|
روزه ماه مبارک رمضان ماه خدا و ماه عبادت و ماه نزول قران و لیالی قدر که در این ماه مبارک است بر تمامی مومنین و روزه داران مبارک باد روزه در اسلام از اهمیت زیادی بر خوردار است و در میان عبادات تنها عبادتی است که به خداوند متعال اختصاص یافته است زیرا به لحاظ جایگاهش کمتر در معرض ریا قرار می گیرد بر خلاف دیگر عبادات که چون در معرض دید مردم است از ریا بر کنار نبوده و دستیابی اخلاص در آنها دشوار است. علاوه بر آن روزه یکی از ارکان پنجگانه اسلام نیز می باشد. در حدیث قدسی از پیامبر اسلام ص نقل شده که خداوند می فرماید: الصوم لی و انا اجزی به- روزه برای من است و من خود پاداش آن را می دهم. روزه در صورتی می تواند منشا آثار باشد که تمام آداب آن رعایت شود و گر نه چه بسا روزه داری که بهره اش از روزه ( فقط ) گرسنگی و تشنگی نیست. امام صادق ع به بعضی از آداب روزه اشاره کرده می فرماید: چون روزه گرفتی - گوش و چشمت ( نیز ) باید از حرام و کار زشت روزه باشند- از ریا و آزار زیر دستان بدور باشی- باید با وقار روزه دار در تو مشاهده شود و روزهایی را که روزه هستی مانند دیگر روزهایت نباشند. نیت روزه: در نیت روزه همین مقدار کافی است که انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد و جاری کردن نیت بر زبان و یا گذراندن از قلب لازم نیست.( م: ۱۵۵۰) رعایت امور زیر در نیت لازم است: ((۱)) قصد قربت.((۲)) تصمیم بر ترک و خودداری از چیزهایی که روزه را باطل می کند.((۳)) تعیین نوع روزه در غیر ماه رمضان. ولی دانستن همه مبطلات بطور تفصیل و نیز تعیین نوع روزه در ماه رمضان لازم نیست. زمان نیت روزه: ((۱)) انسان می تواند در هر شب از ماه رمضان برای روزه فردای آن نیت کند و بهتر است که شب اول ماه هم نیت روزه همه ماه را بنماید.(م:۱۵۵۱). ((۲)) از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح - هر وقت نیت روزه فردا بکند اشکال ندارد.(م:۱۵۵۲). ((۳)) وقت نیت روزه مستحبی از اول شب تا موقعی که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد اگر تا این وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و نیت روزه مستحبی کند روزه او صحیح است.(م:۱۵۵۳). مبطلات روزه: الف)) خوردن و آشامیدن: معیار در خوردن و آشامیدن صدق خوردن و آشامیدن است هر چند بطور متعارف نباشد از این رو اگر آب از راه بینی وارد معده شود اگر چه بطور غیر متعارف است ولی آشامیدن صدق می شود.( م:۱۵۷۳). انسان نمی تواند برای ضعف- روزه را بخورد ولی اگر ضعف او بقدری است که معمولا نمی شود آن را تحمل کرد خوردن روزه اشکال ندارد.(م:۱۵۸۳).( بدیهی است که پس از بر طرف شدن این عذر باید قضای این روزه ها را بگیرد). ((ب)) جماع: جماع روزه را باطل می کند اگر چه فقط بمقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید.(م:۱۵۸۴). ((ج)) استمناء: اگر روزه دار استمناکند روزه اش باطل می شود.(م:۱۵۸۸)هر گاه روزه دار بداند که اگر در روز بخوابد محتلم می شود می تواند در روز بخوابد و چنانچه بخوابد و محتلم شود روزه اش صحیح است.( م:۱۵۹۰). ((د)) دروغ بستن بخدا و پیغمبر: اگر روزه دار به گفتن یا نوشتن یا به اشاره و مانند اینها بخدا و پیغمبر و جانشینان آن حضرت عمدا نسبت دروغ بدهد اگر چه فورا بگوید دروغ گفتم یا توبه کند روزه او باطل است و احتیاط واجب آن است که حضرت زهرا س و سایر پیغمبران و جانشینان آنان هم در این حکم فرقی ندارند.(م:۱۵۹۶). اگر بخواهد خبری را که نمی داند راست است یا دروغ نقل کند بنابر احتیاط واجب باید از کسی که آن خبر را گفته یا از کتابی که آن خبر در آن نوشته شده نقل نماید لکن خودش هم خبر بدهد روزه اش باطل نمی شود.( م:۱۵۹۷). ((ه)) رساندن غبار غلیظ به خلق: رساندن غبار غلیظ به خلق روزه را باطل می کند چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است مثل آرد - یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است مثل خاک.(م:۱۶۰۳). احتیاط واجب آن است که روزه دار دود سیگار و تنباکو و مانند اینها را به حلق نرساند ولی بخار غلیظ روزه را باطل نمی کند مگر اینکه در دهان بصورت آب در آید و فرو دهد.( م:۱۶۰۵).((و)) فرو بردن سر در آب: اگر روزه دار عمدا تمام سر را در آب فرو برد اگر چه باقی بدن او از آب بیرون باشد بنابر احتیاط واجب باید قضای آن روزه را بگیرد. ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقداری از سر بیرون باشد روزه باطل نمی شود.(م:۱۶۰۸). اگر فراموش کند که روزه است و به نیت غسل سر را در آب فرو برد روزه و غسل او صحیح است.(م:۱۶۱۶). اگر در ماه رمضان عمدا برای غسل سر را در آب فرو ببرد هم روزه او باطل است هم غسلش .(م:۱۶۱۷). ((ز)) باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح: اگر جنب عمدا تا اذان صبح غسل نکند یا اگر وظیفه او تیمم است عمدا تیمم ننماید روزه اش باطل است.(م:۱۶۱۹). کسی که جنب است و می خواهد روزه واجبی را بگیرد که مثل روزه رمضان وقت آن معین است چنانچه عمدا غسل نکند تا وقت تنگ شود می تواند با تیمم روزه بگیرد و صحیح است. برخی از احکام باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح عبارت است از: کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند که اگر بخوابد تا صبح بیدار نمی شود نباید بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بیدار نشود روزه اش باطل است و قضا و کفاره بر او واجب می شود.( م:۱۶۲۵). اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از یک یا چند روز یادش بیاید باید آن روزه ها را قضا کند.(م:۱۶۲۲). اگر روزه دار در روز محتلم شود واجب نیست فورا غسل کند.(م:۱۶۳۲). هر گاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود وببیند محتلم شده اگر چه بداند پیش از اذان محتلم شده روزه او صحیح است.(م:۱۶۳۳). ((ح)) قی کردن: هرگاه روزه دار عمدا قی کند- اگر چه بواسطه مرض و مانند آن ناچار باشد- روزه اش باطل می شود ولی اگر سهوا یا بی اختیار قی کند اشکال ندارد.(م:۱۶۴۶). اگر آروغ بزند و بدون اختیار چیزی در گلو یا دهانش بیاید باید آنرا بیرون بریزد و اگر بی اختیار فرو رود روزه اش صحیح است.( م:۱۶۵۲). احکام مبطلات: باطل شدن روزه به سه صورت ممکن است انجام گیرد: ((۱)) اگر انسان عمدا و از روی اختیار کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد روزه او باطل می شود و چنانچه از روی عمد نباشد اشکال ندارد.(م:۱۶۵۳). ((۲)) اگر روزه دار سهوا یکی از کارهایی که روزه دار را باطل می کند انجام دهد و بخیال اینکه روزه اش باطل شده عمدا دوباره یکی از آنها را بجا آورد روزه او باطل می شود.(م:۱۶۵۴). ((۳)) اگر چیزی بزور در گلوی روزه دار بریزند یا سر او را بزور در آب فرو برند روزه او باطل نمی شود. ولی اگر مجبور ش کنند که روزه خود را باطل کند مثلا به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی بتو می زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر چیزی بخورد روزه او باطل می شود.(م:۱۶۵۵). منابع:بحار الانوار- وسائل الشیعه- تحریرالوسیله- التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:56  توسط حسین خطیبی
|
احترام به قانون در هر جامعه ای یک سلسله قوانین و مقررات عمومی و کلی وجود دارد که تمامی افراد جامعه ملزم به رعایت آن می باشند و در کنار آن نیز قوانین دیگری وجود دارد که منحصر به قشر خاصی از افراد جامعه می شود. بعنوان نمونه می توان از قوانین مربوط به معلمان- پزشکان- کارگران و از جمله نظامیان نام برد. استاد شهید مطهری (ره) می فرماید: نیاز مندی به قانون ناشی از نیازمندی به زندگی اجتماعی است ودر عین حال همیشگی و دائمی است بشر هیچ زمانی بی نیاز از قانون نخواهد شد. برترین قانون: با توجه به نیاز بشر و جوامع بشری به قانون این مساله در اذهان مطرح می شود که از چه قانونی باید پیروی کرد؟ و برترین قانون کدام قانون است؟ آیا قوانینی که خود بشر وضع می کند می تواند راهگشا و کارساز بوده و مشکلات زندگی اش را حل کند یا نیاز به مرجع و قدرتی برتر از خود دارد؟ قدرتی که بطور کامل به خیر و شر او آگاه بوده و آنچه را که موجب سعادتمندی و رشد و تعالی اوست در قالب قانون ارائه دهد. بدیهی است که قوانین بشری منشای جز عقل بشر ندارد عقلی که اساس بر سود جویی و منفعت طلبی است و در برنامه ریزی ها- تصمیم گیریها و... و حتی در وضع قوانین- تنها به منافع فردی یا گروهی و طبقاتی می اندیشد ودر تمامی این فراز و نشیبها نیز اسیر هوا و هوس و امیال حیوانی بوده و نتیجه ای جز فساد و تباهی ببار نمی آورد چنانکه قران کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده می فرماید: ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس...(روم:۴۱) فساد در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است. براستی چگونه ممکن است بشری که از شناخت خود و محیط اطرافش عاجز است و هر روز به مجهولاتش افزوده می شود بتواند قوانینی وضع کند که بسود تمامی انسانها در تمامی زمانها بوده و سعادت دنیوی و اخروی او را تامین کند؟ روشن است که چنین چیزی خارج از توانایی بشر است و قوانین ناقص - گذرا- سودجویانه و استکباری بشر در طول تاریخ زندگی او در این کره خاکی گواه صادقی بر این مدعا است. بنابراین بشر برای دستیابی به قوانینی متعالی و حیات بخش نیاز به قدرتی مافوق دارد قدرتی که نه تنها اسیر هوا و هوس و اغراض پلید و سودجویانه نباشد بلکه به تمامی نیازها - خواسته ها- گرایشهای انسان آگاه بوده آنچه را که موجب سعادت و رستگاری اش در دنیا و آخرت است بخوبی بداند و او کسی جز خالق هستی نمی تواند باشد. از این رو در آیین مقدس اسلام- مقام قانونگذاری به خدای متعال اختصاص یافته و تنها قانونی پذیرفته است که منشا الهی داشته و از کانون وحی برخواسته باشد. