود. از جمله: الف)) ارتباط با خدا: آن بزرگوار توجهی ویژه بخدا داشت. چون وضو می گرفت رنگش تغییر می کرد و وجودش به لرزه می افتاد و وقتی علت را می پرسیدند می فرمود: کسی را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست. امام صادق ع می فرماید: امام حسن ع عابدترین و زاهد ترین و برترین مردم زمان خویش بود. چون به یاد مرگ و رستاخیز می افتاد می گریست و بی حال می شد. ب)) جود و بخشش: امام حسن ع در طول عمر دو بار تمام اموال و دارایی خود و سه بار نیمی را در راه خدا بخشید. روزی یکی از کنیزان دسته گلی خوشبو به ایشان هدیه کرد. آن حضرت در برابر او را آزاد کرد. فرمود: خدا ما را چنین تربیت کرده است. سپس این آیه را خواند: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها(نساء:۸۶) چون بشما هدیه ای دادند به نیکو تر از آن پاسخ گویند. ج)) تواضع: امام حسن مجتبی ع روزی بر گروهی مستمند که بر روی زمین نشسته بودند و نان می خودند گذشت. آنان آن حضرت را به سفره خویش دعوت کردند. امام ع از مرکب فرود آمد و فرمود: ان الله لا یحب المستکبرین- خداوند مستکبران را دوست ندارد. سپس با آنان غذا خورد. آن گاه مستمندان را بخانه خود دعوت کرد و هم غذا به آنان داد و هم پوشاک. امامت امام حسن ع امام حسن مجتبی ع در بیست و یکم رمضان سال چهلم هجری عهده دار حکومت اسلامی و امامت مسلمانان گردید. پیامبر اسلام ص در باره امامت امام حسن و حسین ع می فرماید: الحسن والحسین امامان- قاما او قعدا- حسن و حسین هر دو امامند چه قیام کنند و چه بنشینند {صلح کنند} چون امیر مومنان ع ضربت خورد به فرزندش حسن ع دستور داد تا مردم را در نماز امامت کند و در آخرین لحظات زندگی او را بدین صورت وصی حود کرد: پسرم! پس از من تو صاحب مقام و خون منی. سپس امام حسین ع - محمد حنفیه و دیگر فرزندانش و نیز بزرگان شیعه و خاندانش را گواه گرفت و سلاح خود را به او داد و فرمود: پسرم! رسول خدا ص به من دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو دهم. پس از شهادت امیر مومنان ع مردم در مسجد جامع شهر کوفه گرد آمدند و گروه گروه با آنحضرت بیعت کردند. ** معاویه ** که با زور و نیرنگ بر شام حکومت یافته بود- از بیعت با امام حسن ع خود داری کرد و علیه امام ع به مبارزه بر خاست و سپاهی به سوی عراق گسیل کرد. امام مردم را برای دفاع فرا خواند ولی با بی رغبتی آنان مواجه شد. سر انجام با سر زنش بعضی بزرگان سپاهی فراهم آمد که دارای گرایشهای مختلف بودند: ((۱)) خوارج: که تنها برای دشمنی با معاویه و جنگ با وی آمده بودند نه پیروی از امام ع. ((۲)) سود جویان آزمند: که دنبال منافع مادی و غنایم جنگی بودند. ((۳)) شکاکان و دو دلان: که هنوز حقانیت امام مجتبی ع بر آنان ثابت نشده بود. طبیعی است که چنین کسانی در میدان نبرد از خود فداکاری و دلیری نشان نمی دهند. ((۴)) گروهی بی انگیزه: این گروه که به پیروی از روسای قبیله خود در جهاد شرکت کرده بودند و انگیزه دینی نداشتند. امام ع خود به ** ساباط ** مدائن رفت و از آنجا دوازده هزار نفر را به فرماندهی ** عبید الله بن عباس ** و معاونت ** قیس بن سعد ** به رزم با معاویه گسیل کرد. معاویه بر آن شد تا عبیدالله بن عباس را بفریبد و یک میلیون درهم برایش فرستاد. عبیدالله بن عباس با وعده امارت و مال- فریفته شد و شبانه با گروهی از یارانش بسوی معاویه گریخت. مردم صبحگاه فرمانده سپاه را نیافتند و قیس فرماندهی سپاه را بعهده گرفت. و موفق شد نیروهای شامی را شکست دهد و وادار به عقب نشینی کند. چون معاویه نتوانست قیس را بفریبد جاسوسانی میان لشکریان امام ع در ** مسکن ** و مدائن فرستاد تا شایع سازند که امام حسن ع به معاویه پیشنهاد صلح کرده و معاویه نیز پذیرفته است. در مدائن نیز شایع کردند که قیس بن سعد با معاویه سازش کرده و به او پیوسته است. این شایعات روحیه سپاهیان امام و بویژه پیشتازان سپاه را سست کرد و خوارج را بشورش وا داشت که با خشم تمام به خیمه امام ع هجوم بردند و به غارت پرداختند و حتی فرش زیر پای امام ع را ربودند. و جراح بن سنان به قصد کشتن امام ع حمله کرد و ضربه ای با شمشیر بر ران آن حضرت فرود آورد که بر اثر شدت جراحت امام ع بر زمین افتاد. پس از این حوادث درد ناک و با توجه به فرو پاشی سپاه اسلام خیانت فرماندهان ارشد سپاه و خطر امپراطوری روم برای جهان اسلام امام حسن ع ادامه جنگ را بسود اسلام و مسلمانان ندانست و با شرایطی صلح را پذیرفت. معاویه بعد از صلح امام را بزرگترین مانع در راه اهداف شوم خود یافت و آن حضرت را مسموم کرد. امام حسن ع در بیست و هشتم صفر سال پنجاه هجری در چهل و هفت سالگی به شهادت رسید و در بقیع بخاک سپرده شد. التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 20:53  توسط حسین خطیبی
|
وجدان کاری وانضباط اقتصادی و اجتماعی ( قسمت اول ) انسانها برای گذران زندگی به همدیگر نیاز مندند و دنیا در واقع بازار داد و ستد ساکنان آن است و هر کسی باید در برابر دریافت خدمات خدمتی هم ارائه دهد و با کمک دیگر هم نوعان زندگی را سامان دهند. از سوی دیگر عقل و دین حکم می کنند که هر کس کاری را به عهده گرفته محکم و نیکو انجام دهد و میان خود و دیگران تفاوتی قائل نشود و این سخن زیبای امام علی ع را به گوش گیرد که فرمود: پسرم ! میان خود و دیگران خویشتن را میزان سنجش قرار ده آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود خوش نمی داری برای دیگران هم مپسند. ( بحارالانوار ج۷۵ص۲۹) سخن امام زیباترین نمود وجدان کاری را ترسیم می کند به گونه ای که اگر همه بدان عمل کنند جامعه گلستان خواهد شد و بر عکس اگر وجدان کاری نباشد و افراد به هم بندی و کم کاری خو بگیرند جامعه از پیشرفت باز می ماند و بسیاری از کار ها مختل می شود و زیانش نصیب همه خواهد شد. ابراهیم - فرزند خرد سال پیامبر در گذشت وقتی او را در قبر نهادند و لحد را چیدند رسول خدا ص روزنه ای در لحد مشاهده کرد و با دست خود آن را پوشاند سپس فرمود: اذا عمل احدکم عملا فلیتقن ( بحارالانوار ج۲۲ص۱۵۷ ) هر گاه یکی از شما کاری انجام می دهد آن را محکم و دقیق انجام دهد. دقت نظر رهبر اسلام و سفارش او نشان دهنده آن است که شریعت مقدس او در همه کارها به طور عموم بویژه در مسوولیت های سنگین هرگز اجازه مسامحه کاری به کسی نمی دهد و هر کس چنین کند هم وجدان خویش را زیر پا نهاده و هم دینش را وا نهاده است. پایان قسمت اول
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 12:41  توسط حسین خطیبی
|
رعایت حقوق دیگران مومن تنها در برابر خدا مسوول است و همه کارهایش با عقربه اخلاص به سوی خدا جهت گیری می شودوبس و هرگز نباید کمترین کاری را برای غیر خدا انجام دهد. در مرحله اجرای فرمان خدا و مرز بندی قانون و جدا سازی راه از بیراهه و پرهیز از ظلم و بیهوده کاری و رعایت حقوقی که خدا و خرد تعیین می کنند الزامی است. این حقوق به سه دسته : حق الله-- حق النفس -- حق الناس تقسیم می شود و با توجه به اینکه عنوان بحث به قسم سوم اشاره دارد بحث را پیرامون حق الناس پی می گیریم. این قسمت خلاصه ای از منشور حقوق بشر در دین مبین اسلام است.که به این زیبایی و روشنی بیان شده است و قوانین اجرایی و قضایی جمهوری اسلامی ایران بر اساس آن تدوین شده است. وجدان خود را قاضی نموده و داوری نمائید که کدام مکتب و نظام سیاسی به این زیبایی حقوق بشر را تعریف کرده است؟سئوال اینجاست که حقوق بشری که غربیها از آن دم می زنند آیا واقعا وجوددارد یا نه؟آنچه غربیها نشان میدهنداینست که آنها این کلمه مقدس را استعمار و از آن سوء استفاده می کنند.حقوق بشر آنها حمایت از نظام هایی است که منافع آنها را در جهان تامین کنند. حقوق بشری که خانه های مردم را بر سرشان خراب مثل فلسطین و لبنان و اموالشان را غارت مثل افغانستان و عراق و تاسیس شکنجه گاههای مخفی مثل گوانتاناموو...وغیره است. قضاوت کنید کدام یک از اینها بهتر است؟ اهمیت ادای حقوق : هیچ خردمندی در لزوم رعایت حقوق دیگران تردید نمی کند و بی شک پرداخت حقوق مردم در همه زمینه ها و به شکل عام و فرا گیر از اصول شریعت اسلامی است و در سخنا ن رهبران اسلام با تعابیر نغز و بلندی مورد تاکید قرار گرفته است از آن جمله : ۱)) رکن دین است : پرداخت حقوق مردم با تدین رابطه ای مستقیم دارد مومن حتما باید حقوق مردم را مراعات کند در غیر اینصورت یا ایمانش دروغین است و یا در حد پایین قرار دارد امام صادق ع در این باره می فرماید : دین محمدی آسان عبارت است از : بر پا داشتن نماز - دادن زکات - روزه ماه رمضان - حج خانه خدا - اطاعت از امام و ادای حقوق مومن ( بحارالانوار ج۶۸ص۳۷۷). ۲)) مقدمه حق الله است : مراعات حقوق مردم زمینه ساز ادای حق الله است . امیر مومنان ع فرموده است: خداوند سبحان حقوق بندگانش را زمینه ساز حقوق خویش قرار داده است هر کس به ( رعایت ) حقوق بندگان خدا قیام کند چنین کاری به رعایت حقوق الهی منجر می گردد . ( شرح غررالحکم ج۳ص۳۷۰). ۳)) برترین عبادت است: پیشوای ششم می فرماید: ما عبدالله بشیء افضل من اداء حق المومن ( اصول کافی ج۲ص۱۷۰) خداوند با چیزی برتر از ادای حق مومن پرستش نشده است. ۴)) فلسفه حکومت اسلامی است: امام علی ع پیرامون پذیرش رهبری و ولایت امت اسلامی می فرماید: خداوندا تو می دانی که من آهنگ امارت و قرار گرفتن بر مسند پادشاهی و ریاست را ندارم بلکه آرمانم : اقدام به ( اجرای ) حدود تو اجرای ( قوانین) دین تو سامان دادن کارها در جای خویش و پرداخت حقوق حقداران است. ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۲۰ص۲۹۹) . ۵)) ثمره اخلاص و توحید است: همان حضرت می فرماید: ان الله ... شد بالاخلاص والتوحید حقوق المسلمین ( بحار الانوارج۳۲ص۹) خداوند به سبب اخلاص و توحید حقوق مسلمانان را محکم کرده است. ۶)) یکی از درجات توبه است : امیر مومنان ع برای توبه واقعی شش درجه ترسیم می کند که دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست . ( بحارالانوار ج۶ص۲۷). کار برد عملی رعایت حقوق : کمتر روزی بر انسان می گذرد که در آن با حقوق دیگران سروکار نداشته باشد این دیگران ممکن است همسر - والدین و فرزندان- خویشان و همسایگان- یا همکیشان و هم نوعان و یا امام - رهبر - معلم و... باشند که هر گروه به نوعی در تکوین شخصیت انسان - تغذیه - تربیت- تعالی روح- رفع مشکلات- سلامت و حفاظت- رهیافت به زندگی سالم و سعادت او نقش حیاتی داشته و دارند و هر یک از این رهگذر ذی حق بر انسان می شوند و استحقاق آنان او را موظف می کند که زحمات آنان را قدر بداند و در حد توان خویش آن را جبران نماید. از سوی دیگر عقل و قانون خدا حکم می کند که انسان حرمت و حدود تمام کسانی را که با آنان سر و کار دارند مراعات کند و هرگز به حریم دیگران تجاوز ننماید این دستور مهم اسلامی حتی در مسائل بظاهر ساده ای چون رعایت نوبت دیگران در صف اتوبوس- نماز جماعت- هنگام رانندگی- حریم خانه و مزرعه و مانند آن کاربرد داردتا چه رسد به حقوق بیشماری که در مورد جان - مال و ناموس مردم- اشغال پستهای حساس اجتماعی - هزینه بیت المال- موضعگیری سیاسی و غیره پدید می آیدو حد و مرز هر یک در جای خویش معین گشته و لازم الاجراست. چگونگی ادای حقوق : بدیهی است که احقاق حق دیگران به موارد خاص یا افراد بخصوصی منحصر نمی شود بلکه به طور عام و فراگیر هر حقی را شامل می شود خرد باشد یا کلان- غریبه باشد یا آشنا- مسلمان باشد یا نا مسلمان - زن باشد یا مرد... حتی در فرهنگ اسلام حیوانات نیز حقوقی دارند که رعایت آن بر مسلمانان لازم است. ( وسائل الشیعه ج۸ ص ۲۳۰تا ۳۵۷ ) . واضح است که هر گروهی به تناسب ارتباطی که با انسان دارد از حقوق شایسته خویش بر خوردار می شود که ممکن است با حقوق گروه دیگر تفاوت داشته باشد به طور مثال : همسر و والدین هر یک حقوقی بر گردن انسان دارند که برخی مشترک و برخی کاملا متفاوت از یکدیگر است همچنین مومنان حقوقی بر عهده یکدیگر دارند که بیگانگان ازدین از آن محرومند رهبر حقوقی بر عهده ملت دارد که دیگر مسوولان از چنان حقوقی بهره مند نیستند و ... نتیجه اینکه تنوع و گوناگونی حقوق سبب تعدد راههای احقاق و ادای آن می شود. شاید بتوان گفت ارزشمند ترین گنجینه ای که حقوق لازم و ضروری را در خویش جمع کرده سخنان گهر بار امام گرانقدر حضرت زین العابدین ع است که با نظمی دقیق و بیانی شیوا پنجاه حق ضروری را تشریح کرده و شیفتگان حقیقت را از آبشخور عصمت سیراب ساخته است و بر پیروان واقعی مکتب وحی ضروری است که این رهنمودهای حیاتی را با جان و دل پذیرا شوند و در عمل به کار بندند .بهتر است برای اطلاع بیشتر به بحار الانوار ج۷۴ ص ۲ که به رساله الحقوق معروف است مراجعه شود. نکوهش پایمال کردن حقوق : به همان نسبت که در اسلام بر رعایت حقوق پافشاری شده نا دیده انگاشتن حق مردم با عناوین تکان دهنده ای سخت مورد نکوهش قرار گرفته است از جمله : ۱)) گناه کبیره است : امام باقر ع ضمن شماره کردن گناهان کبیره می فرماید: و حبس الحقوق من غیر عسر ( بحار الانوار ج۱۰ص۲۲۹) نپرداختن حقوق مردم با وجود توانایی ( گناه کبیره است.). ۲)) سبک شمردن دین است : رعایت حقوق مردم با بسیاری از احکام دینی رابطه مستقیم دارد که اگر کسی آنها را مراعات نکند در واقع مسائل دینی را نا دیده انگاشته است. به همین دلیل حضرت صادق ع می فرماید: من عظم دین الله عظم حق اخوانه ومن استخف بدینه استخف باخوانه ( بحارالانوار ج۷۴ص۲۷۸) هر کس دین خدا را تعظیم کند حقوق برادرانش را نیز بزرگ دارد. و هر کس دین او را سبک بشمارد ( حقوق ) برادرانش را نیز سبک می شمارد. ۳)) سبب خواری است : امام صادق ع فرمود : ترک الحقوق مذله ( بحار الانوار ج۷۸ص۲۴۲) پایمال کردن حقوق سبب خواری است. ۴)) برکت روزی را می برد: رسول گرامی ص فرمود: ... من حبس عن اخیه المسلم شیئا من حقه حرم الله علیه برکه الرزق الا ان یتوب ( وسائل الشیعه ج ۱۸ ص ۲۳۷ ) هر کس چیزی از حقوق برادر مسلمانش را از او باز دارد خداوند برکت روزی را بر او حرام می کند مگر اینکه توبه کند. ۵ )) سبب ورود به دوزخ است: پیشوای ششم در این باره می فرماید: هر کس مومنی را از حقش باز دارد خداوند او را در روز قیامت پانصد سال سر پا نگه می دارد و در این مدت عرق ( از بدن او ) او جریان دارد سپس جارچی از سوی خدای بزرگ اعلام می کند * این ستمگری است که حق خدا را ادا نکرده است * آن گاه مدت چهل سال دیگر توبیخ می شود و در نهایت به دوزخ می رود. ( بحار الانوار ج ۶۸ ص ۳۷۷)!. متن کامل را در ادمه مطلب مطالعه فرمایید. التماس دعا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 20:13  توسط حسین خطیبی
|
ایثــار *** ایثار *** در لغت به معنای بر گزیدن - غرض دیگران را بر غرض خویش مقدم داشتن و مانند آن است.( لغت نامه دهخدا ج۸ واژه ایثار ) و در قران کریم نیز به معنای لغوی به کار رفته است.چنانکه می فرماید:بل توثرون الحیوه الدنیا ( اعلی : ۱۶ ) آری شما زندگی این جهان را بر می گزینید. اهمیت ایثار در قران و روایات : قران کریم با بیان شواهد و نمونه ها ی ایثار را در ابعاد مختلف ستوده است از جمله : ۱)) حضرت ابراهیم ع *** بنیانگذار ایثار *** را می ستاید که از خدایان و بت های مشرکان بیزاری جسته ترسی به خود راه نداد و جان بر کف بت ها را در هم شکست و در جریان ذبح حضرت اسماعیل وقتی ابراهیم ع خواب خویش را به عمل تبدیل کرد و از آن آزمایش الهی پیروزمندانه بیرون آمد خداوند او را این گونه ستود : سلام علی ابراهیم کذالک نجزی المحسنین انه من عبادنا المومنین ( صافات : ۱۰۹و۱۱۱ ) سلام بر ابراهیم ما نیکو کاران را چنین پاداش می دهیم . او از بندگان مومن ما بود. ۲)) قران کریم در باره ایثار جانی حضرت علی ع می فرماید: ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرصات الله ( بقره : ۲۰۷ ) و بعضی از مردم برای به دست آوردن خشنودی خدا جان خویش را فدا می کنند. و در جای دیگر ایثار مالی خاندان پیامبر ص را چنین می ستاید: ( و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا ( انسان : ۸ ) غذای خویش را با آنکه آن را دوست دارند به مسکین و یتیم و اسیر می خورانند. ۳)) همچنین از ** انصار ** که در حال فقر از برادران مهاجر خود با تقسیم اموال و خانه های خویش پذیرایی کردند و آنان را بر خود مقدم داشتند این گونه تمجید می کند : و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه ( حشر : ۹) دیگران را بر خود مقدم می دارند هر چند خود فقیر و نیازمند باشند . ایثار در روایات به عنوان ** خوی و خصلت ابرار و بر گزیدگان الهی نیکوترین احسان و اعلی مراتب ایمان ** شمرده شده است چنانکه امیر مومنان ع فرمود : الایثار سجیه الابرار و شیمه الاخیار ( شرح غررالحکم ج۲ ص ۱۶۴ ) ایثار خوی نیکو کاران و شیوه نیکان است. در جای دیگر می فرماید : الایثار احسن الاحسان و اعلی مراتب الایمان ( همان : ص ۳۱ ) ایثار نیکو ترین احسان و بالا ترین مراتب ایمان است . الف) ایثار مثبت : ۱) مقدم داشتن دیگران بر خود هر چند به چیز اندک در روایات اسلامی امری پسندیده شمرده شده است. (وسائل الشیعه ج۶ص۲۹۹) کسی که دیگران را به آسانی بر خود مقدم داشته و خود را برای آسایش دیگران به رنج می اندازد در صورتی که ایثار او سبب نا راحتی و فشار بر فرزندان خودش نشود و نظام زندگی اش را به خطر نیفکند ایثار مثبت است. امیر مومنان ع می فرماید : نفسه منه فی عناء والناس منه فی راحه ( نهج البلاغه خطبه ۱۷۴ ) متقی کسی است که نفس او (به واسطه سختگیری ها یا خودش )از او در رنج است و مردم از ناحیه او در آسایشند. ۲) مقدم داشتن خواست الهی بر هوای نفس ( وسائل الشیعه ج۱۱ص۲۲۰) نظیر کار حضرت یوسف ع که با مقدم داشتن خواست خدا آبروی خود را حفظ کرد و زندان را بر ارتکاب معصیت ترجیح داد و فرمود: رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه ( یوسف : ۳۳) پروردگارا ! زندان برای من دوست داشتنی تر از چیزی است که زنها مرا بدان می خوانند. خداوند نیز به واسطه این ایثار او را بر گزید و به مقام عالی رسانید.امام باقر ع فرمود : خداوند بزرگ می فرماید: به عزت و جلال و شرف و بلندی مقامم سوگند که هیچ بنده مومنی خواست مرا بر خواست خود در یکی از امور دنیا بر نگزیند جز آنکه بی نیازی را در وجودش قرار دهم و همتش را متوجه آخرت سازم و آسمانها و زمین را عهده دار روزی اش گردانم و خودم برایش پشت سر تجارت هر تاجری هستم . ( وسائل الشیعه ج ۱۱ص۲۲۱ ). ۳)) روح سلحشوری - فدا کاری و از خود گذشتگی که سربازان اسلام برای اعتلای کلمه حق و آیین توحیدی از خود نشان می دهند از موارد ایثار مثبت است . قران کریم نیز ایثار گران را که از همه چیز دنیا گذشته جان بر کف به میدان نبرد می شتابند با بیان *** ... فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجر عظیما *** ( نسا: ۹۵ ) خدا جهاد کنندگان را بر آنها که از جهاد سر می تابند به مزدی بزرگ برتری داده است. ستوده و کارشان را یک معامله الهی می داند. ۴)) ترجیح حق بر باطل گر چه به ضرر انسان باشد یکی دیگر از جنبه های مثبت ایثار است. امام صادق ع فرمود : ان من حقیقه الایمان ان توثر الحق و ان ضرک علی الباطل و ان نفعک... ( بحار الانوار ج۷۰ ص ۱۰۶ ) از حقیقت ایمان آن است که حق را گر چه به زیان توست بر باطل ( گرچه به سود توست ) ترجیح دهی. ب ) ایثار منفی : ۱)) فداکاری و گذشتن از جان و مال و... در جبهه باطل یکی از جنبه های منفی ایثار است: گمراهان باطل گرا نیز ممکن است در راه تقویت باطل ثروت خویش را صرف کنند و حتی از جان هم مایه بگذارند و از دیگران نیز پیشی گیرند ولی چنین ایثاری نه تنها غیر معقول و نا درست است بلکه مایه حسرت و ندامت نیز می گردد. قران مجید از این واقعیت چنین یاد می کند : ان الذین کفروا ینفقون اموالهم لیصدوا عن سبیل الله فسینفقونها ثم تکون علیهم حسره ... ( انفال : ۳۶) کافران اموالشان را خرج می کنند تا مردم را از راه خدا باز دارند . اموالشان را خرج خواهند کرد و حسرت خواهند خورد. ۲)) گزینش دنیا و ترجیح مظاهر آن بر آخرت نیز ایثار منفی است . قران کریم در نکوهش چنین کاری می فرماید: فاما من طغی و اثر الحیوه الدنیا فان الجحیم هی الماوی ( نازعات : ۳۷ و ۳۹ ) هر که طغیان کند و زندگی این جهانی را بر گزیند دوزخ جایگاه اوست. فواید ایثار : بطور قطع ایثار مثبت نتایج زیبا و گرانقدری در پی خواهد داشت که برخی از آنها بدین شرح است: ۱)) بروز گوهرهای انسانی : در صحنه های ایثار جوهره واقعی - کرامت نفس - پاکیزگی - صفا