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای - مدظله العالی - در زمینه قانون و توصیف جامعه اسلامی می فرماید: در یک چنین جامعه ای قوانین صد در صد قوانین الهی است یعنی قانونگذاری بر اساس هوا و هوسها و درکهای ناقص بشر انجام نمی گیرد بر مبنای احکام صادره از منبع وحی الهی قانونگذاری می شود. ضرورت رعایت قانون: بدیهی است که وجود قانون در جامعه - هر چند الهی و بدور از عیب و نقص- بتنهایی ثمر بخش و کار ساز نیست بلکه قانون زمانی ارزش و جایگاه واقعی خود را باز خواهد یافت که تمامی افراد جامعه خود را ملزم برعایت آن دانسته و در عمل پایبند به آن باشند. از این رو قران کریم با تاکید بر رعایت قوانین و مقررات در جامعه اسلامی حفظ حدود و قوانین الهی را از جمله ویژگیهای بر جسته مومنان دانسته می فرماید: ... والحافظون لحدود الله و بشر المومنین ( توبه: ۱۱۲) { مومنان حقیقی} حافظان حدود الهی هستند و بشارت ده به این مومنان. در آیه ای دیگر کسانی را که از چارچوب قوانین شرع خارج شده واز حدود الهی پا را فراتر نهاده اند ستمگر معرفی کرده می فرماید: ... ومن یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون ( بقره:۲۲۹) کسانی که از حدود الهی تجاوز کنند { و قوانین الهی را زیر پا گذارند} ستمگرند. حضرت امام خمینی (ره) با تاکید بر رعایت قوانین خطاب به نهادهای کشور می فرماید: برای همه نهادهای کشور ما هست که باید انتظام را- نظم را- مقررات جمهوری اسلامی و مقررات حکومت اسلامی را- باید مو به مو دریافت کنند و مو به مو عمل کنند و بر خلاف مقررات عمل نکنند. بنابراین عمل بهر یک از این قوانین در حکم عمل به قانون خداست و اجر و پاداش الهی را در پی دارد بهمین دلیل هر یک از افراد جامعه اسلامی باید عمل به قانون را با اعتقادی دینی همراه ساخته ودر نهان و آشکار خود را ملزم برعایت آن نماید. آثار رعایت قوانین: رعایت قوانین و مقررات در اسلام آثار گرانبهایی را برای فرد- جامعه و نهادها و سازمانهای اجتماعی در پی دارد زیرا از یک سو از اختلافات و خصومتها - تخلفات و جرایم- تجاوزها و کشمکشها- بی نظمی ها و بی انضباطی ها در هدر رفتن نیروهای انسانی جامعه و... جلوگیری می کند واز سوی دیگر موجب استحکام روابط اجتماعی و همکاری و همفکری بیشتر در جامعه - ایجاد اعتماد متقابل دربرابر تعهدات- تامین آزادی لازم برای پرورش استعدادها- وحدت و انسجام همگانی- رفاه و آسایش عمومی- دستیابی به اهداف - تامین نیازمندیهای فردی و اجتماعی و... می گردد. پیامدهای بی قانونی: بی توجهی به قوانین و مقررات و عدم رعایت آن پیامدهای زیانباری را برای تمامی نهادها و سازمانهای اجتماعی و کل جامعه در پی دارد که از جمله آنها می توان به: نا بسامانی و نا امنی- پایمال شدن حقوق افراد- شکست از دشمنان داخلی و خارجی- فروپاشی و گسستگی- از بین رفتن معنویتها و... اشاره کرد. بر این اساس ضروری است که تمامی مردم بویژه کارکنان دولت و نیروهای نظامی به این عواقب فاجعه آمیز بیش از بیش توجه داشه واز هرگونه تخلف و بی قانونی در محیط اجتماعی و حیطه کاری بر حذر باشند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 14:10  توسط حسین خطیبی
|
عفو و گذشت
بررسی منابع اسلامی نشان می دهد که گذشت یکی از اصول اساسی در برخورد با لغزش افراد است. قران کریم حتی در همان آیاتی که کیفر و مجازات را برای مجرمان و گناهکاران تشریع می کند و مونان را از خطر و زیان آنان بر حذر می دارد گذشت و چشم پوشی از خطایشان را نیز به عنوان یک ارزش برتر مطرح می سازد. بعنوان مثال در آیه ای پس از بیان چگونگی حکم قصاص می فرماید: فمن عفی له اخیه شیء- فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان...(بقره:۱۷۸) پس اگر کسی از سوی برادر ( دینی) خود مورد عفو قرار گیرد( واز قصاص او صرف نظر شود) باید از راه پسندیده پیروی کند و ( دیه را) با نیکی به عفو کننده بپردازد. حدود عفو: اندکی تامل در موارد بکارگیری کلمه عفو در متون اسلامی نشان می دهد که این واژه گاهی در برابر انتقام و گاهی در برابر عقوبت و مجازات بکار می رود. آنجا که عفو در برابر انتقام بکار گرفته شده- چون منظور از انتقام - تسکین خاطر انتقام گیرنده است و او تمام همت خود را صرف فرو نشاندن آتش خشم خویش می سازد و هیچ گونه نظری به اصلاح و هدایت طرف مقابل ندارد در این صورت عفو- صددرصد یک ارزش محسوب می شود و عمل انتقام جویانه نیز بطور مطلق زشت و ناپسند است ولی اگر عفو در برابر عقوبت و مجازات شخص خطاکار بکار رود و انسان متحیر شود بین این که خطا کار را ببخشد یا او را بطور عادلانه مجازات کند دیگر عفو بطور مطلق ارزش محسوب نمی شود و مجازات هم همیشه ناپسند و نکوهیده نیست بلکه انتخاب یکی از دو راه تا حدود زیادی بستگی به نوع جرم و وضعیت مجرم دارد. اگر جرم و تجاوز نسبت بحقوق شخصی باشد و زیان ناشی از خطا و لغزش متوجه فرد یا گروه محدودی شود در این صورت عامل دوم ( وضعیت مجرم) تعیین کننده است به این معنا که باید دید آیا عفو و اغماض موجب پشیمانی و اصلاح مجرم می شود یا بر جرات و جسارت او در تکرار عمل ناپسندش می افزاید. انسانهای با فضیلت و بزرگوار اگر طرف مقابل را از کرده خود پشیمان و شایسته عفو و بخشش ببینند بسادگی از او در می گذرند اما اگر به این نتیجه برسند که عفو مجرم- او را گستاخ تر می سازد و گذشت بزرگوارانه آنان را حمل بر ضعف یا ترس می کند او را بخاطر جرمش تحت تعقیب قانونی قرار می دهند تا به کیفر عمل خود برسد. بکار گیری بخشش در مورد اشخاص لایق و خودداری از عفو در خصوص افراد فرومایه همواره مورد توصیه و تاکید پیشوایان بزرگوار اسلام بوده است علی ع در این باره فرمود: العفو یفسد من اللئیم بقدر اصلاحه من الکریم- عفو و گذشت همان اندازه که بزرگوار را اصلاح می کند- فرومایه را تباه می سازد. گاهی معلوم نیست که آیا مجرم شایسته عفو است یا سزاوار عقوبت؟ در این صورت اگر بتوانیم باید بگونه ای او را بیازماییم تا میزان صلاحیتش معلوم شود. از امام باقر ع نقل شده: که روزی امیرمومنان ع پس از جلسه ای که در آن قران و احکام دینی به مردم می آموخت از مسجد خارج شد. در راه به مرد جسوری برخورد. او به امام سخن زشتی گفت. امام فوری به مسجد بر گشت و دستور داد تا مردم را خبر کنند و خود به منبر رفت. جمعیت بقدر کافی آمدند و مرد بی ادب نیز حاضر شد. امام ع پس از حمد و ثنای الهی و بیان سخنانی حکمت آمیز فرمود: آن که ساعتی قبل سخنی گفته بود کجاست؟ مرد که جرات انکار نداشت خود را معرفی کرد. امام به او فرمود: اکنون اگر من بخواهم با حضور مردم گفتنی ها را می گویم. مرد پاسخ داد و اگر بخواهی عفو می کنی و می گذری زیرا تو اهل چشم پوشی و گذشتی! امام فرمود: عفو کردم و صرف نظر کردم. شیوه برخورد آن حضرت نشان می دهد که ابتدا آن مرد با پاسخ خود صلاحیتش را برای شمول عفو و اغماض حضرت به اثبات رسانید و آنگاه امام او را بخشید و از مجازاتش صرف نظر کرد. اگر جرم و تجاوز مربوط به حقوق جامعه باشد در این صورت چون پای حدود الهی و حقوق اجتماعی در میان است و سعادت عمومی در گرو اجرای آنهاست ناگزیر حدود باید اجرا شود و حقوق باید تادیه گردد زیرا قانون و حرمت مال- جان- عرض و ناموس مردم مثل مرز و حصاری است که گرداگرد جامعه کشیده شده تا مردم در پناه آن در امنیت و آسایش زندگی کنند. اگر این مرز شکسته شود و قانون تحت عناوینی از قبیل عفو و گذشت به اجرا در نیاید زمینه برای هرج و مرج و ناامنی فراهم شده و ادامه زندگی برای مردم دشوار خواهد شد. در اینجا مجریان عدالت باید بدون توجه به احساسات شخصی و دلسوزی های واهی و بی اساس - با کمال شهامت به مقتضای عدالت عمل نمایند. آثار عفو: ((۱)) طول عمر: از رسول اکرم ص چنین نقل شده است: آن که عفوش بسیار شد عمرش طولانی می شود. ((۲)) از بین رفتن کینه ها: رسول اکرم ص فرمود: از یکدیگر در گذرید تا کینه ها از میانتان رخت بربندد. ((۳)) عزت دنیا و آخرت: پیامبر ص فرمود: هر که از لغزشی در گذرد خداوند به سبب این گذشت - عزت دنیا و آخرت را به او عطا می کند. ((۴)) رهایی از عذاب دوزخ: حضرت علی ع عفو را موجب نجات از عذاب جهنم دانسته است: گذشت هنگام توانایی سپری در برابر عذاب خداوند است. ((۵)) پاداش بسیار : امام علی ع پاداش انسان با گذشت را غیر قابل سنجش می داند و می فرماید: پاداش دو چیز را نمی توان سنجید: عفو و عدل.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 11:49  توسط حسین خطیبی
|
نظم و انظباط اسلام بعنوان دینی جامع و جهانی - بر نظم و برنامه ریزی در زندگی فردی و اجتماعی پیروانش تاکید کرده به آنان سفارش می کند که تمامی کارهای خود را طبق برنامه و بطور منظم انجام دهند و از بی نظمی بپرهیزند. در همین زمینه مهمترین احکام و مقررات خود را با نظم حاکم بر جهان - هماهنگ ساخته- مسلمانان را برعایت دقیق آن فرا خوانده است تا آنجا که آنان بایستی اوقات نمازهای روزانه را با توجه به گردش منظم منظومه شمسی و حرکت زمین تعیین کنند بحدی که ( برای مثال) اگر نماز ظهر را حتی یک دقیقه پیش از رسیدن نیمروز یا نماز صبح را پیش از طلوع فجر اقامه کنند از ایشان پذیرفته نیست. آثار نظم و انظباط: ۱)) بهره گیری بیشتر از زندگی: استفاده بهتر و بیشتر از زندگی و جلوگیری از هدر رفتن سرمایه و استعداد- نیازمند برنامه ریزی دقیق و رعایت نظم در تمامی فعالیت ها است. با مطالعه زندگی حضرت امام خمینی ( ره ) بروشنی میتوان دریافت که از جمله عوامل موثر در زندگی - تحصیل و مبارزاتشان- برنامه ریزی صحیح و پایبندی به نظم بوده است. یکی از شاگردان ایشان در این باره می گوید: نظم دقیق در زندگی ... از ویژگیهای معروف حضرت امام ره است که شاید از زبان دیگران مکرر شیده باشید براستی عجیب بود که حتی برای مطالعه و قرائت قران و کارهای مستحب و حتی زیارتها و دعاهایی که در وقت خاصی هم وارد نشده بود وقت خاصی را تنظیم کرده بودند و هر کاری را بر طبق همان زمان بندی و تنظیم خاص انجام می دادند بطوری که برای هر کس که مدتی با ایشان مانوس و معاشر می شد مشخص بود که در چه ساعتی مشغول چه کاری و انجام چه عملند اگر چه در حضور ایشان نباشد و فرسنگها از محضرشان دور و جدا باشد. ۲))نتیجه بخشی کارها: حاکم کردن نظم و انظباط در کارها موجب می شود که هر کاری بجا و بموقع انجام پذیرفته - نتیجه بخش و سودمند باشد. فردی که در جلسات- سخنرانی ها- رفت و آمدها- وعده ها و ... نظم را رعایت می کند فعالیتهایش از نتیجه بهتر و بیشتری بر خوردار خواهد شد. ۳)) تنظیم افکار: از جمله عوامل موثر در نظم فکری انسان- رعایت نظم در رفتار فردی و اجتماعی است. کسی که در تمامی کارهایش پایبند به نظم است افکار گوناگونش نیز از یک طبقه بندی و تنظیم خاصی برخوردار شده - با داشتن این ویژگی برجسته و پسندیده - پله های رشد و کمال را بهتر و سریعتر طی خواهد کرد. حضرت امام خمینی ( ره ) نظم فکری را نتیجه نظم در رفتار دانسته- می فرماید: اگر در زندگی مان- در رفتار و حرکاتمان نظم بدهیم- فکرمان بالطبع نظم می گیرد- وقتی فکر نظم گرفت یقینا از آن نظم فکری کامل الهی بر خوردار خواهد شد. ۴)) جلوگیری از اتلاف عمر دیگران: کسی که درزندگی خود منظم است وکارهایش را براساس یک برنامه ریزی حساب شده انجام می دهد در برخورد با دیگران نیز نظم را رعایت کرده از تلف شدن وقت و عمر آنان جلوگیری می کند زیرا با اجرای نظم و سامان دادن فعالیتهایشان موجب خواهد شد که دیگران در مدت زمانی که با او هستند بیشترین بهره را برده عمرشان پربارتر گردد. ۵)) نظم دهی بدیگران: فردی که زندگی- رفتار و حتی فکرش را منظم کرده وبه این ویژگی پسندیده آراسته شده است الگوی موثری برای دیگران بوده از همین راه آنان را به اجرای نظم و انظباط در کارها وا می دارد. حضرت امام خمینی ره که زندگی و رفتارش نمونه و سرمشق کامل برای مسلمانان بلکه تمامی انسانها است با برنامه ریزی و نظم در کارها تاثیر شگرفی در نظم دهی بدیگران داشته است تا آنجا که یکی از شاگردان ایشان می گوید: من حدود ده سال در نجف خدمتشان بودم کارهایی را از ایشان مشاهده می کردم که واقعا برای ما الگو بود یکی از این امور نظم در کارهایشان بود. پیامدهای بی نظمی: ۱)) ایجاد هرج و مرج: کسی که به برنامه ریزی اهمیتی نمی دهد به دلیل بی نظمی در کارهایش به نتیجه مطلوب دست نمی یابد و همواره در زندگی دچار هرج و مرج و سردرگمی بوده جامعه را نیز به این سو خواهد کشاند. حضرت امام خمینی ره بی نظمی را آفت بزرگی می داند که موجب فساد در کارهاست: بدون نظم یک امری تحقق پیدا نمی کند یعنی فاسد می شود. و در جای دیگر آن را موجب نابودی جامعه قلمداد کرده است: جامعه نظم لازم دارد اگر نظم از کار برداشته شود جامعه از بین می رود. ۲)) خدشه دار شدن شخصیت اجتماعی: از جمله عواملی که شخصیت اجتماعی انسان را تحت الشعاع قرار داده آن را خدشه دار می کند بی نظمی در کارها ودر بر خورد با دیگران است چرا که افراد جامعه بروشنی در می یابند که فرد بی انظباط و نا منظم موجب هرج و مرج در کارها و هدر رفتن وقت و عمر آنان شده از پیشرفت و ترقی شان جلوگیری می کند. بهمین دلیل او را از میان خود رانده برایش ارزش چندانی قائل نمی شوند. ۳)) پایمال شدن حقوق دیگران: کسی که کارهای مردم را به تاخیر می اندازد و به بعضی اجازه می دهد که ساعتها وقتش را بگیرند در نتیجه فرصت ملاقات با دیگران و انجام کارشان را از دست می دهد و نمی تواند بموقع جهت تدریس در کلاس درس- جهت انجام کار در محل کار وغیره حضور یابد... چنین فردی بدلیل بی نظمی در کارها حقوق دیگران را پایمال کرده و به آنان ستم روا داشته است. امیر مومنان علی ع بی توجهی به حقوق دیگران را از جمله دلایل تنهایی و بی یاوری انسان معرفی می کند: من دلائل الخذلان الاشتهانه بحقوق الاخوان- از دلایل ( تنهایی و) دوری انسان از دیگران - سبک شمردن حقوق برادران دینی است. ۴)) هدر رفتن سرمایه ها: از بین رفتن امکانات مادی نیز یکی از پیامدهای بی نظمی است. بعنوان نمونه- اگر کسی برای برگزاری یک جشن - افراد زیادی را دعوت کند و پس از تهیه امکانات و غذا بدلیل بی برنامگی و عدم اطلاع بموقع میهمانها- جشن برگزار شود امکانات او هدر رفته است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 20:30  توسط حسین خطیبی
|
مردم داری مردم داری به معنای خوشرفتاری- ملایمت- مماشات و مهربانی با مردم است. مردم داری یکی از خلق های نیکوی انسانی و کلید سعادت زندگی اجتماعی است. با گسترش و تقویت آن جامعه انسانی چهره ای زیبا به خود می گیرد و زندگی شیرین می شود. امیر مومنان علی ع دیدگاه کلی اسلام را پیرامون معاشرت با مردم در سخنی چنین تبیین می کتد: خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم وان عشتم حنوا الیکم- با مردم طوری معاشرت کنید که اگر با آن حالت مردید در سوگتان بگریند و اگر زنده بودید با شما دوست باشند. در اخلاق اسلامی عناوین گوناگونی چون حسن خلق- مدارا- خوش گمانی- مصافحه- سلام و احوالپرسی- خوشرویی و... آداب و رسوم مردم داری را تبیین می کنند. که در اینجا عنوان مدارا را به اختصار توضیح می دهیم: مدارا و سازش با مردم: از شگفتی های آفرینش این است که همان گونه که چهره و ظاهر دو نفر مثل هم نیست اندیشه و سلیقه آنها نیز شبیه به یکدیگر نیست و طرز فکر و شخصیت هر کس مخصوص بخود و منحصر بفرد است. بنابراین ما به تعداد کسانی که با آنها بر خورد می کنیم با سلیقه و فکر مواجه هستیم و زندگی کردن با افراد و روحیات مختلف - دانش خاصی می طلبد. یکی از روشهای موفق زندگی اجتماعی - موقعیت سنجی است به این معنا که انسان افراد جامعه خویش را بشناسد و با آنها طبق روحیات خودشان بر خورد کند و با آنها مدارا کند. رسول اکرم ص می فرماید: مداراه الناس نصف الایمان والرفق بهم نصف العیش- مدارای با مردم نیمی از ایمان و سازش و رفاقت با آنها نیمی از زندگی است. امام علی ع نیز در وصیت به محمد حنفیه می نویسد: بدان که پس از ایمان بخدای بزرگ- راس خردمندی مدارا کردن با مردم است! و کسی که با مردم به نیکی معاشرت نکند خیری در او نیست. از آنجا که بیشترین بخش بر خورد و معاشرت در قالب سخن و توسط زبان انجام می گیرد قران مجید به مسلمانان دستور می دهد: قولوا للناس حسنا ( بقره: ۸۹) با مردم به نیکی سخن بگویید. مردم آزاری: در اسلام بهمان اندازه که به مردم داری و خوشرفتاری با مردم سفارش شده از مردم آزاری و تضییع حقوق آنها منع و نکوهش شده است و عناوینی چون غیبت- تهمت- حسد- تکبر- ایجاد رعب و وحشت- سرقت- بدگمانی- بد زبانی و ناسزاگویی- بی احترامی- همسایه آزاری و... ممنوع و حرام اعلام شده تا بوسیله آنها مومنان مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و جامعه اسلامی دچار نا امنی روحی و هرج و مرج اجتماعی نگردد. بعبارت دیگر در فرهنگ اسلام بصورتهای مختلف - جان - مال و آبروی مومن- بشدت مورد حمایت و عنایت قرار گرفته و هرگز به کسی اجازه داده نشده که به ناحق آنها را مورد کمترین تعرض قرار دهد و مومنی را بدون گناه بیازارد و چنین کاری مساوی با آزار خدا و پیامبر ص قرار گرفته است. رسول اکرم ص در این زمینه می فرماید: هر کس مومنی را بیازارد- مرا آزرده و هر کس مرا برنجاند خدا را آزرده است و هرکس خدا را بیازارد- چنان که در تورات- انجیل و زبور و قران آمده است- از رحمت خدا بدور است. مردم آزاری ممکن است به اشکال مختلف صورت گیرد که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ((۱))ایجاد مزاحمت. ((۲)) عیب جویی.((۳)) تحقیر و اهانت.((۴))مسخره کردن. و... التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 19:20  توسط حسین خطیبی
|
خداوند حکیم احترام به پدر و مادر و فرمانبرداری از دستورات مشروع آنان را در آیات متعددی از قران یاد آوری فرموده و نیکی به آنان را پس از عبادت خویش ذکر کرده است: وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا ( اسراء:۲۳ ) خدای تو حکم کرد که جز او هیچ کس را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. در ادامه آیه فرزندان را به مهربانی - برخورد نیک و سخن و رفتار متواضعانه نسبت به پدر و مادر فرمان می دهد. فلا تقل لهما اف ولا تنهر هما وقل لهما قولا کریما واخفض لهما جناح الذل من الرحمه وقل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا ( اسراء:۲۳و۲۴ ) ... به آنان اف ( اوه ) نگو و آزار به آنان نرسان و با ایشان از روی تکریم سخن بگو پیوسته پرو بال تواضع و کوچکی را با رحمت و مهربانی برایشان بگستر و بگو پروردگارا چنان که آنان مرا در کودکی پرورش دادند تو در حق آنان رحمت و مهربانی فرما. در این آیه خداوند از گفتن اوه ( اف ) به پدر و مادر که نشانه پائین ترین درجه اظهار ناراحتی است نهی فرموده ودر روایتی نیز آمده است که اگر کلمه ای پائین تر از اف وجود می داشت از آن نیز نهی می شد یعنی خداوند اجازه نداده است حتی در شرایط کهولت سن پدر و مادر که معمولا پر توقع و پر زحمت می شوند فرزند حداقل ناراحتی را در مقابل آنان ابراز کند تا چه رسد به اینکه بر سر آنان فریاد بکشد و پرخاش کند. پیامبر گرامی ص فرمود: خشنودی خدا در خشنودی پدر و مادر و نارضایتی پروردگار در ناخرسندی پدر و مادر است. شخصی بدیدار رسول خدا ص شرفیاب شد و گفت: از شهر و دیار و پدر و مادر خویش بریده و بسوی شما آمده ام تا مسلمان شوم وبا شما بیعت کنم. در آن لحظه که عازم سفر بودم پدر و مادرم می گریستند. پیامبر ص فرمود: بر گرد و پدر و مادرت را شاد کن سپس پیش ما بیا ودر کنار ما باش. آن مرد نیز بدستور آن حضرت عمل کرد. شخص دیگری خدمت آن حضرت رسید و درخواست نصحیحت کرد رسول خدا ص فرمود: پدر و مادرت را اطاعت کن و به ایشان نیکی نما چه زنده باشند و چه مرده.
وظیفه انسان نسبت به پدر و مادر با مرگشان پایان نمی پذیرد زیرا مرگ نیستی و نابودی نیست که رسالت انسان نیز پایان پذیرد. بلکه آنان از منزلی به منزل دیگری قدم گذاشته و در جهان برزخ به سر می برند و نیکی های فرزندان به آنان می رسد. فرزندان باید برایشان توشه ای بفرستند و اگر تکلیف واجبی از آنان ترک شده یا بدهی بدیگران دارند برای انجام و پرداخت آن اقدام کنند و آنان را از گرفتاری نجات دهند. برای پدر و مادر و به نیت آنان نماز بخوانند و روزه بگیرند و برایشان صدقات و خیرات دهند. گرسنگان را از طرف آنان سیر کنند و برهنگان را بپوشانند و به مشکلات خانواده های محروم و گرفتار رسیدگی کرده به نیابت از آنان زیارت و حج کنند و ثواب کارهای خود را بروح آنان هدیه نمایند و گاهی بزیارت قبر آنان رفته و برایشان قران بخوانند. پیامبر گرامی اسلام ص در این باره فرمود: سید الابرار یوم القیمه رجل بر والدیه بعد موتهما-- در روز قیامت سرور نیکوکاران کسی است که پس از مرگ پدر و مادر نیز به آنها نیکی کرده باشد. از روایات امامان معصوم ع استفاده می شود که احترام مادر بالاتر از احترام پدر است. چنانکه امام صادق ع فرمود: شخصی از پیامبر اکرم ص در باره نیکی کردن به پدر و مادر پرسید: حضرت در پاسخ ابتدا سه بار فرمود: به مادرت نیکی کن. سپس سه بار فرمود: به پدرت نیکی کن. همچنین نقل شده است که شخصی از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا ص به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد به چه کسی ؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد از آن چه کسی . فرمود: پدرت. خدمت و نیکی به هر کس- آثار و فواید ارزنده ای در دنیا و آخرت دارد ولی احترام و نیکی به پدر و مادر از اهمیت بیشتری برخوردار بوده- آثار مهمتری در بر دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ((۱)) همنشینی با پیامبران در بهشت. ((۲)) طولانی شدن عمر. ((۳)) برخورداری از ثواب حج قبول شده.((۴)) خشنودی پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع. ((۵)) مرگ آسان. ((۶)) نیکی فرزندان به انسان.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 15:0  توسط حسین خطیبی
|
ادب یعنی انجام دادن یک کار اختیاری که از نظر عقل یا دین مشروع باشد. شاید برخی گمان کنند که اخلاق و آداب یکی هستند در حالیکه چنین نیست زیرا اخلاق عبارت است از ملکه های پرنفوذ روحی که با جان انسانها آمیخته است ولی آداب شکل و هیات های زیبایی است که اعمال انسان با آن متصف می شود و میان این دو تفاوت بسیار است. رابطه عقل و ادب ۱)) ادب خاص خردمندان است پس کسی که ادب ندارد خردمند نیست . رسول اکرم ص فرمود: لا ادب لمن لا عقل له- بی خرد را ادب نیست. ۲)) خردمندان باید مودب باشند: امیر مومنان ع فرمود: کل شیء محتاج الی العقل والعقل محتاج الی الادب - هر چیزی نیاز به خرد دارد و خرد نیاز مند ادب است. ۳)) ریشه ادب عقل است: همان حضرت فرمود: الادب فی الانسان کشجره اصلها العقل- ادب آدمی چون درختی است که ریشه اش خرد است. ۴)) ادب موجب افروختگی و زیادتی عقل است همان امام فرمود: همانگونه که آتش با هیزم افروخته می شود خردت را با ادب افروخته کن.