و بلندی مرتبه انسانهای بزرگوار آشکار می شود و به تعبیر امیر مومنان ع : عند الایثار علی النفس تتبین جواهر الکرماء ( شرح غررالحکم ج۴ ص ۳۲۶ ) هنگام ایثار گوهر های ( شرافت و بلندی مرتبه ) کریمان آشکار می شود. از حذیفه عدوی چنین نقل شده است : روز جنگ ** یرموک ** با خود آبی بر داشتم تا پسر عمویم را که در بیابان تشنه افتاده بود سیراب سازم. هنگامی به او رسیدم که هنوز رمقی در بدن داشت خواستم به او آب بدهم که فریاد ناله ای از پشت سر شنیدم. پسر عمویم به جای نوشیدن آب با وجود تشنگی شدید ناشی از نبرد و خونریزی زیاد و حالت احتضار - اشاره کرد که آب را برای آن مجروح ببرم. بربالین او رفتم دیدم هشام بن العاص است. خواستم به او آب بدهم ناله دیگری بر آمد . او نیز اشاره به مجروح سوم کرد. چون نزد سومین رسیدم جان داده بود. به سوی هشام بر گشتم اما دیدم او نیز پرواز کرده است. به سوی پسر عمویم باز گشتم اما دیدم روح او هم از دنیا رفته است. گفتم : سبحان الله ! از این ایثار ! ( تفسیر شیخ ابو الفتوح رازی - میرزا ابوالحسن شعرانی ج۱۱ ص ۱۰۳ اسلامیه با اندکی تغییر ). ۲) زبونی و شکست دشمن : ایثار و فداکاری در مصاف با دشمن موجب زبونی و در ماندگی دشمن می شود: جنگ بدر نزدیک به پایان بود. دشمن زبون و در مانده با دادن تلفات بسیار ازصحنه پیکار می گریخت. فرماندهان یگانها - گیج و مبهوت بودند که در این لحظات حساس چه ترفندی به کار گیرند تا رسوایی بیشتر نصیبشان نشود. یکی از فرماندهان سپاه کفر بنام ** طلیحه بن خویلد ** وقتی فرار مفتضحانه نیرو های تحت امر خود را مشاهده کرد پیش رفت و گفت : وای بر شما ! چه چیزی باعث فرار شما شده است؟ مردی گفت: راز قضیه این است که هر یک از ما که در حال فرار است دوست دارد همسنگرش پیش از او کشته شود و خودش جان سالم به در برد در حالیکه ما با گروهی رو به رو هستیم که همگی دوست دارند پیش از همرزمان خود مرگ را در آغوش گیرند. ( الصحیح من سیره النبی الاعظم ص جعفر مرتضی عاملی ج ۳ ص ۲۱۳ ). ۳) سروری و سر افرازی : امیر مومنان ع از ایثار به عنوان بر ترین عبادت و بزرگترین مایه سروری یاد کرده ( شرح غررالحکم ج۱ص۳۰۰) و نیز می فرماید : بالایثار علی نفسک تملک الرقاب ( شرح غررالحکم ج۳ص۲۲۷) با ایثار (و مقدم داشتن دیگران ) بر خود مالک گردنها می شوی ( مردم مطیع و فرمانبر دار تو می شوند). یکی از خوانندگان محترم و خوش ذوق در اظهار محبت و لطف خویش فرموده که بزرگترین و بهترین ایثار گر تاریخ جهان را معرفی کنم و در ادامه خودشان به حضرت سیدالشهداء ع اشاره فرموده لذا بنا بدرخواست مطلب زیر را گرچه نقطه ای از ایثار و از جان گذشتگی حضرت سیدالشهداء را نشان می دهد اما بعنوان ختم کلام بیان می شود: ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی. پیام دشمن شکن هیهات منا الذلهات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است. اما پیام تو ای حسین عزیزپیام آزادگی و آزاد زیستن است. آزادی ای که میوه اش عزت و افتخار است. آزادی ای که یله و رها بودن جایگاهی ندارد بلکه مطرود است. افتخار ما بتو از آن جهت است که برای زنده کردن آزادی و آزادگی و بر قراری حکومت عدل و داد از تمام هستی خویش گذشتی . آری ! حسین عزیز تو قربانی عشق شدی عشق بخدا و عشق به قران و اسلام و عشق به همه خوبی ها و پسندها و دوری از همه فسادها و ناپسندها و احیای همه ارزشهای دینی و پشت پا زدن به تمام ضد ارزشهایی که انسان را به نا کجا آباد ذلت و خواری می کشاند و این برای انسانی که اشرف مخلوقات است و برای رسیدن به جوار حق تلاش می کند خسرانی آشکار است. حسین جان : وقتی می بینیم که با صلابت و استواری قد علم کردی تا حکومت عدل الهی را بر زمین بگسترانی و قران خدا را حاکم گردانی و حتی حاضر شدی همه خاندان خود را در این راه قربانی کنی. حال از خود می پرسیم آیا با داشتن چنین رهبر و مقتدایی که با گفتار و عملش درس آزادی و عدالت گستری را به پیروانش - بلکه به همه انسانها آموخت باز هم می توان به سازش و ذلت تن داد و دست در دست یزیدها و معاویه های زمان گذاشت؟ آیا زیر پرچم حسین ع سینه زدن و بر سر سفره یزید ریزه خواری کردن و با آنان کنار آمدن جدا شدن از راه عزت و افتخار حسینی نیست؟ التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 17:55  توسط حسین خطیبی
|
با اجازه از دوستان با توجه به سنگینی وب و گلایه ی عده ای از دوستان مقداری از عکسهای درج شده را پاک تا وب سبکتر گردد.
+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 13:32  توسط حسین خطیبی
|
تضاد منافع - برتري طلبي-تنگ چشمي- محدوديت نعمت ها وثروتهاو... انگيزه هايي است كه از روزهاي نخستين زندگي بشر طعم شيرين صلح و همزيستي مسالمت آميز را در ذائقه انسانها تلخ كرده و آنان را. كه بر اثر خلقت و طبيعت - همزاد - همراه و هم هدف هستند به جان يكديگر انداخته است . برادر كشي رسم روزگاران شده و خوردن ميراث برادران - قانون زندگي ... از سوي ديگر آدمي زادگان - هيچ چاره اي جز زندگي آدم گونه در كنار يكديگر ندارند و همزيستي - همكاري - همياري و غمخواري با سرشت آنان عجين شده است. شريعت جاويد اسلام براي پايان دادن به برادر كشي و نجات انسان از ورطه خود محوري بهترين طرح زندگي را در همان برادري و تحكيم احساسات پاك ديگر دوستي در شاهراه ايمان به خدا طراحي و ارائه داد و از اين رهگذر فرزندان آدم را به چنگ زدن به حبل المتين ** اخوت ** رهنمون گشت و از يكا يك آنان در خانواده بزرگ اسلام ثبت نام به عمل آورد وبه آنان ياد آوري كرد: انما المومنون اخوه فاصلحو بين اخويكم و اتقوا الله لعلكم ترحمون ( حجرات : ۱۰ ) تنها مومنان برادر يكديگرند. پس ميان دو برادر خويش را آشتي دهيد و تقواي الهي پيشه سازيد شايد مشمول رحمت ( خدا ) واقع شويد . متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:51  توسط حسین خطیبی
|
غیرت و مردانگی علمای اخلاق غیرت وحمیت را چنین تعریف کرده اند : تلاش در نگهداری آنچه که حفظش ضروری است. این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت و بزرگ منشی و قوت نفس انسان سرچشمه می گیرد و مرد بی غیرت از زمره مردان خارج است.( جامع السعادت ج۱ص۲۶۶) *** غیرت *** یکی از کمالات انسانی است که دست پرتوان آفرینش اسباب آن را در وجود آدمی تعبیه کرده است. غیرت ورزی در حد معمول آن لازمه انسانیت بوده تقویت این صفت زیبا از مومنان پسندیده تر است. امیر مومنان ع فرمود: ان الله یغار للمومن فلیغر من لا یغار فانه منکوس القلب ( بحارالانوار ۷۹ ص ۱۱۵ ) خداوند برای مومن غیرت می ورزد پس او نیز باید غیرت آورد. هرکس غیرت نورزد دلش وارونه است. وجود غیرت در جامعه انسانی تا آنجا ضروری و حیاتی است که شارع مقدس اسلام در تشریع احکام نیز به آن عنایت داشته است. رسول خدا ص فرمود:...الا وان الله حرم الحرام وحد الحدود و ما احد اغیر من الله ومن غیرته حرم الفواحش ( بحارالانوار ج۷۶ ص ۳۳۲ ) آگاه باشید که خداوند محرمات را حرام و حدود را وضع کرد و هیچ کس غیور تر از خدا نیست که از روی غیرت زشتی ها را حرام کرده است. متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:43  توسط حسین خطیبی
|
عزت نفس ** عزت ** حالتی است که مانع شکست انسان می شود و ریشه آن از ** ارض عزاز** است یعنی زمین سخت و با صلابت که نوک کلنگ و نیز آب در آن تاثیر نمی کند.( وسائل الشیعه ج ۸ ص ۵۰۶ ) عزت واقعی از آن خداوند غالب و قاهری است که هرگز مغلوب و مقهور نمی گردد کمترین نیازی به غیر خود ندارد و راه منحصر به فرد کسب عزت نیز راهیابی به درگاه آن عزیز یگانه است: من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا ( فاطر : ۱۰ ) علامه طباطبائی در تفسیر این آیه می نویسد: آیه در صدد این نیست که بیان کند عزت اختصاص به خدا دارد به گونه ای که جز او کسی بدان دست نمی یابد و هر کس در پی عزتمندی بر آید چیز محالی را در خواست کرده است بلکه معنای آیه این است که هر کس عزت می جوید باید از خدا بخواهد چرا که عزت در واقع نزد دیگران یافت نمی شود. ( المیزان ج ۱۷ ص۲۲ ). متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 22:13  توسط حسین خطیبی
|
روزه ماه مبارک رمضان ماه خدا و ماه عبادت و ماه نزول قران و لیالی قدر که در این ماه مبارک است بر تمامی مومنین و روزه داران مبارک باد روزه در اسلام از اهمیت زیادی بر خوردار است و در میان عبادات تنها عبادتی است که به خداوند متعال اختصاص یافته است زیرا به لحاظ جایگاهش کمتر در معرض ریا قرار می گیرد بر خلاف دیگر عبادات که چون در معرض دید مردم است از ریا بر کنار نبوده و دستیابی اخلاص در آنها دشوار است. علاوه بر آن روزه یکی از ارکان پنجگانه اسلام نیز می باشد. در حدیث قدسی از پیامبر اسلام ص نقل شده که خداوند می فرماید: الصوم لی و انا اجزی به- روزه برای من است و من خود پاداش آن را می دهم. روزه در صورتی می تواند منشا آثار باشد که تمام آداب آن رعایت شود و گر نه چه بسا روزه داری که بهره اش از روزه ( فقط ) گرسنگی و تشنگی نیست. امام صادق ع به بعضی از آداب روزه اشاره کرده می فرماید: چون روزه گرفتی - گوش و چشمت ( نیز ) باید از حرام و کار زشت روزه باشند- از ریا و آزار زیر دستان بدور باشی- باید با وقار روزه دار در تو مشاهده شود و روزهایی را که روزه هستی مانند دیگر روزهایت نباشند. نیت روزه: در نیت روزه همین مقدار کافی است که انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد و جاری کردن نیت بر زبان و یا گذراندن از قلب لازم نیست.( م: ۱۵۵۰) رعایت امور زیر در نیت لازم است: ((۱)) قصد قربت.((۲)) تصمیم بر ترک و خودداری از چیزهایی که روزه را باطل می کند.((۳)) تعیین نوع روزه در غیر ماه رمضان. ولی دانستن همه مبطلات بطور تفصیل و نیز تعیین نوع روزه در ماه رمضان لازم نیست. زمان نیت روزه: ((۱)) انسان می تواند در هر شب از ماه رمضان برای روزه فردای آن نیت کند و بهتر است که شب اول ماه هم نیت روزه همه ماه را بنماید.(م:۱۵۵۱). ((۲)) از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح - هر وقت نیت روزه فردا بکند اشکال ندارد.(م:۱۵۵۲). ((۳)) وقت نیت روزه مستحبی از اول شب تا موقعی که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد اگر تا این وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و نیت روزه مستحبی کند روزه او صحیح است.(م:۱۵۵۳). مبطلات روزه: الف)) خوردن و آشامیدن: معیار در خوردن و آشامیدن صدق خوردن و آشامیدن است هر چند بطور متعارف نباشد از این رو اگر آب از راه بینی وارد معده شود اگر چه بطور غیر متعارف است ولی آشامیدن صدق می شود.( م:۱۵۷۳). انسان نمی تواند برای ضعف- روزه را بخورد ولی اگر ضعف او بقدری است که معمولا نمی شود آن را تحمل کرد خوردن روزه اشکال ندارد.(م:۱۵۸۳).( بدیهی است که پس از بر طرف شدن این عذر باید قضای این روزه ها را بگیرد). ((ب)) جماع: جماع روزه را باطل می کند اگر چه فقط بمقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید.(م:۱۵۸۴). ((ج)) استمناء: اگر روزه دار استمناکند روزه اش باطل می شود.(م:۱۵۸۸)هر گاه روزه دار بداند که اگر در روز بخوابد محتلم می شود می تواند در روز بخوابد و چنانچه بخوابد و محتلم شود روزه اش صحیح است.( م:۱۵۹۰). ((د)) دروغ بستن بخدا و پیغمبر: اگر روزه دار به گفتن یا نوشتن یا به اشاره و مانند اینها بخدا و پیغمبر و جانشینان آن حضرت عمدا نسبت دروغ بدهد اگر چه فورا بگوید دروغ گفتم یا توبه کند روزه او باطل است و احتیاط واجب آن است که حضرت زهرا س و سایر پیغمبران و جانشینان آنان هم در این حکم فرقی ندارند.(م:۱۵۹۶). اگر بخواهد خبری را که نمی داند راست است یا دروغ نقل کند بنابر احتیاط واجب باید از کسی که آن خبر را گفته یا از کتابی که آن خبر در آن نوشته شده نقل نماید لکن خودش هم خبر بدهد روزه اش باطل نمی شود.( م:۱۵۹۷). ((ه)) رساندن غبار غلیظ به خلق: رساندن غبار غلیظ به خلق روزه را باطل می کند چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است مثل آرد - یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است مثل خاک.(م:۱۶۰۳). احتیاط واجب آن است که روزه دار دود سیگار و تنباکو و مانند اینها را به حلق نرساند ولی بخار غلیظ روزه را باطل نمی کند مگر اینکه در دهان بصورت آب در آید و فرو دهد.( م:۱۶۰۵).((و)) فرو بردن سر در آب: اگر روزه دار عمدا تمام سر را در آب فرو برد اگر چه باقی بدن او از آب بیرون باشد بنابر احتیاط واجب باید قضای آن روزه را بگیرد. ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقداری از سر بیرون باشد روزه باطل نمی شود.(م:۱۶۰۸). اگر فراموش کند که روزه است و به نیت غسل سر را در آب فرو برد روزه و غسل او صحیح است.(م:۱۶۱۶). اگر در ماه رمضان عمدا برای غسل سر را در آب فرو ببرد هم روزه او باطل است هم غسلش .(م:۱۶۱۷). ((ز)) باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح: اگر جنب عمدا تا اذان صبح غسل نکند یا اگر وظیفه او تیمم است عمدا تیمم ننماید روزه اش باطل است.(م:۱۶۱۹). کسی که جنب است و می خواهد روزه واجبی را بگیرد که مثل روزه رمضان وقت آن معین است چنانچه عمدا غسل نکند تا وقت تنگ شود می تواند با تیمم روزه بگیرد و صحیح است. برخی از احکام باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح عبارت است از: کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند که اگر بخوابد تا صبح بیدار نمی شود نباید بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بیدار نشود روزه اش باطل است و قضا و کفاره بر او واجب می شود.( م:۱۶۲۵). اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از یک یا چند روز یادش بیاید باید آن روزه ها را قضا کند.(م:۱۶۲۲). اگر روزه دار در روز محتلم شود واجب نیست فورا غسل کند.(م:۱۶۳۲). هر گاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود وببیند محتلم شده اگر چه بداند پیش از اذان محتلم شده روزه او صحیح است.(م:۱۶۳۳). ((ح)) قی کردن: هرگاه روزه دار عمدا قی کند- اگر چه بواسطه مرض و مانند آن ناچار باشد- روزه اش باطل می شود ولی اگر سهوا یا بی اختیار قی کند اشکال ندارد.(م:۱۶۴۶). اگر آروغ بزند و بدون اختیار چیزی در گلو یا دهانش بیاید باید آنرا بیرون بریزد و اگر بی اختیار فرو رود روزه اش صحیح است.( م:۱۶۵۲). احکام مبطلات: باطل شدن روزه به سه صورت ممکن است انجام گیرد: ((۱)) اگر انسان عمدا و از روی اختیار کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد روزه او باطل می شود و چنانچه از روی عمد نباشد اشکال ندارد.(م:۱۶۵۳). ((۲)) اگر روزه دار سهوا یکی از کارهایی که روزه دار را باطل می کند انجام دهد و بخیال اینکه روزه اش باطل شده عمدا دوباره یکی از آنها را بجا آورد روزه او باطل می شود.(م:۱۶۵۴). ((۳)) اگر چیزی بزور در گلوی روزه دار بریزند یا سر او را بزور در آب فرو برند روزه او باطل نمی شود. ولی اگر مجبور ش کنند که روزه خود را باطل کند مثلا به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی بتو می زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر چیزی بخورد روزه او باطل می شود.(م:۱۶۵۵). منابع:بحار الانوار- وسائل الشیعه- تحریرالوسیله- التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:56  توسط حسین خطیبی
|
احترام به قانون در هر جامعه ای یک سلسله قوانین و مقررات عمومی و کلی وجود دارد که تمامی افراد جامعه ملزم به رعایت آن می باشند و در کنار آن نیز قوانین دیگری وجود دارد که منحصر به قشر خاصی از افراد جامعه می شود. بعنوان نمونه می توان از قوانین مربوط به معلمان- پزشکان- کارگران و از جمله نظامیان نام برد. استاد شهید مطهری (ره) می فرماید: نیاز مندی به قانون ناشی از نیازمندی به زندگی اجتماعی است ودر عین حال همیشگی و دائمی است بشر هیچ زمانی بی نیاز از قانون نخواهد شد. برترین قانون: با توجه به نیاز بشر و جوامع بشری به قانون این مساله در اذهان مطرح می شود که از چه قانونی باید پیروی کرد؟ و برترین قانون کدام قانون است؟ آیا قوانینی که خود بشر وضع می کند می تواند راهگشا و کارساز بوده و مشکلات زندگی اش را حل کند یا نیاز به مرجع و قدرتی برتر از خود دارد؟ قدرتی که بطور کامل به خیر و شر او آگاه بوده و آنچه را که موجب سعادتمندی و رشد و تعالی اوست در قالب قانون ارائه دهد. بدیهی است که قوانین بشری منشای جز عقل بشر ندارد عقلی که اساس بر سود جویی و منفعت طلبی است و در برنامه ریزی ها- تصمیم گیریها و... و حتی در وضع قوانین- تنها به منافع فردی یا گروهی و طبقاتی می اندیشد ودر تمامی این فراز و نشیبها نیز اسیر هوا و هوس و امیال حیوانی بوده و نتیجه ای جز فساد و تباهی ببار نمی آورد چنانکه قران کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده می فرماید: ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس...(روم:۴۱) فساد در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است. براستی چگونه ممکن است بشری که از شناخت خود و محیط اطرافش عاجز است و هر روز به مجهولاتش افزوده می شود بتواند قوانینی وضع کند که بسود تمامی انسانها در تمامی زمانها بوده و سعادت دنیوی و اخروی او را تامین کند؟ روشن است که چنین چیزی خارج از توانایی بشر است و قوانین ناقص - گذرا- سودجویانه و استکباری بشر در طول تاریخ زندگی او در این کره خاکی گواه صادقی بر این مدعا است. بنابراین بشر برای دستیابی به قوانینی متعالی و حیات بخش نیاز به قدرتی مافوق دارد قدرتی که نه تنها اسیر هوا و هوس و اغراض پلید و سودجویانه نباشد بلکه به تمامی نیازها - خواسته ها- گرایشهای انسان آگاه بوده آنچه را که موجب سعادت و رستگاری اش در دنیا و آخرت است بخوبی بداند و او کسی جز خالق هستی نمی تواند باشد. از این رو در آیین مقدس اسلام- مقام قانونگذاری به خدای متعال اختصاص یافته و تنها قانونی پذیرفته است که منشا الهی داشته و از کانون وحی برخواسته باشد. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای - مدظله العالی - در زمینه قانون و توصیف جامعه اسلامی می فرماید: در یک چنین جامعه ای قوانین صد در صد قوانین الهی است یعنی قانونگذاری بر اساس هوا و هوسها و درکهای ناقص بشر انجام نمی گیرد بر مبنای احکام صادره از منبع وحی الهی قانونگذاری می شود. ضرورت رعایت قانون: بدیهی است که وجود قانون در جامعه - هر چند الهی و بدور از عیب و نقص- بتنهایی ثمر بخش و کار ساز نیست بلکه قانون زمانی ارزش و جایگاه واقعی خود را باز خواهد یافت که تمامی افراد جامعه خود را ملزم برعایت آن دانسته و در عمل پایبند به آن باشند. از این رو قران کریم با تاکید بر رعایت قوانین و مقررات در جامعه اسلامی حفظ حدود و قوانین الهی را از جمله ویژگیهای بر جسته مومنان دانسته می فرماید: ... والحافظون لحدود الله و بشر المومنین ( توبه: ۱۱۲) { مومنان حقیقی} حافظان حدود الهی هستند و بشارت ده به این مومنان. در آیه ای دیگر کسانی را که از چارچوب قوانین شرع خارج شده واز حدود الهی پا را فراتر نهاده اند ستمگر معرفی کرده می فرماید: ... ومن یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون ( بقره:۲۲۹) کسانی که از حدود الهی تجاوز کنند { و قوانین الهی را زیر پا گذارند} ستمگرند. حضرت امام خمینی (ره) با تاکید بر رعایت قوانین خطاب به نهادهای کشور می فرماید: برای همه نهادهای کشور ما هست که باید انتظام را- نظم را- مقررات جمهوری اسلامی و مقررات حکومت اسلامی را- باید مو به مو دریافت کنند و مو به مو عمل کنند و بر خلاف مقررات عمل نکنند. بنابراین عمل بهر یک از این قوانین در حکم عمل به قانون خداست و اجر و پاداش الهی را در پی دارد بهمین دلیل هر یک از افراد جامعه اسلامی باید عمل به قانون را با اعتقادی دینی همراه ساخته ودر نهان و آشکار خود را ملزم برعایت آن نماید. آثار رعایت قوانین: رعایت قوانین و مقررات در اسلام آثار گرانبهایی را برای فرد- جامعه و نهادها و سازمانهای اجتماعی در پی دارد زیرا از یک سو از اختلافات و خصومتها - تخلفات و جرایم- تجاوزها و کشمکشها- بی نظمی ها و بی انضباطی ها در هدر رفتن نیروهای انسانی جامعه و... جلوگیری می کند واز سوی دیگر موجب استحکام روابط اجتماعی و همکاری و همفکری بیشتر در جامعه - ایجاد اعتماد متقابل دربرابر تعهدات- تامین آزادی لازم برای پرورش استعدادها- وحدت و انسجام همگانی- رفاه و آسایش عمومی- دستیابی به اهداف - تامین نیازمندیهای فردی و اجتماعی و... می گردد. پیامدهای بی قانونی: بی توجهی به قوانین و مقررات و عدم رعایت آن پیامدهای زیانباری را برای تمامی نهادها و سازمانهای اجتماعی و کل جامعه در پی دارد که از جمله آنها می توان به: نا بسامانی و نا امنی- پایمال شدن حقوق افراد- شکست از دشمنان داخلی و خارجی- فروپاشی و گسستگی- از بین رفتن معنویتها و... اشاره کرد. بر این اساس ضروری است که تمامی مردم بویژه کارکنان دولت و نیروهای نظامی به این عواقب فاجعه آمیز بیش از بیش توجه داشه واز هرگونه تخلف و بی قانونی در محیط اجتماعی و حیطه کاری بر حذر باشند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 14:10  توسط حسین خطیبی