شکوفه های ادب چنانکه یاد شد ریشه درخت ادب را خرد انسان تشکیل داده است پس شایسته است چنین درخت خوش ریشه ای میوه هایی گرانقدر و ارزنده به بار آورد و چنین نیز هست. برخی از ثمرات ادب بدین شرح است: ۱)) حسن خلق: انسان با ادب بطور طبیعی خوش سیرت و خوش بر خورد بار می آید و با همنوعان خود با گشاده رویی مواجه می شود. حضرت علی ع می فرماید: خوش خلقی میوه ادب است. ۲))خود سازی: ادب نیکو سبب می شود که انسان به پاکسازی درون خود بپردازد صفات نکوهیده را از خویش دور سازد و فضایل اخلاقی را جایگزین آن نماید. امیر مومنان ع فرمود: زیبایی ادب سبب پاکسازی خوی هاست. ۳)) بهشتی کردن اطرافیان: انسان مودب محیط زندگی خود و اطرافیانش را به بهشت برین بدل می سازد او چون فرشته ای است که همواره صفا و صمیمیت و معنویت را با عطر ادب میان معاشران خود تقسیم می کندودر نهایت ادب زیبای او سبب می شود که آنان را به بهشت جاودان نیز رهنمون سازد. حضرت صادق ع فرمود: مومن همواره برای خاندان خویش علم و ادب نیکو بر جای می گذارد تا آنها را وارد بهشت سازد. از کوچک و بزرگ گرفته تا خدمتگزار و همسایه همه را در بهشت خواهد یافت. ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 12:42  توسط حسین خطیبی
|
زبان پرده ای بر اسرار نهان مقدمه:هر کشوری دارای دو نوع بندر ( یا شهر ) است: ۱))) بندر ( شهر ) واردات که کالاهای خریداری شده از کشور های خارجی در آنجا تخلیه و کنترل می شود. ۲))) بندر ( شهر ) صادرات که حمل و نقل کالاهای صادراتی از طریق آن انجام میگیرد. مسولان و مدیران دلسوز کشور پیوسته این دو بندر را کنترل می کنند و نظارت دارند . تا کالاهایی که وارد یا صادر می شود منطبق با مقررات و موازین مکتبی و نظام اقتصادی اسلام و بدور از آسیب آفرینی به اقتصاد و فرهنگ مردم باشد. حواس پنجگانه -- بویژه چشم و گوش -- در کشور وجود انسان نیز بندر های صادرات و واردات هستند . که هم می تواند اطلاعات و سخنان نغز و حکیمانه و سازنده و نا هنجار و آلوده وارد خزانه وجود نمایند و هم سخنان نا هنجار و فساد آور صادر نماید . بهمین دلیل آسیب شناسی حواس آدمی ضرورت می یابد که در اینجا به آسیب شناسی و آفت شناسی زبان می پردازیم: آفات زبان: زبان و گویش هم سازنده و هم خراب کننده و بلا خیز . هیچ نعمتی به اندازه آن نقمت آفرین نیست جرمش کوچک و جرمش سنگین است . از این رو انسان عاقل و دین باور باید پیوسته به آن نظارت کند و هیچگاه از کنترل و باز خواست آن غفلت نورزد. و بداند که زبان و قدرت بیان اگر با قهر و قدرت تقوا کنترل نشود آفات زیادی می آفریند و به آتش فشان فعال و ویرانگر تبدیل می شود در حدی که هفتاد گناه از آن بر می خیزد. یعنی اگر انسان بر بیان و زبان خود سلطه یابد در حقیقت هفتاد نوع گناه را بروی خود بسته است و اگر دروازه آن را بی پاسبان رها کند دریچه هفتاد نوع گناه را بروی خود باز کرده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ۱)))دشنام و یاوه گویی:فحش و بد زبانی در شان مومنان نیست بلکه از صفات پست دشمنان خدا و از ویژگیهای کافران است. ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء ویبسطوا الیکم ایدیهم والسنتهم بالسوء--(ممتحنه:۲) اگر آنها ( دشمنان خدا و کافران) بر شما مسلط شوند دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدی کردن نسبت به شما می گشایند. اسلام از بد گویی سخت متنفر است و آن را عملی نا مطلوب خطر آمیز می خواندپیامبر اسلام ص می فرماید: یا عائشه لو کان الفحش رجلا لکان رجل سوء ای عایشه اگر دشنام و نا سزا گویی مرد بود- و در شکل کسی ظاهر می شد- به یقین در قیافه مرد بسیار بد منظری جلوه می کرد. پیشوایان دینی ما اجازه نمی دهند که پیروانشان حتی به دشمنان خود نیز دشنام دهند. چنان که برخی از یاران و سربازان علی ع در جنگ صفین معاویه را دشنام می دادند . حضرت با شنیدن آن سخت نا راحت شدند و آنان را از این عمل منع ساختند و فرمودند: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین و لکنکم لو و صفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصواب فی القول و ابلغ فی العذر- من خوش ندارم دشنام گو باشید بلکه اگر در گفتارتان اعمال آنان را وصف و به بیان حالشان بپردازید به سخنان صواب نزدیکتر و عذرتان پذیرفته تر است. لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 15:27  توسط حسین خطیبی
|
مهار خشم و پر خاشگری مقدمه: خشم یکی از پیچیده ترین هیجانهای انسانی است و واکنشی طبیعی به نا کامی و بد رفتاری محسوب می شود. همه ما در طول زندگی خود مواقعی با برخی موقعیتها مواجه شده ایم که خشم ما را بر انگیخته است مشکلی که در خشم وجود دارد اینست که گرچه خشم قسمتی از زندگی ما را تشکیل می دهد. اما می تواند ما را از رسیدن به اهدافمان باز دارد بهمین دلیل هیجان خشم افراد را دچار تضاد می کند از یک طرف خشم پاسخ طبیعی انسان می باشد و از طرف دیگر می تواند منجر به اختلال در روابط بین فردی ما و بهم ریختگی ساختار درونی و روانشناختی ما شود. و همچنین مانع دستیابی به اهدافمان می شود. با این حال می توان گفت: به خشم آمدن سهل و آسان ولی به موقع خشمگین شدن و در جای مناسب به خشم آمدن سخت است. تعریف خشم: ارائه تعریفی برای خشم- کار دشواری است. زیرا هنگامی که افراد خشمگین می شوند از نظر دلیلی که به خاطر آن عصبانی می شوند و چگونگی پاسخی که به خشم می دهند بسیار متفاوتند با این حال در اینجا به چند تعریف از خشم و پر خاشگری اشاره می کنیم: بطور کلی پر خاشگری و رفتارهای تهاجمی و خصمانه واکنشی نسبت به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیو شیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخهای آموخته شده است و بصورت ضرب و جرح - آزار و اذیت- تخریب و صدمه رسانی بدیگران بروز می کند. پر خاشگری اغلب بصورت خشونت و عمل تخریبی- علیه افراد یا اموال - جلوه گر می شود. واکنشهای پر خاشگرانه گاه بصورت عملی ( تخریب و آسیب رساندن بخود و دیگران) و گاه بصورت کلامی صورت می گیرد. لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید تا میزان خشم خود را مانند مطالب زیر بسنجید: کاملا موافقم-- موافقم-- مخالفم-- کاملا مخالفم. جمله های ۱ و ۲ و ۳میزان تحریک خشم را می سنجد. میزان تحریک خشم بشدت - دوام و فراوانی خشم بستگی دارد. جمله های ۴ و ۵ و ۶ دامنه عواملی را می سنجد که شما را خشمگین می کند. جمله های ۷ و ۸ و ۹ گرایش شما را به داشتن چهره ای خصمانه می سنجد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 22:13  توسط حسین خطیبی
|
خوش خلقی و بد خلقی واژه حسن خلق گاه کاربردی عام و فراگیر دارد و همه کردار- گفتار و صفات نیکو را در بر می گیرد. اما بیشتر بمعنای خاص و محدود یعنی نرمخویی- زیبا گویی و خوش برخوردی بکار می رود به گونه ای که هرگاه سخن از حسن خلق بمیان می آید همین معنای دوم به ذهن شنونده خطور می کند. شخصی از امام صادق ع در باره حسن خلق توضیح خواست آن حضرت در پاسخ فرمود: تلین جناحک و تطیب کلامک و تلقی اخاک ببشر حسن- رفتارت را ملاطفت آمیز و سخنت را پاکیزه کرده و با خوشرویی برادرت را ملاقات کن. ارزش خوشخویی: رسول اکرم ص آن را سنگین ترین عمل در ترازوی قیامت دانسته و فرموده است: ما یوضع فی میزان امرء یوم القیامه افضل من حسن الخلق- روز قیامت در ترازوی ( اعمال) شخص چیزی بر تراز خوشخویی قرار نمی گیرد. امیر مومنان ع نیز آن را بهترین همنشین دانسته است: حسن الخلق خیر قرین- خوش خلقی بهترین همنشین است. رابطه با دین: خوش خلقی با اینکه یک خوی زیبای انسانی است و ممکن است در وجود هرکس- صرف نظر از آیین و مرامش- یافت شود لیکن جایگاه والایی در شریعت مقدس الهی دارد. پیام آوران خدا- بدون استثنا- خوشرو بوده اند. و خوش اخلاقی نه تنها علامت تدین است بلکه به تعبیر حضرت رسول اکرم ص نصف دین را تشکیل می دهد: حسن الخلق نصف الدین- دیدگاه حضرت امام باقر ع نیز این است که هر چه مومن خوشخوتر باشد ایمانش کامل تر است: ان اکمل المومنین ایمانا احسنهم خلقا- همانا کامل ترین مومن از نظر ایمان- خوشخوترین مومنان است. دستاوردها: خوش خلقی - گذشته از آثار فردی که برخی از آنان در لابلای روایات بیان شد تاثیر به سزایی در بهبودی جو اجتماع می گذارد و آثار ارزنده ای نیز برای شخص خوشخو دارد که به دو نمونه آن اشاره می کنیم: ((۱)) دوستی و محبت: انسانها تشنه محبتند و دلهای آنان اسیر کمند محبت می شود. پس چه خوب است همه افراد اجتماع نسبت به یکدیگر- با زبانی نرم- رویی گشاده و بر خوردی دوستانه داشته باشند و فضای زندگی را از عطر محبت آکنده سازند و با همنوعان خود صمیمی زندگی کنند امام صادق ع فرمود: حسن الخلق مجلبه للموده - خوش خلقی دیگران را جلب می کند.((۲)) آبادی شهرها و درازی عمرها: با صمیمی شدن انسانها نسبت به یکدیگر طبعا دغدغه ها- جنگ اعصاب- بی اعتمادی- اضطراب و دلهره و... رخت بر می بندد و افراد جامعه در امنیت روحی و اعتماد متقابل بکار و تلاش می پردازند. همدیگر را در کارها یاری می دهند- برای همنوعان دلسوزی می کنند- غمخوار هم می شوند و... در چنین فضایی - هر کس زندگی راحتی خواهد داشت- شهرها آباد می گردد و بیماریها کم می شود و عمرها نیز طولانی تر می شود علاوه بر اینکه خداوند نیز بر چنین اجتماعی نظر لطف خواهد داشت و آنها را یاری خواهد داد. امام صادق ع فرمود: البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار- نیکی و خوشخویی شهرها را آباد و عمرها را زیاد خواهد کرد. بد خلقی: بد خلقی ضد حسن خلقی است. به همان اندازه که خوش خلقی پسندیده و نیکوست بد اخلاقی- نکوهیده و زشت است و هر قدر حسن خلق جاذبه دارد و کمال بحساب می آید بد خلقی دافعه دارد و نقص محسوب می شود. بد خلقی بدترین همنشین انسان- نشانه پستی و فرومایگی و مایه بدبختی بوده و خیر دنیا و آخرت را از انسان سلب می کند. از این رو- در تعالیم اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته است. پیامبر اکرم ص می فرماید: من سعاده المرء حسن الخلق و من شقاوته سوء الخلق- خوش خلقی از سعادت مرد و بد خلقی از شقاوت و بد بختی اوست. ائمه معصومین ع در روایات اسلامی برای سوء خلق- آثاری اعم از دنیوی و اخروی ذکر کرده اند. با دقت در زندگی و سرنوشت افراد بد خلق- انسان بخوبی در می یابد که چگونه عرصه زندگی بر آنها تنگ شده و در نهایت کارشان به فلاکت و بدبختی منجر می شود. برخی از آثار بد خلقی عبارت است از: زندگی محنت بار- اضطراب و تنهایی- تباهی ایمان و عمل- محرومیت از توبه- دوری از خداوند- فشار قبر و بالاخره هلاکت در قعر جهنم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:43  توسط حسین خطیبی
|
توبه توبه به معنای باز گشتن است و در قران کریم بخدا و انسان نسبت داده شده است. توبه خدا -باز گرداندن لطف و رحمت خود بر بندگان و توبه انسان باز گشتن از حالات و اعمال فاسد گذشته خود است. امیر المومنین ع توبه را چنین معنی می کند: توبه ( عبارت از ) پشیمانی قلبی- آمرزش خواهی زبانی- ترک ( عملی ) گناه با اندام بدن و تصمیم بر عدم باز گشت ( به گناه ) است. ضرورت توبه: توبه یک وظیفه واجب و ضروری است و قران کریم هفت مرتبه با جمله توبوا همه مردم را به آن فرمان داده است بعنوان نمونه در آیه ای می خوانیم: و توبوا الی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون ( نور: ۳۱) همگی بسوی خدا باز گردید ای مومنان تا رستگار شوید! ایام جوانی بهترین فرصت برای تغییر مسیر از زشتی ها و پلیدی ها به سوی پاکی هاست. اسلام پناهگاه مطمئن و محکمی را برای جوانان مشخص نموده آنان نیز باید برای مصون ماندن از سقوط در منجلاب گناهان به آن پناهگاه پناه برده توبه نمایند. پیامبر اکرم ص می فرماید: التوبه حسنه لکنه فی الشباب احسن- توبه از گناه همیشه پسندیده است ولی در جوانی بهتر و پسندیده تر است. به نصایح پدرانه حضرت امام خمینی ( ره ) در این زمینه توجه کنید: ... بهار توبه - ایام جوانی است که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقص تر و شرایط توبه سهل تر و آسانتر است. گیرم که انسان بتواند در ایام پیری قیام به این امر کند از کجا به پیری برسد و اجل موعود او را در سن جوانی و در حال اشتغال به نافرمانی نرباید و به او مهلت ندهد؟ کمیاب بودن پیران - دلیل است که مرگ به جوانان نزدیکتر است. در یک شهر پنجاه هزار نفری پنجاه نفر پیر هشتاد ساله انسان نمی بیند. پس ای عزیز! از مکاید شیطان بترس و در حذر باش و با خدای خود مکر و حیله مکن که پنجاه سال یا بیشتر شهوت رانی می کنم و دم مرگ با کلمه استغفار جبران می کنم. اینها خیال خام است... پس... هر چه زودتر دامن به کمر بزن و عزم را محکم و اراده را قوی کن و از گناهان تا در سن جوانی هستی یا در حیات دنیایی می باشی توبه کن و مگذار فرصت خدا از دستت برود و به تسویلات شیطانی و مکاید نفس اماره اعتنا مکن. نشانه های تائب واقعی: توبه کار واقعی کسی است که هر گاه توبه کند: ((۱)) طلبکاران و ستم کشیدگان را از خود راضی سازد. ((۲)) به عبادتش بیفزاید.((۳)) لباس ( و قیافه ظاهری) خود را تغییر دهد.((۴)) دوستان (فاسد) خود را عوض کند.((۵)) نشست و برخاست ها (دعوتها و پذیرایی ها) را تغییر دهد.((۶)) رفتار خود را در مسائل خانوادگی و زنا شوئی و تربیت فرزندان تغییر دهد و اخلاق و رفتار اسلامی داشته باشد و در مسائل جنسی از راه انحرافی که رفته باز گردد.((۷)) در اخلاق و نیت خود تغییر و تحول داده و در حالات روحی- فکری- قلبی و برخورد های اجتماعی خود تجدید نظر نماید و انگیزه ها و هدفهای مادی خود را به قصد قربت و اخلاص تبدیل کند.((۸)) روحش باز و رویش گشاده باشد و تنگ نظری های قبلی را نداشته باشد و از کمک بدیگران دریغ نورزد.((۹)) از آرزوهای دور و دراز خویش دست بردارد و زبانش را از بدی ها- تهمتها- دروغها- غیبتها و... باز دارد.((۱۰)) در مسائل اقتصادی و هزینه های مالی نسبت به محرومان و گرسنگان جامعه بی تفاوت نباشد و حاضر باشد کمی از هزینه های تشریفات زندگی شخصی خود را در راه رفاه دیگران صرف نماید. هر گاه توبه کننده این صفات ده گانه را مراعات کند توبه حقیقی کرده است. آثار توبه: ۱)) آمرزش گناهان: توبه موجب آمرزش گناهان است تا اندازه ای که توبه کار مانند کسی است که مرتکب گناهی نشده است. رسول اکرم ص می فرماید: التائب من الذنب کمن لا ذنب له- تائب از گناه کسی است که مرتکب گناه نشده است. ۲)) بر خورداری از مواهب الهی و زندگی شیرین: پاکسازی دنیای وجود از آلودگیهای گناه و فساد و آراستگی به ارزشهای انسانی جامعه را بسوی یک هدف تکاملی پیش می برد و محیطی امن و آکنده از صلح و صفا بوجود می آورد انسان نیز از همین رهگذر می تواند بیشتر و بهتر از مواهب زندگی بهره مند و زندگی اش شیرین شود و این همه از آثار توبه و باز گشت بخدای متعال است. چنانکه قران کریم می فرماید: ... توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا...(هود:۳) بسوی او(خدا) باز گردید تا به طرز نیکویی شما را ( از مواهب زندگی این جهان) بهره مند سازد. ۳)) تبدیل لغزشها به حسنات:قران کریم می فرماید: ... من تاب وامن و عمل عملا صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما( فرقان: ۷۰) کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می نماید و خداوند آمرزنده و مهربان است. ۴)) باران رحمت و قدرت و قدرتمندی: قران کریم استغفار از گناهان و باز گشت بسوی خدا را مایه آبادانی- خرمی و اقتدار معرفی کرده می فرماید: ... توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدرارا و یزدکم قوه الی قوتکم...(هود:۵۲) توبه کنید تا خداوند آسمان را برای شما به باریدن فراوان بگمارد و نیرویی بر نیریتان بیفزاید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 17:30  توسط حسین خطیبی
|
اهتمام به واجبات و مستحبات واجبات و مستحبات دستورالعملهایی هستند که خداوند برای سعادت انسان قرار داده و بوسیله پیامبران به مردم ابلاغ کرده است. رسول خدا ص در ضمن حدیثی می فرماید: هیچ عملی نیست که شما را به آتش ( دوزخ ) نزدیک می کند جز اینکه شما را به آن خبر داده- از آن نهی کردم و هیچ عملی نیست که سبب نزدیکی شما به بهشت شود جز اینکه شما را از آن خبر داده به آن امر تان کردم. بنابراین هر عملی که مایه سعادت انسان است به او معرفی و از او خواسته شده که آن را انجام دهد. حال یا به صورت امر الزامی و واجب یا غیر الزامی و مستحب. منظور از اهتمام به دستور العملهای واجب و مستحب این است که در درجه اول این امور برای دستیابی به سعادت انجام گیرد. در مراتب بعد نیز با کیفیت عالی و بر اساس موازین خواسته شده و با خشوع انجام پذیرد. اهمیت واجبات و نقش مستحبات: واجبات همان طور که ذکر شد دستورالعملهای الزامی است که خداوند - کمال انسان را در آن قرار داده است. واجبات محبوبترین چیز نزد خداوند است و در تقرب به ساحت اقدس الهی نقش اساسی دارد. چنانکه امام صادق ع از خداوند تبارک و تعالی نقل می فرماید: ما تحبب الی عبدی باحب مما افتر ضت علیه- بنده ام به چیزی محبوب تر از آنچه بر او واجب کرده ام به من تقرب نمی جوید. مستحبات نیز در اسلام از اهمیت فراوانی بر خوردارند. نقش مستحبات در زندگی انسان این است که موجب تقرب بیشتر انسان نزد خدا می شوند و نیز واجبات را در برابر گرد بادهای سستی و سهل انگاری محافظت کرده نواقص آنها را جبران می کنند. چنانکه امام باقر ع فرمود: انما جعلت النافله لیتم بها ما یفسد من الفریضه - نافله برای این قرار داده شده که نواقص فریضه بواسطه آن جبران شود. اهمیت دادن بواجبات و مستحبات در دو محور فردی و اجتماعی قابل بررسی است: برای اطلاع از ادامه بحث ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 16:8  توسط حسین خطیبی
|
تقوا در تعریف تقوا گفته اند: حفظ کردن نفس است از آنچه بیم ضررش می رود. بخشی از ضررها را عقل سلیم تشخیص می دهد و بخشی را شرع مقدس بیان کرده است و با توجه به این که خواسته های عقل سالم مورد قبول شرع می باشد معنای اصطلاحی تقوا چنین می شود که امام صادق ع فرموده است. ... ان لا یفقدک الله حیث امرک و لا یراک حیث نهاک-- { تقوا یعنی} آنجا که خداوند دستور داده حاضر باشی تو را غایب نبیند و آنجا که نهی کرده تو را مشاهده نکند. جایگاه تقوا در اخلاق اسلامی: تقوا در فرهنگ دینی ارزشی والا دارد و رکن اساسی اخلاق اسلامی محسوب می شود و بدون آن اخلاق و ایمان مفهومی ندارد همان طور که علی ع فرمود: (التقوی رئیس الا خلاق) و ( لا ینفع الایمان بغیر تقوی ) برای اطلاع از مراتب دیگر تقوا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 15:47  توسط حسین خطیبی
|
کلیات کلیات: اخلاق عبارت است از ملکات نفسانی که به سبب آن کارها به آسانی و بدون نیاز به تفکر و تروی ( تفکر و اندیشیدن) از نفس صادر گردد. علم اخلاق در باره ملکات انسانی بحث می کند و انسان را از آثار رذایل و عادات زشت شیطانی آگاه نموده او را برای رسیدن بهدف عالی که داشتن ملکه فضایل اخلاقی است راهنمایی می نماید. موضوع اخلاق انسانیت انسان و هدف آن پیراستن نفس از پستی ها- آراستن آن به فضایل انسانی - توجه دادن به خود شناسی و در نتیجه رساندن انسان به کمال و سعادت است. جایگاه اخلاق در اسلام: قران کریم رمز موفقیت رسول خدا ص را در ایفای رسالتش و گسترش توحید اخلاق نیکوی آن حضرت می داند و می فرماید: فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک (آل عمران:۱۵۹ ) در پرتو رحمت الهی تو با مردم مهربان شدی در حالی که اگر خشن- تند خو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند. با دقت در روایات اسلامی و زندگانی معصومین ع بخوبی در می یابیم که تمام شئون زندگی آن بزرگواران مظهر تجلی خصلت های ارزنده انسانی بوده و به تمام معنا اخلاق الهی را در وجودشان به کمال رساندند و پرچمدار تقوا- فضایل و اخلاق پسندیده انسانی شدند. ضرورت اخلاق و خود سازی: آدمی برای آنکه بتواند از غرایز خود در حد معقول و صحیح بهره گیرد و زندگی مسالمت آمیزی با همنوعان خود داشته باشد و سرانجام به سعادت دنیا و آخرت نایل گردد ناگزیر از تهذیب نفس و خود سازی است از این رو می توان گفت خود سازی قطع نظر از جنبه مذهبی از ضروریات زندگی یک جامعه سعادتمند شمرده می شود. در این زمینه در حدیثی از امیر مومنان ع آمده است:اگر به بهشت و ثواب ( آخرت) امیدوار نباشیم و از آتش و عذاب ( جهنم ) نهراسیم باز هم شایسته است که فضیلتهای اخلاقی را طلب کنیم زیرا فضایل اخلاقی از چیزهایی است که ما را براه رستگاری هدایت می کند. اخلاص اخلاص یعنی خالص کردن و ارادت صادق داشتن و مخلص . یعنی کسی که طاعات و عبادات خود را از هر گونه آلودگی و آمیختگی بغیر خدا خالص کرده انگیزه ای جز تقرب بدرگاه خدا نداشته باشد در نتیجه فقط به او دل می بندد و تعریف و تکذیب دیگران در نظرش یکسان است. خداوند متعال بندگانش را به اخلاص در عبادت امر کرده و می فرماید: فادعوا الله مخلصین له الدین ولو کره الکافرین ( غافر:۱۴) خدا را بخوانید در حالیکه تنها برای او در دین اخلاص می ورزید اگر چه کافران را ناخوش آید. در سخنان پیشوایان معصوم ع تعابیر گوناگونی از قبیل بهترین عبادت- ثمره عبادت- غایت دین- عبادت مقربان الهی و مانند آن در باره فضیلت اخلاص آمده است: در اهمیت اخلاص همین بس که شرط قبولی عمل است و اگر در عملی موجود نباشد بی هدف و بی نتیجه خواهد بود. برای آشنایی بیشتر با راههای کسب اخلاص و ریا و... ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 14:50  توسط حسین خطیبی
|