|
عفو و گذشت
بررسی منابع اسلامی نشان می دهد که گذشت یکی از اصول اساسی در برخورد با لغزش افراد است. قران کریم حتی در همان آیاتی که کیفر و مجازات را برای مجرمان و گناهکاران تشریع می کند و مونان را از خطر و زیان آنان بر حذر می دارد گذشت و چشم پوشی از خطایشان را نیز به عنوان یک ارزش برتر مطرح می سازد. بعنوان مثال در آیه ای پس از بیان چگونگی حکم قصاص می فرماید: فمن عفی له اخیه شیء- فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان...(بقره:۱۷۸) پس اگر کسی از سوی برادر ( دینی) خود مورد عفو قرار گیرد( واز قصاص او صرف نظر شود) باید از راه پسندیده پیروی کند و ( دیه را) با نیکی به عفو کننده بپردازد. حدود عفو: اندکی تامل در موارد بکارگیری کلمه عفو در متون اسلامی نشان می دهد که این واژه گاهی در برابر انتقام و گاهی در برابر عقوبت و مجازات بکار می رود. آنجا که عفو در برابر انتقام بکار گرفته شده- چون منظور از انتقام - تسکین خاطر انتقام گیرنده است و او تمام همت خود را صرف فرو نشاندن آتش خشم خویش می سازد و هیچ گونه نظری به اصلاح و هدایت طرف مقابل ندارد در این صورت عفو- صددرصد یک ارزش محسوب می شود و عمل انتقام جویانه نیز بطور مطلق زشت و ناپسند است ولی اگر عفو در برابر عقوبت و مجازات شخص خطاکار بکار رود و انسان متحیر شود بین این که خطا کار را ببخشد یا او را بطور عادلانه مجازات کند دیگر عفو بطور مطلق ارزش محسوب نمی شود و مجازات هم همیشه ناپسند و نکوهیده نیست بلکه انتخاب یکی از دو راه تا حدود زیادی بستگی به نوع جرم و وضعیت مجرم دارد. اگر جرم و تجاوز نسبت بحقوق شخصی باشد و زیان ناشی از خطا و لغزش متوجه فرد یا گروه محدودی شود در این صورت عامل دوم ( وضعیت مجرم) تعیین کننده است به این معنا که باید دید آیا عفو و اغماض موجب پشیمانی و اصلاح مجرم می شود یا بر جرات و جسارت او در تکرار عمل ناپسندش می افزاید. انسانهای با فضیلت و بزرگوار اگر طرف مقابل را از کرده خود پشیمان و شایسته عفو و بخشش ببینند بسادگی از او در می گذرند اما اگر به این نتیجه برسند که عفو مجرم- او را گستاخ تر می سازد و گذشت بزرگوارانه آنان را حمل بر ضعف یا ترس می کند او را بخاطر جرمش تحت تعقیب قانونی قرار می دهند تا به کیفر عمل خود برسد. بکار گیری بخشش در مورد اشخاص لایق و خودداری از عفو در خصوص افراد فرومایه همواره مورد توصیه و تاکید پیشوایان بزرگوار اسلام بوده است علی ع در این باره فرمود: العفو یفسد من اللئیم بقدر اصلاحه من الکریم- عفو و گذشت همان اندازه که بزرگوار را اصلاح می کند- فرومایه را تباه می سازد. گاهی معلوم نیست که آیا مجرم شایسته عفو است یا سزاوار عقوبت؟ در این صورت اگر بتوانیم باید بگونه ای او را بیازماییم تا میزان صلاحیتش معلوم شود. از امام باقر ع نقل شده: که روزی امیرمومنان ع پس از جلسه ای که در آن قران و احکام دینی به مردم می آموخت از مسجد خارج شد. در راه به مرد جسوری برخورد. او به امام سخن زشتی گفت. امام فوری به مسجد بر گشت و دستور داد تا مردم را خبر کنند و خود به منبر رفت. جمعیت بقدر کافی آمدند و مرد بی ادب نیز حاضر شد. امام ع پس از حمد و ثنای الهی و بیان سخنانی حکمت آمیز فرمود: آن که ساعتی قبل سخنی گفته بود کجاست؟ مرد که جرات انکار نداشت خود را معرفی کرد. امام به او فرمود: اکنون اگر من بخواهم با حضور مردم گفتنی ها را می گویم. مرد پاسخ داد و اگر بخواهی عفو می کنی و می گذری زیرا تو اهل چشم پوشی و گذشتی! امام فرمود: عفو کردم و صرف نظر کردم. شیوه برخورد آن حضرت نشان می دهد که ابتدا آن مرد با پاسخ خود صلاحیتش را برای شمول عفو و اغماض حضرت به اثبات رسانید و آنگاه امام او را بخشید و از مجازاتش صرف نظر کرد. اگر جرم و تجاوز مربوط به حقوق جامعه باشد در این صورت چون پای حدود الهی و حقوق اجتماعی در میان است و سعادت عمومی در گرو اجرای آنهاست ناگزیر حدود باید اجرا شود و حقوق باید تادیه گردد زیرا قانون و حرمت مال- جان- عرض و ناموس مردم مثل مرز و حصاری است که گرداگرد جامعه کشیده شده تا مردم در پناه آن در امنیت و آسایش زندگی کنند. اگر این مرز شکسته شود و قانون تحت عناوینی از قبیل عفو و گذشت به اجرا در نیاید زمینه برای هرج و مرج و ناامنی فراهم شده و ادامه زندگی برای مردم دشوار خواهد شد. در اینجا مجریان عدالت باید بدون توجه به احساسات شخصی و دلسوزی های واهی و بی اساس - با کمال شهامت به مقتضای عدالت عمل نمایند. آثار عفو: ((۱)) طول عمر: از رسول اکرم ص چنین نقل شده است: آن که عفوش بسیار شد عمرش طولانی می شود. ((۲)) از بین رفتن کینه ها: رسول اکرم ص فرمود: از یکدیگر در گذرید تا کینه ها از میانتان رخت بربندد. ((۳)) عزت دنیا و آخرت: پیامبر ص فرمود: هر که از لغزشی در گذرد خداوند به سبب این گذشت - عزت دنیا و آخرت را به او عطا می کند. ((۴)) رهایی از عذاب دوزخ: حضرت علی ع عفو را موجب نجات از عذاب جهنم دانسته است: گذشت هنگام توانایی سپری در برابر عذاب خداوند است. ((۵)) پاداش بسیار : امام علی ع پاداش انسان با گذشت را غیر قابل سنجش می داند و می فرماید: پاداش دو چیز را نمی توان سنجید: عفو و عدل.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 11:49  توسط حسین خطیبی
|
نظم و انظباط اسلام بعنوان دینی جامع و جهانی - بر نظم و برنامه ریزی در زندگی فردی و اجتماعی پیروانش تاکید کرده به آنان سفارش می کند که تمامی کارهای خود را طبق برنامه و بطور منظم انجام دهند و از بی نظمی بپرهیزند. در همین زمینه مهمترین احکام و مقررات خود را با نظم حاکم بر جهان - هماهنگ ساخته- مسلمانان را برعایت دقیق آن فرا خوانده است تا آنجا که آنان بایستی اوقات نمازهای روزانه را با توجه به گردش منظم منظومه شمسی و حرکت زمین تعیین کنند بحدی که ( برای مثال) اگر نماز ظهر را حتی یک دقیقه پیش از رسیدن نیمروز یا نماز صبح را پیش از طلوع فجر اقامه کنند از ایشان پذیرفته نیست. آثار نظم و انظباط: ۱)) بهره گیری بیشتر از زندگی: استفاده بهتر و بیشتر از زندگی و جلوگیری از هدر رفتن سرمایه و استعداد- نیازمند برنامه ریزی دقیق و رعایت نظم در تمامی فعالیت ها است. با مطالعه زندگی حضرت امام خمینی ( ره ) بروشنی میتوان دریافت که از جمله عوامل موثر در زندگی - تحصیل و مبارزاتشان- برنامه ریزی صحیح و پایبندی به نظم بوده است. یکی از شاگردان ایشان در این باره می گوید: نظم دقیق در زندگی ... از ویژگیهای معروف حضرت امام ره است که شاید از زبان دیگران مکرر شیده باشید براستی عجیب بود که حتی برای مطالعه و قرائت قران و کارهای مستحب و حتی زیارتها و دعاهایی که در وقت خاصی هم وارد نشده بود وقت خاصی را تنظیم کرده بودند و هر کاری را بر طبق همان زمان بندی و تنظیم خاص انجام می دادند بطوری که برای هر کس که مدتی با ایشان مانوس و معاشر می شد مشخص بود که در چه ساعتی مشغول چه کاری و انجام چه عملند اگر چه در حضور ایشان نباشد و فرسنگها از محضرشان دور و جدا باشد. ۲))نتیجه بخشی کارها: حاکم کردن نظم و انظباط در کارها موجب می شود که هر کاری بجا و بموقع انجام پذیرفته - نتیجه بخش و سودمند باشد. فردی که در جلسات- سخنرانی ها- رفت و آمدها- وعده ها و ... نظم را رعایت می کند فعالیتهایش از نتیجه بهتر و بیشتری بر خوردار خواهد شد. ۳)) تنظیم افکار: از جمله عوامل موثر در نظم فکری انسان- رعایت نظم در رفتار فردی و اجتماعی است. کسی که در تمامی کارهایش پایبند به نظم است افکار گوناگونش نیز از یک طبقه بندی و تنظیم خاصی برخوردار شده - با داشتن این ویژگی برجسته و پسندیده - پله های رشد و کمال را بهتر و سریعتر طی خواهد کرد. حضرت امام خمینی ( ره ) نظم فکری را نتیجه نظم در رفتار دانسته- می فرماید: اگر در زندگی مان- در رفتار و حرکاتمان نظم بدهیم- فکرمان بالطبع نظم می گیرد- وقتی فکر نظم گرفت یقینا از آن نظم فکری کامل الهی بر خوردار خواهد شد. ۴)) جلوگیری از اتلاف عمر دیگران: کسی که درزندگی خود منظم است وکارهایش را براساس یک برنامه ریزی حساب شده انجام می دهد در برخورد با دیگران نیز نظم را رعایت کرده از تلف شدن وقت و عمر آنان جلوگیری می کند زیرا با اجرای نظم و سامان دادن فعالیتهایشان موجب خواهد شد که دیگران در مدت زمانی که با او هستند بیشترین بهره را برده عمرشان پربارتر گردد. ۵)) نظم دهی بدیگران: فردی که زندگی- رفتار و حتی فکرش را منظم کرده وبه این ویژگی پسندیده آراسته شده است الگوی موثری برای دیگران بوده از همین راه آنان را به اجرای نظم و انظباط در کارها وا می دارد. حضرت امام خمینی ره که زندگی و رفتارش نمونه و سرمشق کامل برای مسلمانان بلکه تمامی انسانها است با برنامه ریزی و نظم در کارها تاثیر شگرفی در نظم دهی بدیگران داشته است تا آنجا که یکی از شاگردان ایشان می گوید: من حدود ده سال در نجف خدمتشان بودم کارهایی را از ایشان مشاهده می کردم که واقعا برای ما الگو بود یکی از این امور نظم در کارهایشان بود. پیامدهای بی نظمی: ۱)) ایجاد هرج و مرج: کسی که به برنامه ریزی اهمیتی نمی دهد به دلیل بی نظمی در کارهایش به نتیجه مطلوب دست نمی یابد و همواره در زندگی دچار هرج و مرج و سردرگمی بوده جامعه را نیز به این سو خواهد کشاند. حضرت امام خمینی ره بی نظمی را آفت بزرگی می داند که موجب فساد در کارهاست: بدون نظم یک امری تحقق پیدا نمی کند یعنی فاسد می شود. و در جای دیگر آن را موجب نابودی جامعه قلمداد کرده است: جامعه نظم لازم دارد اگر نظم از کار برداشته شود جامعه از