کلیاتی در باره قران مجید نامهای قران: ((۱)) قران: نام مشهور کتاب آسمانی ما قران است و ۶۶ بار در آن بکار رفته است مانند: لو انزلناه هذا القران علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله(حشر:۲۱) اگر این قران را بر کوهی نازل می کردیم می دیدی که در برابر آن خاشع می شود و از خوف خدا می شکافد. قران از ریشه قراء هم بمعنای قرائت و خواندن است و هم بمعنای جمع کردن. اگر از مفهوم قرائت گرفته شده باشد در این صورت کلمه قران اسم خواهد بود برای آنچه خوانده می شود و اگر از مفهوم جمع کردن باشد نام مجموعه ای خواهد بود که حروف- کلمات- آیات و سوره ها در آن گرد آمده یا احکام - حقایق- معارف و تعالیم عالی دینی که در کتابهای پیشین پراکنده بود در آن جمع شده است. ((۲)) کتاب: واژه کتاب بمعنای مکتوب( نوشته شده) پس از واژه قران بیش از دیگر اسم ها بکار رفته است مانند آیه : الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا (کهف:۱) ستایش مخصوص خدایی است که این کتاب ( آسمانی ) را بر بنده ( برگزیده) اش نازل کرد و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد. ((۳)) فرقان: فرقان در اصل بمعنای چیزی است که حق را از باطل جدا می کند و وسیله شناسایی این دو می باشد: تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا(فرقان:۱) زوال ناپذیر است کسی که قران را بر بنده اش نازل کرد تا بیم دهتده جهانیان باشد. توصیف قران به این نام به این دلیل است که قران وسیله شناخت حق از باطل در مسیر زندگی فرد و اجتماع و معیار محکمی در زمینه افکار- عقاید- قوانین- احکام- آداب و اخلاق است. البته باید توجه داشت که فرقان اسم خاص قران نیست و به کتاب آسمانی حضرت موسی ع نیز اطلاق شده است: ولقد آتینا موسی و هارون الفرقان(انبیاء:۴۸) و ما به موسی و هارون فرقان دادیم. ((۴)) ذکر: در بعضی از آیات قران شریف ذکر ( یاد آورنده ) نامیده شده است: انا نحن نزلنا الذکر...(حجر:۹) ما ذکر ( قران ) را نازل کردیم. اطلاق این نام بر قران بدان دلیل است که قران حقایقی را که بشر با فطرت الهی خود دریافته و در مکنون وجودی او قرار دارد متذکر می شود. برای اطلاعات بیشتر از: اوصاف قران- تقسیم بندی های قران سوره ها و... ( اطلاعات جالب و خواندنی )ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 16:54  توسط حسین خطیبی
|
السلام علیک یا مهدی عج حضرت رسول اکرم ص:افضل العباده انتظارالفرج-برترین عبادت انتظار فرج است. میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت آخرین وصی حضرت رسول اکرم ( ص ) بر عاشقان و منتظران ظهورش و تمام مومنان مبارک و تهنیت باد
زمینه سازی برای حل مسئله غیبت حضرت مهدی عج از آنجا که امام عسکری ع می دانست مشیت الهی بر غیبت فرزند عزیزش تعلق می گیرد. کوشید تا مساله غیبت آن حضرت را در زمان حیات خود حل کند و افکار عمومی را برای پذیرش حادثه ای مهم که تا آن زمان سابقه نداشت آماده سازد. البته روایاتی معتبر که از پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع در باره غیبت دوازدهمین پیشوا رسیده بود زمینه را برای پذیرش این امر مهم آماده کرده بود. ولی دشوارترین رسالتی که امام حسن عسکری ع بر عهده داشت این بود که مسلمانان را آگاه کند که زمان غیبت فرا رسیده است و فرزند بزرگوارش مصداق آن روایات و همان قائم آل محمد ص است از این جهت به دو اقدام دست زد: ۱)) پنهان داشتن فرزند خود از چشم مردم و نشان دادنش به خواص: امام ع افزون بر این ارتباط خود را نیز با مردم محدود کرد و تنها با شماری خاص مرتبط بود و از طریق مکاتبه و تعیین نماینده با شیعیان رابطه بر قرار می کرد تا بدین وسیله با غیبت امام به یکباره از هم نپاشند. ۲)) تبیین و تشریح موضوع غیبت و انتظار فرج در اذهان مسلمانان: آن حضرت این موضوع را از گذر بیانیه ها- اعلامیه ها و نامه های مختلف تبیین می کرد. معتمد عباسی- بشدت از امام عسکری ع مراقبت می کرد و جاسوسانی تحت عنوان پزشک معالج یا خدمتکار- در خانه امام گماشته بود تا زندگی امام ع را از نزدیک زیر نظر بگیرند و دریابند که آیا امام صاحب فرزندی ذکور هست یا نه. سرانجام معتمد که می دید توجه مردم روز به روز به امام ع بیشتر می شود و مراقبت و زندان اثری معکوس دارد تصمیم به قتل امام ع گرفت و آن حضرت را پنهانی مسموم کرد. امام ع پس از هشت روز بستری شدن در هشتم ماه ربیع الاول دویست و شصت هجری به سرای جاوید شتافت و در کنار پدر گرامی اش در سامراء بخاک سپرده شد.
زندگانی حضرت امام زمان ( عج )دوازدهمین امام معصوم و آخرین وصی پیامبر خدا ص در سپیده دم جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری در سامراء چشم بجهان گشود. ( صلوات ) از مشهورترین لقب هایش مهدی- -- قائم--- حجت--- بقیه الله-- است. پدر گرامی اش پیشوای یازدهم - حضرت امام حسن عسکری ع و مادر ارجمندش نرجس دختر یشوعا پسر قیصر روم و از نسل شمعون یکی از حواریون حضرت مسیح ع است. ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 0:36  توسط حسین خطیبی
|
آسیا ۱)) پل خواجو که در زمان سلاطین صفویه در اصفهان ساخته شد. ۲)) خرابه های تخت جمشید یا پرسپولیس: در نزدیکی شیراز قرار دارد از شگفت انگیزترین آثار تاریخی جهان می باشند. این آثار در زمان سلطنت هخامنشیان قصر پادشاهی آنان بود که بدست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد. ۳)) سقف قوسی و تزئینات سالنهای عالی قاپو در اصفهان. ۴)) مسجد امام اصفهان: در زمان شاه عباس در سال ۱۰۲۰ ه.ق ساخته شد. معمار آن استاد علی اکبر اصفهانی بوده و خطاطی آن را استاد علیرضا عباسی انجام داده است. کاشی کاری این مسجد در جهان بی نظیر و یکی از معتبرترین آثار معماری و هنری ثبت شده در یونسکو است. ۵)) مسجد کبود تبریز: بدستور دختر جهانشاه آق قویونلو ساخته شده از معماری های معتبر اسلامی است بنای آن در سال ۱۲۶۵ ه.ق تکمیل گردید. ۶)) آتشکده زردشتیان در نقش رستم: از زیبا ترین و معظم ترین آتشکده هائی است که از زمان باستان باقی مانده است. ۷))ایوان مدائن: یا طاق کسری از آثاری است که از زمان خسرو اول ( انوشیروان) بجا مانده است. بقایای آن در نزدیکی شهر بغداد قرار دارد.شعر معروف خاقانی در مورد این اثر با این بیت شروع می شود: هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان*** ایوان مدائن را آئینه عبرت دان ۸)) مسجد اقصی(قدس): این مسجد بسیار قدیمی است قبله نخست مسلمین بوده قبله گاه مسیحیان و یهودیان جهان است بوسیله حضرت سلیمان در بیت المقدس ( اورشلیم) بنا شده است. ۹)) تاج محل: قبر مرمرین همسر شاه جهان که شاهکار معماری و یکی از کارهای بزرگ بشری در هندوستان است. ۱۰)) بوده گایا: یا گهواره بودائیسم: جائی است که بودا مدت هفت شبانه روز زیر درختی ریاضت کشیده تا اینکه به حقیقت دست یافته است. در معبدی که در این محل قرار دارد مجسمه طلائی با شکوهی از بودا دیده می شود. برای آشنائی با دیگر بناها و آثار ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 22:56  توسط حسین خطیبی
|
جوانی بهار خود سازی: دوران جوانی بستری مناسب برای رشد استعدادهای نهفته انسانی و زمینه ای مستعد برای کسب فضایل و یا رذایل اخلاقی در انسان است. رسول خدا ص فرمود: ان لله تعالی ملکا ینزل فی کل لیلهفینادی : یا ابناء العشرین جدوا و اجتهدوا-- خدای متعال را فرشته ای است که هر شب فرود آمده ندا می دهد: ای جوانان بیست ساله !!! کوشش کنید و ( برای نیل به کمال و سعادت خود ) مجاهده نمایید. امام علی ع در نامه خود به امام حسن مجتبی ع می نویسد: دل نوجوان- مانند زمین خالی است که هر بذری در آن افشانده شود می پذیرد. از این رو پیش از آنکه { عمر زیادی بر تو بگذرد و } دلت سخت گردد به ادب و تربیت تو پرداختم. حضرت امام خمینی ( قدس سره ) نیز خطاب به جوانان فرمود: تا جوانید فکر کنید نگذارید پیر و فرسوده شوید قلب جوان لطیف و ملکوتی است انگیزه های فساد در آن ضعیف می باشد لیکن هر چه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قویتر و محکمتر می گردد تا جایی که کندن آن از دل ممکن نیست. چند حکایت کوتاه از جوانان گذشته- ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1385ساعت 20:54  توسط حسین خطیبی
|
نمونه هایی از شگفتیهای جهان ** قدیمی ترین آثاری که از انسانهای اولیه بدست آمده اسکلتی بوده در غاری در تانگانیکا در افریقا که مربوط به ششصد هزار سال پیش می باشد. ** بلند قدترین انسان معاصر شخصی بوده بنام روبرت پرشیگ که قد وی ۷۰/۲ متر بوده است. این شخص در پانزده ژوئیه ۱۹۴۰ در میشیگان وفات یافت. در حال حاضر شخصی بنام آلبرت یوهان هلندی دارای قدی معادل ۵۴/۲ متر می باشد. بلند قدترین زن تاریخ خانمی بوده بنام ماریان وهد که ۵۵/۲ متر قد داشته وی متولد ۱۸۶۶ بوده است. ** پر اولادترین مادران خانمی بوده است بنام فئودور واسیلت که ۲۹ بار باردار شد و ۶۹ فرزند بدنیا آورد- خانمی بنام هال که ۹۴ سال دارد دو ندیده دارد تعداد فرزندان و نوه ها و نتیجه های او ۲۵۶ نفر می باشند. ** در ۹ ژانویه ۱۹۶۰ خانم آلمانی بنام آمازوگومر ۷ قلو زائید ( ۵ دختر و ۲ پسر )- همچنین در ۱۹۱۸ در نیجریه نیز مادری ۷ قلو زائیده است- اولین دو قلوی بهم چسبیده ماری و آلیزا چالکورنیت هستند که در ۱۵۵۰ در بیدندن انگلستان متولد شدندو ۳۴ سال عمر کردند. دو قلوهای بهم چسبیده سیامی ( چانک و اونک ) که در ۱۸۱۱ متولد شدند با دو خواهر ( سارا و آدلائید ) ازدواج کردند و صاحب ۱۹ فرزند شدند و ۱۷ ژوئیه ۱۸۷۴ در ۶۲ سالگی با فاصله ۳ ساعت از همدیگر فوت کردند- عجیب ترین زایمان دو قلو در سال ۱۸۴۶ در استراسبورگ فرانسه بود که فاصله ما بین دو زایمان ۱۳۷ روز طول کشید- مادری که رکورد دو قلو زائیدن را شکسته خانمی از اهالی سیسیل است که ۱۱ بار دو قلوزائیده است. ** پر وزن ترین نوزاد جهان در سوم ژوئن ۱۹۶۱ در جنوب ترکیه متولد شد و ۸۸۰/۱۰ کیلو گرم وزن داشت- سبکترین نوزاد جهان نیز در ۱۹۳۸ در انگلستان بدنیا آمد که فقط ۲۸۳ گرم وزن داشت. ** در هفتم دیماه ۱۳۶۶ نوزادی دو سر که دارای دو قلب چهار ریه دو معده و دو ستون فقرات بود در تهران متولد شد و فقط یک ماه و نیم زنده ماند. ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 23:53  توسط حسین خطیبی
|
عجایب هفتگانه مقدمه: در مورد آثار و بناهای باستانی عقاید و نظریات مختلفی ابراز شده است عده ای بر این عقیده اند که تمدنهای بسیار پیشرفته با معماری و حجاریهای پیشرفته تر از زمان ما وجود داشته اند که به مرور زمان منقرض گردیده اند. عده ای نیز پا را فراتر گذاشته و ساختمان بناهای با عظمت جهان باستان را به تکنیک و هنر بر تر از قرن بیستم نسبت داده اند. اما هر چه که هست این است که وجود صنعت و هنر و تکنیک و حجاری پیشرفته را در ساختمان این بناها نمی توان منکر شد از اقوال باستان شناسان چنین بر می آید که نیروها و قدرتهای خلاقه عجیب و ما فوق تصوری در بنای این آثار مشاهده گردیده است. تعدادی از این آثار مانند اهرام ثلاثه مصر هنوز وجود دارند- آثار و بقایای پاره ای از آنها امروزه بجای مانده است ( مانند مقبره موزول ) و از برخی نیز فقط تصاویر ذهنی و نقل قولهای تاریخی در دست است ( مانند معبد دیان ) قدرت خلاقه و نیروی انسانی و تفکرات معماری که در این بناها بکار گرفته شده اند با توجه به امکانات محدود آن زمان ( اگر چنین تصور شود) این بناها بقدری محیر القول و عجیب جلوه می نمایند که بدانها عجایب هفتگانه نام نهاده اند این بناها عبارتند از: برای آشنایی با عجایب هفتگانه ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 16:51  توسط حسین خطیبی
|
آپولون خدای موسیقی و پیشگویی و نباتات=( فوبوس)
آتنا رب النوع عقل و هنر ( به رومی= مینرو )
آرتمیس الهه زمین و شکار ( به رومی= دیان)
آفرودیت الهه عشق و زیبایی ( به رومی= ونوس )
آنو خدای آسمان
انلیل خدای زمین
اوشنوس خدای اقیانوسها
ایشتار خدای عشق و باروری
سیس الهه دریا دثا الهه سیل دمتر الهه زراعت ( به رومی= سرس) زئوس خدای خدایان ( به رومی= ژوپیتر ) شاماش خدای خورشید ماکوس الهه شراب مریخ ( مارس) خدای جنگ نانار خدای ماه نپتون(پوزوئیدون) خدای دریاها ولکان خدای آتش ومته الهه خیر و نیکی هرکول الهه شجاعت هرمس خدای تجارت ( به رومی= مرکور ) هستا الهه آتش هفائیس توس خدای صنعت یرس الهه گناه
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 15:44  توسط حسین خطیبی
|
اوتللو و دزد مونا (( عشاق درام ویلیام شکسپیر )) امیر ارسلان و فرخ لقا (( عشاق افسانه های فولکوریک ایران)) بهرام و گل اندام((عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران)) بیژن و منیژه (( عشاق شاهنامه فردوسی)) پل ویرژینی (( عشاق رمان تاریخی برناردن دو سن پیر)) خسرو و شیرین(( در داستانی از نظامی گنجوی)) رومئو و ژولیت (( عشاق درام شکسپیر)) رابعه و بکتاش (( از افسانه های اعراب است که بزبان فارسی نیز در آمده است)) زال و رودابه (( از شاهنامه فردوسی)) زهره و منو چهر (( از دیوان ایرج میر زا)) سلامان و آبسال(( از جامی)) سلیمان و ملکه سبا(( از افسانه های تورات)) سامسون و دلیله(( از افسانه های تورات)) شیرین و خسرو (( از امیر خسرو دهلوی)) فرهاد و شیرین (( از وحشی بافقی)) کلئو پاترا و ژولیوس سزار و آنتوان(( داستان عشق کلئو پاترا ملکه مصر به دو سردار و قیصر روم)) لیلی و مجنون ((اصلش عربی بوده ولی در اشعار شعرای فارسی منجمله نظامی وجامی و مکتبی شیرازی نیز آمده است)) مادام پمپا دور و لویی ۱۶ پادشاه فرانسه ماری آنتوانت ( زوجه لویی ۱۶) و کاردینال روهان ناپلئون و ژوزفین نور جهان ( ایرانی) و جهانگیر ( هندی) وامق و عذرا (( در داستانی از عنصری)) ویس و رامین (( از فخرالدین اسعد گرگانی)) همای و همایون (( از خواجوی کرمانی)) یوسف و زلیخا (( از جامی و آذر بیگدلی))
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 14:2  توسط حسین خطیبی
|
عشق الهی عشق الهی از چه حکایت می کند؟ سخن را با عشق آغاز می کنیماز مفهوم و انعکاس گونه گون آن بافتهای مختلفی از گستره وجودی انسان. عشق از مفاهیم عمیقی است که لغزان و گریز پا از چنگ کلمات می گریزند و در محدوده واژگان نمی گنجند. به گفته شیخ بهایی عشق عبارت است از جذب شدن قلب با مغناطیس زیباییو از حقیقت این جذب و کشش انتظار آگاهی کامل نباید داشت و تنها با عباراتی از آن تعبیر می شود که همین تعبیرها بر خفا و غموض موضوع می افزایند عینا مانند زیبایی که به آسانی درک می شود اما به تعبیر در نمی آید. این سیلاب روانی- سری است که چون بر دهان آید رنگ واقعی خویش را از کف می دهد: می نیاید سر عشق اندر بیان همچو طفلان مهر دارم بر دهانمثنوی معنوی وبر بلندایی جایی دارد که هر تعریفی دربارگاه بزرگی او خرد و حقیر می نماید: هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل گردم از آنمثنوی معنوی اگر با ژرف کاوی بر گوشه هایی از این مسند نشین ادب پارسی پرتوی افکنده شود گوشه ای دیگر از نظر دور می ماند چون ماه که حتی در اوج روشنایی و شکوه تنها نیمی از آن را می توان دید و نیم دیگر در تاریکی مطلق فرو مانده است. در واقع هر گونه پدیده روحی و عاطفی و احساسی در این هاله ابهام قرار دارد و تنها با درک حضوری و بی واسطه است که می توان آن را در حدی که در وجودمان انعکاس یافته لمس کرد و شناخت. همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی پیمانی که در ازل زمان بی آغاز باروح او گره خورده است: مگر بویی از عشق مستت کند طلبکارعهدالستت کند(بوستان-د یباچه ) گویی او خود هرگز سر از این مستی بر نداشت خوشتر از ایام عشق نیافت و دمی از بامداد عشق به شام بی فروغ بی ذوقان گام ننهاد: خوشتر از دوران عشق ایام نیست بامداد عاشقان را شام نیست اگر عاشقی و عشق می جویی ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 20:35  توسط حسین خطیبی
|
فصل هشتم ( درسهایی از فلسفه ) آینده انسان: انسان موجودی است که برای زندگی و بقا آفریده شده نه مرگ و فنا. بنابراین پس از پا گذاردن به عرصه هستی دیگر معدوم نخواهد شد. او مدتی را در این دنیا خواهد گذراند و پس از آن بجهان برزخ و سپس به قیامت کبری روانه خواهد گشت. وجود جهان پس از مرگ مورد تاکید همه ادیان الهی است. ما در این قسمت از بحث نه از دید ادله نقلی مطرح شده در ادیان بویژه دین مبین اسلام - بلکه با نگرش به هستی و استعدادهای انسان به اثبات این حیات به عواملی که مقوم آن حیات و جهت دهنده به آن برای هر شخص می باشند خواهیم پرداخت. وجود عالم پس از مرگ برای انسان را از دو طریق می توان اثبات کرد: ۱)) انسان دارای روحی مجرد از ماده است لازمه وجود چنین روحی زنده بودن ابدی است زیرا موجود مجرد بغیر از مبدا فاعلی که همانا موجود مجرد دائمی است نیاز به مبدا دیگری یعنی مبدا مادی ندارد تا در نتیجه تغییر یا نابودی ماده دگرگون یا نیست گردد. بنابراین زندگی انسان پس از رهایی از دنیا برای او قطعی خواهد بود نه تنها بعنوان یک آینده احتمالی و ممکن بلکه بعنوان یک آینده حتمی و ضروری و این همان تعبیر عمیق قرانی که از قیامت و آینده انسان بعنوان لا ریب فیه نام می برد یعنی هیچ شکی در تحقق قیامت نیست. ۲)) انسان موجودی است که قابلیتها و استعدادهای بی نهایت در وجود او نهفته است لازمه این استعدادها خلود او است. بعنوان نمونه: انسان دارای ظرفیت روحی و علمی سیری ناپذیری است که هر که فرا گیرد باز هم استعداد فراگیری دارد و از جمع آوری اطلاعات خسته نمی شود و یا وجود آرزوهای غیر متناهی نشانه دیگری از وجود این استعدادها در آدمی است. زیرا انسان چیزهایی را که ندارد و بعد به آنها می رسد او را قانع نکرده و بدنبال آن در آرزوی چیزهای بیشتری است. دامنه این طلب برای انسان همیشه باقی است. تفسیر صحیح این مطلب آن است که انسان طالب کمال مطلق است کمالهای جزئی نمی توانند او را اشباع کنند و به همین جهت پس از رسیدن به هر نعمت و یا جمال و کمال - طالب جمال و کمال بالاتری می شود. همچنین انسان بزندگی جاوید اشتیاق دارد. وجود این اشتیاق در آدمی نشان آن است که او را حیاتی ابدی در انتظار است. آیت الله جوادی آملی همین مطلب را که مورد استدلال مرحوم ملا صدرا در اسفار نیز قرار گرفته چنین شرح داده اند: هر انسانی در نهاد خویش بطور وضوح می یابد که به حیات جاوید و زندگی دائم عشق می ورزد و از هرگونه زوال و نابودی رنج می برد و از آن می گریزد و هرگز از اصل زندگی و جاودانه بودن آن ملالی احساس نمی کند و ملالت هایی که احیانا پیدا می شود از اصل حیات نیست. بلکه از رویدادهای نا گواری است که با گذشت آنها و تبدیل به بر خورداری از پدیده های ملائم آن ملالها هم بر طرف خواهد شد. پس اصل اشتیاق به زندگی جاوید محبوب نهانی و نهایی هر انسان است و چون در قلمرو تکوین و جهان حقیقت ( نه پندار ) هیچ چیزی باطل و بیهوده نیست. بنابراین یک زندگی دائم و حیات مصون از مرگ در عالم وجود دارد که اشتیاق به آن در نهاد انسانها آرمیده و علاقه به آن محبوب درونی و نهایی هر انسان خواهد بود. زیرا اگر یک چنین حیاتی در جهان آفرینش نمی بود این اشتیاق نهفته فرا گیر که هر انسانی در خویشتن آن را می یابد عاطل و بیهوده می بود... ( وچون) زندگی جاوید و حیات مصون از مردن در دنیا ممکن نیست و هیچ فردی در این عالم برای همیشه نمی ماند بنابراین وجود عالمی که مصون از زوال و محفوظ از پدیده مرگ باشد یعنی وجود قیامت که در آن مرگ راه ندارد ضروری و قطعی است. اکنون که با توجه به مطالب فوق ثابت گردید که انسان موجودی ابدی است که در هر زمان مرحله ای از زندگانی خود را بسوی کمال وجودی اش می گذراند و هرگز بسوی فنا پیش نمی رود باید توجه نمود که برای شناخت صحیح و اصولی از شخصیت انسان هرگز نباید دورانهای زندگی یک انسان را دورانهای مستقلی از هم فرض کرد که پس از طی هر دوره شخص بدوره بعد منتقل می شود و گویا همانند شخصی است که پس از انهدام خانه و اساس زندگی اش بخانه جدیدی منتقل می شود و زندگی تازه ای را بدون ارتباط با گذشته از سر می گیرد بلکه انسان یک شخصیت واحد است که از ابتدای انعقاد نطفه مسیر تکامل را آغاز کرده و همه مراحل او را بسوی تکمیل همان شخصیت واحد سوق می دهند البته این تکمیل شخصیت گاهی در جهت خیر و صلاح اوست و گاهی در جهت شر و فساد او. با همین دید باید پیوستگی زندگی دنیا - برزخ و قیامت و منزلگاه نهایی هر انسان را مورد توجه قرار داد. زیرا شخصیتی که در همین جهان برای او شکل می گیرد در جهان های بعدی بروز و ظهور کرده و تجلی می یابد. بعبارت دیگر شخصیت آینده او وابسته به عملکرد گذشته اوست و برای مطالعه پیرامون موقعیت آینده او باید به گذشته اش نگریست. برای آگاهی از نقش ایمان و عمل در آینده انسان ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 16:38  توسط حسین خطیبی
|