بین می رود. ۲)) خدشه دار شدن شخصیت اجتماعی: از جمله عواملی که شخصیت اجتماعی انسان را تحت الشعاع قرار داده آن را خدشه دار می کند بی نظمی در کارها ودر بر خورد با دیگران است چرا که افراد جامعه بروشنی در می یابند که فرد بی انظباط و نا منظم موجب هرج و مرج در کارها و هدر رفتن وقت و عمر آنان شده از پیشرفت و ترقی شان جلوگیری می کند. بهمین دلیل او را از میان خود رانده برایش ارزش چندانی قائل نمی شوند. ۳)) پایمال شدن حقوق دیگران: کسی که کارهای مردم را به تاخیر می اندازد و به بعضی اجازه می دهد که ساعتها وقتش را بگیرند در نتیجه فرصت ملاقات با دیگران و انجام کارشان را از دست می دهد و نمی تواند بموقع جهت تدریس در کلاس درس- جهت انجام کار در محل کار وغیره حضور یابد... چنین فردی بدلیل بی نظمی در کارها حقوق دیگران را پایمال کرده و به آنان ستم روا داشته است. امیر مومنان علی ع بی توجهی به حقوق دیگران را از جمله دلایل تنهایی و بی یاوری انسان معرفی می کند: من دلائل الخذلان الاشتهانه بحقوق الاخوان- از دلایل ( تنهایی و) دوری انسان از دیگران - سبک شمردن حقوق برادران دینی است. ۴)) هدر رفتن سرمایه ها: از بین رفتن امکانات مادی نیز یکی از پیامدهای بی نظمی است. بعنوان نمونه- اگر کسی برای برگزاری یک جشن - افراد زیادی را دعوت کند و پس از تهیه امکانات و غذا بدلیل بی برنامگی و عدم اطلاع بموقع میهمانها- جشن برگزار شود امکانات او هدر رفته است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 20:30  توسط حسین خطیبی
|
مردم داری مردم داری به معنای خوشرفتاری- ملایمت- مماشات و مهربانی با مردم است. مردم داری یکی از خلق های نیکوی انسانی و کلید سعادت زندگی اجتماعی است. با گسترش و تقویت آن جامعه انسانی چهره ای زیبا به خود می گیرد و زندگی شیرین می شود. امیر مومنان علی ع دیدگاه کلی اسلام را پیرامون معاشرت با مردم در سخنی چنین تبیین می کتد: خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم وان عشتم حنوا الیکم- با مردم طوری معاشرت کنید که اگر با آن حالت مردید در سوگتان بگریند و اگر زنده بودید با شما دوست باشند. در اخلاق اسلامی عناوین گوناگونی چون حسن خلق- مدارا- خوش گمانی- مصافحه- سلام و احوالپرسی- خوشرویی و... آداب و رسوم مردم داری را تبیین می کنند. که در اینجا عنوان مدارا را به اختصار توضیح می دهیم: مدارا و سازش با مردم: از شگفتی های آفرینش این است که همان گونه که چهره و ظاهر دو نفر مثل هم نیست اندیشه و سلیقه آنها نیز شبیه به یکدیگر نیست و طرز فکر و شخصیت هر کس مخصوص بخود و منحصر بفرد است. بنابراین ما به تعداد کسانی که با آنها بر خورد می کنیم با سلیقه و فکر مواجه هستیم و زندگی کردن با افراد و روحیات مختلف - دانش خاصی می طلبد. یکی از روشهای موفق زندگی اجتماعی - موقعیت سنجی است به این معنا که انسان افراد جامعه خویش را بشناسد و با آنها طبق روحیات خودشان بر خورد کند و با آنها مدارا کند. رسول اکرم ص می فرماید: مداراه الناس نصف الایمان والرفق بهم نصف العیش- مدارای با مردم نیمی از ایمان و سازش و رفاقت با آنها نیمی از زندگی است. امام علی ع نیز در وصیت به محمد حنفیه می نویسد: بدان که پس از ایمان بخدای بزرگ- راس خردمندی مدارا کردن با مردم است! و کسی که با مردم به نیکی معاشرت نکند خیری در او نیست. از آنجا که بیشترین بخش بر خورد و معاشرت در قالب سخن و توسط زبان انجام می گیرد قران مجید به مسلمانان دستور می دهد: قولوا للناس حسنا ( بقره: ۸۹) با مردم به نیکی سخن بگویید. مردم آزاری: در اسلام بهمان اندازه که به مردم داری و خوشرفتاری با مردم سفارش شده از مردم آزاری و تضییع حقوق آنها منع و نکوهش شده است و عناوینی چون غیبت- تهمت- حسد- تکبر- ایجاد رعب و وحشت- سرقت- بدگمانی- بد زبانی و ناسزاگویی- بی احترامی- همسایه آزاری و... ممنوع و حرام اعلام شده تا بوسیله آنها مومنان مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و جامعه اسلامی دچار نا امنی روحی و هرج و مرج اجتماعی نگردد. بعبارت دیگر در فرهنگ اسلام بصورتهای مختلف - جان - مال و آبروی مومن- بشدت مورد حمایت و عنایت قرار گرفته و هرگز به کسی اجازه داده نشده که به ناحق آنها را مورد کمترین تعرض قرار دهد و مومنی را بدون گناه بیازارد و چنین کاری مساوی با آزار خدا و پیامبر ص قرار گرفته است. رسول اکرم ص در این زمینه می فرماید: هر کس مومنی را بیازارد- مرا آزرده و هر کس مرا برنجاند خدا را آزرده است و هرکس خدا را بیازارد- چنان که در تورات- انجیل و زبور و قران آمده است- از رحمت خدا بدور است. مردم آزاری ممکن است به اشکال مختلف صورت گیرد که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ((۱))ایجاد مزاحمت. ((۲)) عیب جویی.((۳)) تحقیر و اهانت.((۴))مسخره کردن. و... التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 19:20  توسط حسین خطیبی
|
خداوند حکیم احترام به پدر و مادر و فرمانبرداری از دستورات مشروع آنان را در آیات متعددی از قران یاد آوری فرموده و نیکی به آنان را پس از عبادت خویش ذکر کرده است: وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا ( اسراء:۲۳ ) خدای تو حکم کرد که جز او هیچ کس را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. در ادامه آیه فرزندان را به مهربانی - برخورد نیک و سخن و رفتار متواضعانه نسبت به پدر و مادر فرمان می دهد. فلا تقل لهما اف ولا تنهر هما وقل لهما قولا کریما واخفض لهما جناح الذل من الرحمه وقل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا ( اسراء:۲۳و۲۴ ) ... به آنان اف ( اوه ) نگو و آزار به آنان نرسان و با ایشان از روی تکریم سخن بگو پیوسته پرو بال تواضع و کوچکی را با رحمت و مهربانی برایشان بگستر و بگو پروردگارا چنان که آنان مرا در کودکی پرورش دادند تو در حق آنان رحمت و مهربانی فرما. در این آیه خداوند از گفتن اوه ( اف ) به پدر و مادر که نشانه پائین ترین درجه اظهار ناراحتی است نهی فرموده ودر روایتی نیز آمده است که اگر کلمه ای پائین تر از اف وجود می داشت از آن نیز نهی می شد یعنی خداوند اجازه نداده است حتی در شرایط کهولت سن پدر و مادر که معمولا پر توقع و پر زحمت می شوند فرزند حداقل ناراحتی را در مقابل آنان ابراز کند تا چه رسد به اینکه بر سر آنان فریاد بکشد و پرخاش کند. پیامبر گرامی ص فرمود: خشنودی خدا در خشنودی پدر و مادر و نارضایتی پروردگار در ناخرسندی پدر و مادر است. شخصی بدیدار رسول خدا ص شرفیاب شد و گفت: از شهر و دیار و پدر و مادر خویش بریده و بسوی شما آمده ام تا مسلمان شوم وبا شما بیعت کنم. در آن لحظه که عازم سفر بودم پدر و مادرم می گریستند. پیامبر ص فرمود: بر گرد و پدر و مادرت را شاد کن سپس پیش ما بیا ودر کنار ما باش. آن مرد نیز بدستور آن حضرت عمل کرد. شخص دیگری خدمت آن حضرت رسید و درخواست نصحیحت کرد رسول خدا ص فرمود: پدر و مادرت را اطاعت کن و به ایشان نیکی نما چه زنده باشند و چه مرده.
وظیفه انسان نسبت به پدر و مادر با مرگشان پایان نمی پذیرد زیرا مرگ نیستی و نابودی نیست که رسالت انسان نیز پایان پذیرد. بلکه آنان از منزلی به منزل دیگری قدم گذاشته و در جهان برزخ به سر می برند و نیکی های فرزندان به آنان می رسد. فرزندان باید برایشان توشه ای بفرستند و اگر تکلیف واجبی از آنان ترک شده یا بدهی بدیگران دارند برای انجام و پرداخت آن اقدام کنند و آنان را از گرفتاری نجات دهند. برای پدر و مادر و به نیت آنان نماز بخوانند و روزه بگیرند و برایشان صدقات و خیرات دهند. گرسنگان را از طرف آنان سیر کنند و برهنگان را بپوشانند و به مشکلات خانواده های محروم و گرفتار رسیدگی کرده به نیابت از آنان زیارت و حج کنند و ثواب کارهای خود را بروح آنان هدیه نمایند و گاهی بزیارت قبر آنان رفته و برایشان قران بخوانند. پیامبر گرامی اسلام ص در این باره فرمود: سید الابرار یوم القیمه رجل بر والدیه بعد موتهما-- در روز قیامت سرور نیکوکاران کسی است که پس از مرگ پدر و مادر نیز به آنها نیکی کرده باشد. از روایات امامان معصوم ع استفاده می شود که احترام مادر بالاتر از احترام پدر است. چنانکه امام صادق ع فرمود: شخصی از پیامبر اکرم ص در باره نیکی کردن به پدر و مادر پرسید: حضرت در پاسخ ابتدا سه بار فرمود: به مادرت نیکی کن. سپس سه بار فرمود: به پدرت نیکی کن. همچنین نقل شده است که شخصی از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا ص به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد به چه کسی ؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد از آن چه کسی . فرمود: پدرت. خدمت و نیکی به هر کس- آثار و فواید ارزنده ای در دنیا و آخرت دارد ولی احترام و نیکی به پدر و مادر از اهمیت بیشتری برخوردار بوده- آثار مهمتری در بر دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ((۱)) همنشینی با پیامبران در بهشت. ((۲)) طولانی شدن عمر. ((۳)) برخورداری از ثواب حج قبول شده.((۴)) خشنودی پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع. ((۵)) مرگ آسان. ((۶)) نیکی فرزندان به انسان.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 15:0  توسط حسین خطیبی
|
ادب یعنی انجام دادن یک کار اختیاری که از نظر عقل یا دین مشروع باشد. شاید برخی گمان کنند که اخلاق و آداب یکی هستند در حالیکه چنین نیست زیرا اخلاق عبارت است از ملکه های پرنفوذ روحی که با جان انسانها آمیخته است ولی آداب شکل و هیات های زیبایی است که اعمال انسان با آن متصف می شود و میان این دو تفاوت بسیار است. رابطه عقل و ادب ۱)) ادب خاص خردمندان است پس کسی که ادب ندارد خردمند نیست . رسول اکرم ص فرمود: لا ادب لمن لا عقل له- بی خرد را ادب نیست. ۲)) خردمندان باید مودب باشند: امیر مومنان ع فرمود: کل شیء محتاج الی العقل والعقل محتاج الی الادب - هر چیزی نیاز به خرد دارد و خرد نیاز مند ادب است. ۳)) ریشه ادب عقل است: همان حضرت فرمود: الادب فی الانسان کشجره اصلها العقل- ادب آدمی چون درختی است که ریشه اش خرد است. ۴)) ادب موجب افروختگی و زیادتی عقل است همان امام فرمود: همانگونه که آتش با هیزم افروخته می شود خردت را با ادب افروخته کن.
شکوفه های ادب چنانکه یاد شد ریشه درخت ادب را خرد انسان تشکیل داده است پس شایسته است چنین درخت خوش ریشه ای میوه هایی گرانقدر و ارزنده به بار آورد و چنین نیز هست. برخی از ثمرات ادب بدین شرح است: ۱)) حسن خلق: انسان با ادب بطور طبیعی خوش سیرت و خوش بر خورد بار می آید و با همنوعان خود با گشاده رویی مواجه می شود. حضرت علی ع می فرماید: خوش خلقی میوه ادب است. ۲))خود سازی: ادب نیکو سبب می شود که انسان به پاکسازی درون خود بپردازد صفات نکوهیده را از خویش دور سازد و فضایل اخلاقی را جایگزین آن نماید. امیر مومنان ع فرمود: زیبایی ادب سبب پاکسازی خوی هاست. ۳)) بهشتی کردن اطرافیان: انسان مودب محیط زندگی خود و اطرافیانش را به بهشت برین بدل می سازد او چون فرشته ای است که همواره صفا و صمیمیت و معنویت را با عطر ادب میان معاشران خود تقسیم می کندودر نهایت ادب زیبای او سبب می شود که آنان را به بهشت جاودان نیز رهنمون سازد. حضرت صادق ع فرمود: مومن همواره برای خاندان خویش علم و ادب نیکو بر جای می گذارد تا آنها را وارد بهشت سازد. از کوچک و بزرگ گرفته تا خدمتگزار و همسایه همه را در بهشت خواهد یافت. ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 12:42  توسط حسین خطیبی
|
زبان پرده ای بر اسرار نهان مقدمه:هر کشوری دارای دو نوع بندر ( یا شهر ) است: ۱))) بندر ( شهر ) واردات که کالاهای خریداری شده از کشور های خارجی در آنجا تخلیه و کنترل می شود. ۲))) بندر ( شهر ) صادرات که حمل و نقل کالاهای صادراتی از طریق آن انجام میگیرد. مسولان و مدیران دلسوز کشور پیوسته این دو بندر را کنترل می کنند و نظارت دارند . تا کالاهایی که وارد یا صادر می شود منطبق با مقررات و موازین مکتبی و نظام اقتصادی اسلام و بدور از آسیب آفرینی به اقتصاد و فرهنگ مردم باشد. حواس پنجگانه -- بویژه چشم و گوش -- در کشور وجود انسان نیز بندر های صادرات و واردات هستند . که هم می تواند اطلاعات و سخنان نغز و حکیمانه و سازنده و نا هنجار و آلوده وارد خزانه وجود نمایند و هم سخنان نا هنجار و فساد آور صادر نماید . بهمین دلیل آسیب شناسی حواس آدمی ضرورت می یابد که در اینجا به آسیب شناسی و آفت شناسی زبان می پردازیم: آفات زبان: زبان و گویش هم سازنده و هم خراب کننده و بلا خیز . هیچ نعمتی به اندازه آن نقمت آفرین نیست جرمش کوچک و جرمش سنگین است . از این رو انسان عاقل و دین باور باید پیوسته به آن نظارت کند و هیچگاه از کنترل و باز خواست آن غفلت نورزد. و بداند که زبان و قدرت بیان اگر با قهر و قدرت تقوا کنترل نشود آفات زیادی می آفریند و به آتش فشان فعال و ویرانگر تبدیل می شود در حدی که هفتاد گناه از آن بر می خیزد. یعنی اگر انسان بر بیان و زبان خود سلطه یابد در حقیقت هفتاد نوع گناه را بروی خود بسته است و اگر دروازه آن را بی پاسبان رها کند دریچه هفتاد نوع گناه را بروی خود باز کرده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ۱)))دشنام و یاوه گویی:فحش و بد زبانی در شان مومنان نیست بلکه از صفات پست دشمنان خدا و از ویژگیهای کافران است. ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء ویبسطوا الیکم ایدیهم والسنتهم بالسوء--(ممتحنه:۲) اگر آنها ( دشمنان خدا و کافران) بر شما مسلط شوند دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدی کردن نسبت به شما می گشایند. اسلام از بد گویی سخت متنفر است و آن را عملی نا مطلوب خطر آمیز می خواندپیامبر اسلام ص می فرماید: یا عائشه لو کان الفحش رجلا لکان رجل سوء ای عایشه اگر دشنام و نا سزا گویی مرد بود- و در شکل کسی ظاهر می شد- به یقین در قیافه مرد بسیار بد منظری جلوه می کرد. پیشوایان دینی ما اجازه نمی دهند که پیروانشان حتی به دشمنان خود نیز دشنام دهند. چنان که برخی از یاران و سربازان علی ع در جنگ صفین معاویه را دشنام می دادند . حضرت با شنیدن آن سخت نا راحت شدند و آنان را از این عمل منع ساختند و فرمودند: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین و لکنکم لو و صفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصواب فی القول و ابلغ فی العذر- من خوش ندارم دشنام گو باشید بلکه اگر در گفتارتان اعمال آنان را وصف و به بیان حالشان بپردازید به سخنان صواب نزدیکتر و عذرتان پذیرفته تر است. لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 15:27  توسط حسین خطیبی
|
مهار خشم و پر خاشگری مقدمه: خشم یکی از پیچیده ترین هیجانهای انسانی است و واکنشی طبیعی به نا کامی و بد رفتاری محسوب می شود. همه ما در طول زندگی خود مواقعی با برخی موقعیتها مواجه شده ایم که خشم ما را بر انگیخته است مشکلی که در خشم وجود دارد اینست که گرچه خشم قسمتی از زندگی ما را تشکیل می دهد. اما می تواند ما را از رسیدن به اهدافمان باز دارد بهمین دلیل هیجان خشم افراد را دچار تضاد می کند از یک طرف خشم پاسخ طبیعی انسان می باشد و از طرف دیگر می تواند منجر به اختلال در روابط بین فردی ما و بهم ریختگی ساختار درونی و روانشناختی ما شود. و همچنین مانع دستیابی به اهدافمان می شود. با این حال می توان گفت: به خشم آمدن سهل و آسان ولی به موقع خشمگین شدن و در جای مناسب به خشم آمدن سخت است. تعریف خشم: ارائه تعریفی برای خشم- کار دشواری است. زیرا هنگامی که افراد خشمگین می شوند از نظر دلیلی که به خاطر آن عصبانی می شوند و چگونگی پاسخی که به خشم می دهند بسیار متفاوتند با این حال در اینجا به چند تعریف از خشم و پر خاشگری اشاره می کنیم: بطور کلی پر خاشگری و رفتارهای تهاجمی و خصمانه واکنشی نسبت به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیو شیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخهای آموخته شده است و بصورت ضرب و جرح - آزار و اذیت- تخریب و صدمه رسانی بدیگران بروز می کند. پر خاشگری اغلب بصورت خشونت و عمل تخریبی- علیه افراد یا اموال - جلوه گر می شود. واکنشهای پر خاشگرانه گاه بصورت عملی ( تخریب و آسیب رساندن بخود و دیگران) و گاه بصورت کلامی صورت می گیرد. لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید تا میزان خشم خود را مانند مطالب زیر بسنجید: کاملا موافقم-- موافقم-- مخالفم-- کاملا مخالفم. جمله های ۱ و ۲ و ۳میزان تحریک خشم را می سنجد. میزان تحریک خشم بشدت - دوام و فراوانی خشم بستگی دارد. جمله های ۴ و ۵ و ۶ دامنه عواملی را می سنجد که شما را خشمگین می کند. جمله های ۷ و ۸ و ۹ گرایش شما را به داشتن چهره ای خصمانه می سنجد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 22:13  توسط حسین خطیبی
|
خوش خلقی و بد خلقی واژه حسن خلق گاه کاربردی عام و فراگیر دارد و همه کردار- گفتار و صفات نیکو را در بر می گیرد. اما بیشتر بمعنای خاص و محدود یعنی نرمخویی- زیبا گویی و خوش برخوردی بکار می رود به گونه ای که هرگاه سخن از حسن خلق بمیان می آید همین معنای دوم به ذهن شنونده خطور می کند. شخصی از امام صادق ع در باره حسن خلق توضیح خواست آن حضرت در پاسخ فرمود: تلین جناحک و تطیب کلامک و تلقی اخاک ببشر حسن- رفتارت را ملاطفت آمیز و سخنت را پاکیزه کرده و با خوشرویی برادرت را ملاقات کن. ارزش خوشخویی: رسول اکرم ص آن را سنگین ترین عمل در ترازوی قیامت دانسته و فرموده است: ما یوضع فی میزان امرء یوم القیامه افضل من حسن الخلق- روز قیامت در ترازوی ( اعمال) شخص چیزی بر تراز خوشخویی قرار نمی گیرد. امیر مومنان ع نیز آن را بهترین همنشین دانسته است: حسن الخلق خیر قرین- خوش خلقی بهترین همنشین است. رابطه با دین: خوش خلقی با اینکه یک خوی زیبای انسانی است و ممکن است در وجود هرکس- صرف نظر از آیین و مرامش- یافت شود لیکن جایگاه والایی در شریعت مقدس الهی دارد. پیام آوران خدا- بدون استثنا- خوشرو بوده اند. و خوش اخلاقی نه تنها علامت تدین است بلکه به تعبیر حضرت رسول اکرم ص نصف دین را تشکیل می دهد: حسن الخلق نصف الدین- دیدگاه حضرت امام باقر ع نیز این است که هر چه مومن خوشخوتر باشد ایمانش کامل تر است: ان اکمل المومنین ایمانا احسنهم خلقا- همانا کامل ترین مومن از نظر ایمان- خوشخوترین مومنان است. دستاوردها: خوش خلقی - گذشته از آثار فردی که برخی از آنان در لابلای روایات بیان شد تاثیر به سزایی در بهبودی جو اجتماع می گذارد و آثار ارزنده ای نیز برای شخص خوشخو دارد که به دو نمونه آن اشاره می کنیم: ((۱)) دوستی و محبت: انسانها تشنه محبتند و دلهای آنان اسیر کمند محبت می شود. پس چه خوب است همه افراد اجتماع نسبت به یکدیگر- با زبانی نرم- رویی گشاده و بر خوردی دوستانه داشته باشند و فضای زندگی را از عطر محبت آکنده سازند و با همنوعان خود صمیمی زندگی کنند امام صادق ع فرمود: حسن الخلق مجلبه للموده - خوش خلقی دیگران را جلب می کند.((۲)) آبادی شهرها و درازی عمرها: با صمیمی شدن انسانها نسبت به یکدیگر طبعا دغدغه ها- جنگ اعصاب- بی اعتمادی- اضطراب و دلهره و... رخت بر می بندد و افراد جامعه در امنیت روحی و اعتماد متقابل بکار و تلاش می پردازند. همدیگر را در کارها یاری می دهند- برای همنوعان دلسوزی می کنند- غمخوار هم می شوند و... در چنین فضایی - هر کس زندگی راحتی خواهد داشت- شهرها آباد می گردد و بیماریها کم می شود و عمرها نیز طولانی تر می شود علاوه بر اینکه خداوند نیز بر چنین اجتماعی نظر لطف خواهد داشت و آنها را یاری خواهد داد. امام صادق ع فرمود: البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار- نیکی و خوشخویی شهرها را آباد و عمرها را زیاد خواهد کرد. بد خلقی: بد خلقی ضد حسن خلقی است. به همان اندازه که خوش خلقی پسندیده و نیکوست بد اخلاقی- نکوهیده و زشت است و هر قدر حسن خلق جاذبه دارد و کمال بحساب می آید بد خلقی دافعه دارد و نقص محسوب می شود. بد خلقی بدترین همنشین انسان- نشانه پستی و فرومایگی و مایه بدبختی بوده و خیر دنیا و آخرت را از انسان سلب می کند. از این رو- در تعالیم اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته است. پیامبر اکرم ص می فرماید: من سعاده المرء حسن الخلق و من شقاوته سوء الخلق- خوش خلقی از سعادت مرد و بد خلقی از شقاوت و بد بختی اوست. ائمه معصومین ع در روایات اسلامی برای سوء خلق- آثاری اعم از دنیوی و اخروی ذکر کرده اند. با دقت در زندگی و سرنوشت افراد بد خلق- انسان بخوبی در می یابد که چگونه عرصه زندگی بر آنها تنگ شده و در نهایت کارشان به فلاکت و بدبختی منجر می شود. برخی از آثار بد خلقی عبارت است از: زندگی محنت بار- اضطراب و تنهایی- تباهی ایمان و عمل- محرومیت از توبه- دوری از خداوند- فشار قبر و بالاخره هلاکت در قعر جهنم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:43  توسط حسین خطیبی
|