فصل هفتم ( درسهایی از فلسفه ) آزادی- اختیار و مسوولیت انسان هر انسانی با مراجعه به وجدان خویش می یابد که در انتخابات راه و روش و اعمال و کردار خویش تا حد زیادی آزادی دارد. در مسائل مادی زندگی خود می تواند خوراک- پوشاک- محل سکونت و... را انتخاب کند. در مسائل معنوی نیز هر کس می تواند راه و روش خاصی را بر گزیده و به آیین و آداب خاصی عمل نماید.هر کس در راههای گوناگونی که در برابرش قرار می گیرد می تواند هر کدام را که خواست بر گزیند و این امری است که هر انسانی در درون خویش آن را می یابد. البته گاهی بدلیل آشنایی بر ذهنیتها و احاطه بر عوامل خارجی نسبت به یک فرد راهی که انتخاب می کند از قبل برای ما مشخص است ولی در همان حال نیز قوه اراده و اختیار از او سلب نشده و امکان انتخاب برایش محفوظ است. از طرف دیگر می داند که این آزادی و اختیار بیهوده به او داده نشده و اعطای چنین حقی در مقابل موجودات دیگر که دارای قوه انتخاب نیستند بطور حتم در پی هدفی بوده و مسوولیتی برای او ایجاد می کند که باید در مقابلش پاسخگو باشد. علاوه بر وجدان آیات فراوانی از قران بر آزادی و اختیار انسان گواهی می دهد که می توان آنها را به چند دسته تقسیم کرد: (۱) آیات مربوط به رسالت پیامبران و دعوت انسانها به هدایت با انذار و تبشیر- اگر از نگاه قران بشر مختار و آزاد نبود ارسال پیامبران و دعوت آنان با وعده دادن و ترساندن معنا نداشت. (۲) آیاتی که به صراحت از اختیار و آزادی انسان در پذیرش یا نفی ایمان سخن می گوید مانند: انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا ( دهر:۳) ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد و ( پذیرا گردد) یا ناسپاس! (۳) آیاتی که ایمان اجباری را خواست خدا نشمرده و آن را نفی می کند.ما نند: ولو شاءالله ما اشرکوا ...(انعام:۱۰۷) و اگر خدا می خواست ( همه به اجبار ایمان می آوردندو) هیچ مشرک نمی شدند. (۴) آیاتی که پیامبران را فقط دعوت کننده - راهنما و ترساننده شمرده و غیر آن را از آنان نفی می کند. مانند: فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر (غاشیه:۲۲) پس تذکر بده که تو فقط تذکر دهنده ای! تو سلطه گر بر آنان نیستی که ( بر ایمان) مجبورشان کنی. (۵) آیاتی که انسان را در طول عمر در معرض ابتلا و آزمایش می داند و زندگی و مرگ را ابتلا می شمرد و اصولا آزمایش و ابتلا زمانی حقیقت پیدا می کند که انسان مختار صاحب اراده و آزاد باشد. و بسیاری از آیات دیگر که بر اختیار و آزادی انسان دلالت دارد. برای آگاهی از: شبهه جبر- شبهه تفویض-شبهه جبرهای طبیعی-تاریخی و اجتماعی- اراده حق تعالی و آزادی انسان- توسل بزور و آزادی انسان و... ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 15:23  توسط حسین خطیبی
|
دوستان چند روز نبودم --- نبودم از اینکه در کلینیک چند منظوره درد بیمارستان خاتم الانبیاء تهران زیر نظر پزشکان انواع آزمایشات و تصویر برداریهای مختلف را جهت درمان انجام می دادم. در نتیجه پس از سه روز آنالیز کامل بدن در ساعت ۳۰/۱۵ تاریخ ۷/۶/۸۵ کمیسیون عالی پزشکی متشکل از سیزده پزشک که دو نفرشان خارجی بودند تشکیل و به این نتیجه رسیدند که نمی توان برای بار سیزدهم عمل جراحی انجام داد لذا بمدت دو ماه دارو تجویز و در این مدت اگر سی درصد بهبودی حاصل شد ادامه درمان با دارو انجام گیرد در غیر این صورت برای ادامه درمان بخارج از کشور اعزام شوم. قابل توجه آن است که هیچ یک از پزشکان جرات قبول مسوولیت عمل جراحی را نداشتند. آخر می دانید که ما قربانی سلاحهای شیرین بخصوص مواد شیمیایی دموکراسی و حقوق بشر !!!!!!! کشورهای غربی و شیطان بزرگ هستیم. لذا باز هم درد- باز هم رنج و عذاب- باز هم انتظار و باز هم... فعلا اگر مصلحت الهی باشد تا دو ماه دیگر همیشه بروزم. در این مدت خیلی از دوستان اظهار لطف کرده اند که از همگی آنها از صمیم دل سپاسگذارم. امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشند. تقدیم به دوستان بزرگوار
+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 20:49  توسط حسین خطیبی
|
السلام عليك يا نور چشم پيامبر خدا ص يا ابا عبدالله يا مظلوم كربلا يا ثار الله سوم شعبان سالروز فرخنده ميلاد سومين اختر آسمان ولايت و امامت حضرت امام حسين ع و روز پاسدار بر حضرت بقيه الله اعظم عج و نايب بر حقش ولي امر مسلمين و تمامي عاشقان عشق و ايثار و شهادت و تمامي پاسداران انقلاب اسلامي مبارك و تهنيت باد السلام عليك يا عباس يا ابوالفضل يا علمدار كربلا يا سقاي تشنه لب كربلا چهارم شعبان سالروز ميلاد فرخنده ي عباس بن علي يادگار حيدر كرار فاتح قلعه خيبر و سقاي تشنه لب دشت نينوا يار بي رياي حضرت ابا عبدالله الحسين ع و بزرگ جانباز تاريخ اسلام و روز جانباز بر حضرت بقيه الله اعظم عج و نايب بر حقش ولي امر مسلمين حضرت آيت الله العظمي خامنه اي( قدس سره) و تمامي عاشقان و جانبازان هميشه سر افراز مبارك و تهنيت باد السلام عليك يا علي بن الحسين يا سجاد امام الساجدين يا بيمار كربلا پنجم شعبان المعظم سالروز ميلاد فرخنده چهارمين اختر آسمان ولايت و امامت حضرت علي بن الحسين ع امام الساجدين و روز بيمار بر حضرت بقيه الله اعظم عج و نايب بر حقش ولي امر مسلمين و آفتاب فروزان ايران اسلامي و تداوم گر نهضت حسيني حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ( قدس سره ) و تمامي عاشقان ولايت و امامت و بيماران مبارك و تهنيت باد. براي آشنايي با زندگاني حضرت امام حسين ع و حضرت امام سجاد ع ادامه مطلب را كليك كنيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 19:9  توسط حسین خطیبی
|
فصل ششم منزلت انسان قران کریم بر پایه واقعیتهای مربوط به انسان هم از وی ستایش کرده و هم نکوهش. عالی ترین و بزرگترین نکوهشهای قران مربوط به انسان است. برخی انسان ها را از همه موجودات زمینی و آسمانی - حتی از فرشته بر تر دانسته و بعضی دیگر را از چار پایان هم پست تر شمرده است. در این فصل به بر رسی اجمالی منزلت انسا از دیدگاه قران کریم می پردازیم: جانشینی خدا در زمین: قران کریم انسان را بعنوان جانشین خدا در زمین ( خلیفه الله ) معرفی کرده است: و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون--- و علم ادم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبئونی باسماء هولاء ان کنتم صادقین--- قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم --- قال یا ادم انبئهم باسمائهم فلما انبئهم باسمائهم قال الم اقل لکم انی اعلم غیب السموات والارض و اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون( بقره:۳۰ و۳۳ ) هنگامی که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند ( پروردگارا) آیا کسی را در زمین قرار می دهی که فساد و خونریزی کند ( اگر هدف از آفرینش انسان عبادت و بندگی و تسبیح و تقدیس توست) ما تو را عبادت کرده و به تقدیس تو می پردازیم. پروردگار فرمود: من حقایقی می دانم که شما نمی دانید. سپس علم همه اسماء را به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید اسامی اینها را بمن خبر دهید! فرشتگان عرض کردند: منزهی تو ! ما چیزی جز آنچه بما تعلیم داده ای نمی دانیم تو دانا و حکیمی. فرمود: ای آدم! آنان را از اسامی ( و اسرار ) این موجودات آگاه کن. هنگامی که آنان را آگاه کرد خداوند فرمود: آیا به شما نگفتم که من غیب آسمانها و زمین را می دانم؟! و نیز می دانم آنچه را شما آشکار می کنید و آنچه را پنهان می داشتید! این آیه از مهم ترین آیات قران مجید در زمینه معرفی انسان و منزلت واقعی اوست. برخی از نکات قابل توجه در آیه عبارت است از: برای آگاهی بیشتر ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 18:13  توسط حسین خطیبی
|
فصل پنجم ( درسهایی از فلسفه ) گرایشهای درونی انسان ۱) فطرت: فطرت از ماده فطر می باشد. مفهوم این کلمه ابداع و خلق کردن است و به یک معنی آن را آفرینش بدون سابقه می دانند. بطور مثال وقتی گفته می شود: انا فطرت البر -- یعنی من چاه را برای اولین بار حفر کردم. فطرت با این وزن فعله فقط در یک آیه آمده و آن هم در مورد انسان است. قران می فرماید: فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ( روم:۳۰) رو به جانب آیین پاک آور- آن فطرت خدایی که مردم را بر آن آفرید. دگرگونی در آفرینش الهی نیست. این آیه گویای آن استکه آفرینش انسان بگونه خاصی بوده و ویژگیهای منحصر بفردی در او قرار گرفته است که می تواند بواسطه آنها رشد و بالندگی برسد و امکان ندارد با تعلیم و تربیت آن خصوصیات را بدست آورده باشد. بعنوان مثال حقیقت خواهی یا کمال خواهی امری نیست که ضرورت های اجتماعی برای انسان بوجود آورده باشد بلکه او حقیقت خواه آفریده شده است و این حس در نهاد و سرشت او ریشه دارد بگونه ای که می توان بواسطه آن قوانینی کلی در باره همه انسانها و برنامه های تربیتی کلی برای انسانها تنظیم کرد. مسائل مربوط به فطرت در دو بخش قابل بررسی است: بخشی در باره شناختهای فطری است که آیا همزمان با تولد انسان شناخت های مرتکز فطری در وجود او هست یا نه؟ و بحث دیگر مربوط به گرایشهای فطری است که انسان چه گرایشهایی را ابتدا بهمراه خود دارد؟ در این قسمت بشرح اجمالی این دو بعد فطرت می پردازیم و سپس تفصیل این دو بحث را در مورد خدا شناسی که از اهم مصادیق امور فطری است بررسی خواهیم کرد. شناخت های فطری: در باره شناخت های فطری نظرات متفاوتی ارائه شده است که بعضی از آنها با نظر قران در این باره تفاوت فاحشی دارد. در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم: الف)) نظر افلاطون : وی معتقد است که انسان قبل از تولد به همه امور علم پیدا کرده است زیرا روح قبل از تعلق به بدن در عالم دیگر ( عالم مثل ) بوده و در آنجا به همه حقایق علم پیدا کرده است و عالم ماده و جسم بین او و معلوماتش حجاب شده است بنابراین با تعلیم و تعلم آنچه که می دانسته به یادش می آید. برای آگاهی ازنظر تجربه گرایان- نظر کانت و دکارت و دیدگاه قران و گرایشهای فطری و فطرت خداجویی و خداشناسی و فرق فطرت با طبیعت و غریزه و عواطف و احساسات ادامه مطلب را کلیک کنید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 4:7  توسط حسین خطیبی
|
فصل چهارم (درسهایی از فلسفه) علم و ادراک انسان: از مسائل اساسی در موضوع انسان شناسی بحث در موضوع علم و ادراک انسان است. در این موضوع سوالاتی از این قبیل مطرح است آیا امکان شناخت و آگاهی برای انسان وجود دارد یا نه؟ نحوه علم و ادراک انسان چگونه است؟ ابزارهایی که در دست یافتن انسان به علم و آگاهی کمک می کنند کدامند و هر کدام انسان را به چه علمهایی رهنمون می کند؟ و ... در این فصل بخواست خداوند به این پرسشها پاسخ خواهیم داد. امکان شناخت: انسان موجودی است که خداوند امکان و قدرت شناخت را برایش مهیا کرده و حتی او را قادر کرده که خود به تشخیص شناخت های صحیح از نا صحیح خود بپردازد و با داوری میان آنها سره را از نا سره جدا کند. قران مجید به علم و ادراک و شناخت انسان صحه می گذارد و به همین دلیل در موارد فراوانی با تشویق به فرا گیری- تفکر- تدبروسیر و مطالعه در آیات آفرینش انسانها را به شناخت دعوت کرده است. مذمت از تقلید پیشگان نیز تاکید مجددی بر حقیقت مساله شناخت است زیرا تنها افرادی دست به دامان تقلید مذموم زده و خود را از ثمرات شناخت محققانه محروم می کنند که در کار پژوهش و کسب علم و آگاهی کاهل و سست هستند. برای آگاهی از مطالب ابزار شناخت( حس- عقل-قلب و...) ادامه مطلب را کلیک کنید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:52  توسط حسین خطیبی
|
|
|