توبه توبه به معنای باز گشتن است و در قران کریم بخدا و انسان نسبت داده شده است. توبه خدا -باز گرداندن لطف و رحمت خود بر بندگان و توبه انسان باز گشتن از حالات و اعمال فاسد گذشته خود است. امیر المومنین ع توبه را چنین معنی می کند: توبه ( عبارت از ) پشیمانی قلبی- آمرزش خواهی زبانی- ترک ( عملی ) گناه با اندام بدن و تصمیم بر عدم باز گشت ( به گناه ) است. ضرورت توبه: توبه یک وظیفه واجب و ضروری است و قران کریم هفت مرتبه با جمله توبوا همه مردم را به آن فرمان داده است بعنوان نمونه در آیه ای می خوانیم: و توبوا الی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون ( نور: ۳۱) همگی بسوی خدا باز گردید ای مومنان تا رستگار شوید! ایام جوانی بهترین فرصت برای تغییر مسیر از زشتی ها و پلیدی ها به سوی پاکی هاست. اسلام پناهگاه مطمئن و محکمی را برای جوانان مشخص نموده آنان نیز باید برای مصون ماندن از سقوط در منجلاب گناهان به آن پناهگاه پناه برده توبه نمایند. پیامبر اکرم ص می فرماید: التوبه حسنه لکنه فی الشباب احسن- توبه از گناه همیشه پسندیده است ولی در جوانی بهتر و پسندیده تر است. به نصایح پدرانه حضرت امام خمینی ( ره ) در این زمینه توجه کنید: ... بهار توبه - ایام جوانی است که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقص تر و شرایط توبه سهل تر و آسانتر است. گیرم که انسان بتواند در ایام پیری قیام به این امر کند از کجا به پیری برسد و اجل موعود او را در سن جوانی و در حال اشتغال به نافرمانی نرباید و به او مهلت ندهد؟ کمیاب بودن پیران - دلیل است که مرگ به جوانان نزدیکتر است. در یک شهر پنجاه هزار نفری پنجاه نفر پیر هشتاد ساله انسان نمی بیند. پس ای عزیز! از مکاید شیطان بترس و در حذر باش و با خدای خود مکر و حیله مکن که پنجاه سال یا بیشتر شهوت رانی می کنم و دم مرگ با کلمه استغفار جبران می کنم. اینها خیال خام است... پس... هر چه زودتر دامن به کمر بزن و عزم را محکم و اراده را قوی کن و از گناهان تا در سن جوانی هستی یا در حیات دنیایی می باشی توبه کن و مگذار فرصت خدا از دستت برود و به تسویلات شیطانی و مکاید نفس اماره اعتنا مکن. نشانه های تائب واقعی: توبه کار واقعی کسی است که هر گاه توبه کند: ((۱)) طلبکاران و ستم کشیدگان را از خود راضی سازد. ((۲)) به عبادتش بیفزاید.((۳)) لباس ( و قیافه ظاهری) خود را تغییر دهد.((۴)) دوستان (فاسد) خود را عوض کند.((۵)) نشست و برخاست ها (دعوتها و پذیرایی ها) را تغییر دهد.((۶)) رفتار خود را در مسائل خانوادگی و زنا شوئی و تربیت فرزندان تغییر دهد و اخلاق و رفتار اسلامی داشته باشد و در مسائل جنسی از راه انحرافی که رفته باز گردد.((۷)) در اخلاق و نیت خود تغییر و تحول داده و در حالات روحی- فکری- قلبی و برخورد های اجتماعی خود تجدید نظر نماید و انگیزه ها و هدفهای مادی خود را به قصد قربت و اخلاص تبدیل کند.((۸)) روحش باز و رویش گشاده باشد و تنگ نظری های قبلی را نداشته باشد و از کمک بدیگران دریغ نورزد.((۹)) از آرزوهای دور و دراز خویش دست بردارد و زبانش را از بدی ها- تهمتها- دروغها- غیبتها و... باز دارد.((۱۰)) در مسائل اقتصادی و هزینه های مالی نسبت به محرومان و گرسنگان جامعه بی تفاوت نباشد و حاضر باشد کمی از هزینه های تشریفات زندگی شخصی خود را در راه رفاه دیگران صرف نماید. هر گاه توبه کننده این صفات ده گانه را مراعات کند توبه حقیقی کرده است. آثار توبه: ۱)) آمرزش گناهان: توبه موجب آمرزش گناهان است تا اندازه ای که توبه کار مانند کسی است که مرتکب گناهی نشده است. رسول اکرم ص می فرماید: التائب من الذنب کمن لا ذنب له- تائب از گناه کسی است که مرتکب گناه نشده است. ۲)) بر خورداری از مواهب الهی و زندگی شیرین: پاکسازی دنیای وجود از آلودگیهای گناه و فساد و آراستگی به ارزشهای انسانی جامعه را بسوی یک هدف تکاملی پیش می برد و محیطی امن و آکنده از صلح و صفا بوجود می آورد انسان نیز از همین رهگذر می تواند بیشتر و بهتر از مواهب زندگی بهره مند و زندگی اش شیرین شود و این همه از آثار توبه و باز گشت بخدای متعال است. چنانکه قران کریم می فرماید: ... توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا...(هود:۳) بسوی او(خدا) باز گردید تا به طرز نیکویی شما را ( از مواهب زندگی این جهان) بهره مند سازد. ۳)) تبدیل لغزشها به حسنات:قران کریم می فرماید: ... من تاب وامن و عمل عملا صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما( فرقان: ۷۰) کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می نماید و خداوند آمرزنده و مهربان است. ۴)) باران رحمت و قدرت و قدرتمندی: قران کریم استغفار از گناهان و باز گشت بسوی خدا را مایه آبادانی- خرمی و اقتدار معرفی کرده می فرماید: ... توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدرارا و یزدکم قوه الی قوتکم...(هود:۵۲) توبه کنید تا خداوند آسمان را برای شما به باریدن فراوان بگمارد و نیرویی بر نیریتان بیفزاید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 17:30  توسط حسین خطیبی
|
اهتمام به واجبات و مستحبات واجبات و مستحبات دستورالعملهایی هستند که خداوند برای سعادت انسان قرار داده و بوسیله پیامبران به مردم ابلاغ کرده است. رسول خدا ص در ضمن حدیثی می فرماید: هیچ عملی نیست که شما را به آتش ( دوزخ ) نزدیک می کند جز اینکه شما را به آن خبر داده- از آن نهی کردم و هیچ عملی نیست که سبب نزدیکی شما به بهشت شود جز اینکه شما را از آن خبر داده به آن امر تان کردم. بنابراین هر عملی که مایه سعادت انسان است به او معرفی و از او خواسته شده که آن را انجام دهد. حال یا به صورت امر الزامی و واجب یا غیر الزامی و مستحب. منظور از اهتمام به دستور العملهای واجب و مستحب این است که در درجه اول این امور برای دستیابی به سعادت انجام گیرد. در مراتب بعد نیز با کیفیت عالی و بر اساس موازین خواسته شده و با خشوع انجام پذیرد. اهمیت واجبات و نقش مستحبات: واجبات همان طور که ذکر شد دستورالعملهای الزامی است که خداوند - کمال انسان را در آن قرار داده است. واجبات محبوبترین چیز نزد خداوند است و در تقرب به ساحت اقدس الهی نقش اساسی دارد. چنانکه امام صادق ع از خداوند تبارک و تعالی نقل می فرماید: ما تحبب الی عبدی باحب مما افتر ضت علیه- بنده ام به چیزی محبوب تر از آنچه بر او واجب کرده ام به من تقرب نمی جوید. مستحبات نیز در اسلام از اهمیت فراوانی بر خوردارند. نقش مستحبات در زندگی انسان این است که موجب تقرب بیشتر انسان نزد خدا می شوند و نیز واجبات را در برابر گرد بادهای سستی و سهل انگاری محافظت کرده نواقص آنها را جبران می کنند. چنانکه امام باقر ع فرمود: انما جعلت النافله لیتم بها ما یفسد من الفریضه - نافله برای این قرار داده شده که نواقص فریضه بواسطه آن جبران شود. اهمیت دادن بواجبات و مستحبات در دو محور فردی و اجتماعی قابل بررسی است: برای اطلاع از ادامه بحث ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 16:8  توسط حسین خطیبی
|
تقوا در تعریف تقوا گفته اند: حفظ کردن نفس است از آنچه بیم ضررش می رود. بخشی از ضررها را عقل سلیم تشخیص می دهد و بخشی را شرع مقدس بیان کرده است و با توجه به این که خواسته های عقل سالم مورد قبول شرع می باشد معنای اصطلاحی تقوا چنین می شود که امام صادق ع فرموده است. ... ان لا یفقدک الله حیث امرک و لا یراک حیث نهاک-- { تقوا یعنی} آنجا که خداوند دستور داده حاضر باشی تو را غایب نبیند و آنجا که نهی کرده تو را مشاهده نکند. جایگاه تقوا در اخلاق اسلامی: تقوا در فرهنگ دینی ارزشی والا دارد و رکن اساسی اخلاق اسلامی محسوب می شود و بدون آن اخلاق و ایمان مفهومی ندارد همان طور که علی ع فرمود: (التقوی رئیس الا خلاق) و ( لا ینفع الایمان بغیر تقوی ) برای اطلاع از مراتب دیگر تقوا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 15:47  توسط حسین خطیبی
|
کلیات کلیات: اخلاق عبارت است از ملکات نفسانی که به سبب آن کارها به آسانی و بدون نیاز به تفکر و تروی ( تفکر و اندیشیدن) از نفس صادر گردد. علم اخلاق در باره ملکات انسانی بحث می کند و انسان را از آثار رذایل و عادات زشت شیطانی آگاه نموده او را برای رسیدن بهدف عالی که داشتن ملکه فضایل اخلاقی است راهنمایی می نماید. موضوع اخلاق انسانیت انسان و هدف آن پیراستن نفس از پستی ها- آراستن آن به فضایل انسانی - توجه دادن به خود شناسی و در نتیجه رساندن انسان به کمال و سعادت است. جایگاه اخلاق در اسلام: قران کریم رمز موفقیت رسول خدا ص را در ایفای رسالتش و گسترش توحید اخلاق نیکوی آن حضرت می داند و می فرماید: فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک (آل عمران:۱۵۹ ) در پرتو رحمت الهی تو با مردم مهربان شدی در حالی که اگر خشن- تند خو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند. با دقت در روایات اسلامی و زندگانی معصومین ع بخوبی در می یابیم که تمام شئون زندگی آن بزرگواران مظهر تجلی خصلت های ارزنده انسانی بوده و به تمام معنا اخلاق الهی را در وجودشان به کمال رساندند و پرچمدار تقوا- فضایل و اخلاق پسندیده انسانی شدند. ضرورت اخلاق و خود سازی: آدمی برای آنکه بتواند از غرایز خود در حد معقول و صحیح بهره گیرد و زندگی مسالمت آمیزی با همنوعان خود داشته باشد و سرانجام به سعادت دنیا و آخرت نایل گردد ناگزیر از تهذیب نفس و خود سازی است از این رو می توان گفت خود سازی قطع نظر از جنبه مذهبی از ضروریات زندگی یک جامعه سعادتمند شمرده می شود. در این زمینه در حدیثی از امیر مومنان ع آمده است:اگر به بهشت و ثواب ( آخرت) امیدوار نباشیم و از آتش و عذاب ( جهنم ) نهراسیم باز هم شایسته است که فضیلتهای اخلاقی را طلب کنیم زیرا فضایل اخلاقی از چیزهایی است که ما را براه رستگاری هدایت می کند. اخلاص اخلاص یعنی خالص کردن و ارادت صادق داشتن و مخلص . یعنی کسی که طاعات و عبادات خود را از هر گونه آلودگی و آمیختگی بغیر خدا خالص کرده انگیزه ای جز تقرب بدرگاه خدا نداشته باشد در نتیجه فقط به او دل می بندد و تعریف و تکذیب دیگران در نظرش یکسان است. خداوند متعال بندگانش را به اخلاص در عبادت امر کرده و می فرماید: فادعوا الله مخلصین له الدین ولو کره الکافرین ( غافر:۱۴) خدا را بخوانید در حالیکه تنها برای او در دین اخلاص می ورزید اگر چه کافران را ناخوش آید. در سخنان پیشوایان معصوم ع تعابیر گوناگونی از قبیل بهترین عبادت- ثمره عبادت- غایت دین- عبادت مقربان الهی و مانند آن در باره فضیلت اخلاص آمده است: در اهمیت اخلاص همین بس که شرط قبولی عمل است و اگر در عملی موجود نباشد بی هدف و بی نتیجه خواهد بود. برای آشنایی بیشتر با راههای کسب اخلاص و ریا و... ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 14:50  توسط حسین خطیبی
|
|
|